ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و چهار
یاسر در واقع محصول خود سازمان بود شرایطی که سازمان برای افراد بوجود میآورد باعث طغیان آنها میشود. کودکی که در درون تشکیلات سازمان رشد میکند و بزرگ میشود. بعد مادرش طی یک عملیات کشته شد سپس او تحت سرپرستی نامادری و به قول معروف همسر و مادر ایدئولوژیک بزرگ شد در یک مقطعی به خارج منتقل می گردد بعد از سالها دربدری و آوارگی دوباره به اشرف و مناسبات سازمان باز میگردد در نهایت به دشمن سازمان مبدل میشود.
جنگ خلیج و آواره کردن کودکان معصوم توسط رجوی
کودکان را می دیدم که گریه آنها قطع نمی شد و خودشان را به شیشه های اتوبوس می کوبیدند سران ظالم سازمان در این رابطه بی تفاوت بودند زنهایی که برای بدرقه فرزندانشان به محل آمده بودند فقط اشک می ریختند. صدای یک زنی به گوشم می رسید با صدای بلند می گفت ما بدون کودکانمان در این جا چکار کنیم تنها دل خوشی ما کودکان ما بودند آنها را کجا می برید
چرا مرا از پدر و مادرم جدا کردند؟ – قسمت دوم
بعد از اینکه هیجده ساله شدم توانستیم پاسپورت هلندی بگیریم. آنروز هرگز یادم نمی رود. کیک خوشمزه ای را بین همه تقسیم کردیم ولی من در نهانم غم می جوشید و درونم را آتشم می زد. این اندوه و فشار هر سال بیشتر شد به همون نسبت که بیشتر به عمق قضایا می اندیشیدیم بیشتر در خودم فرو می رفتم و برایم سئوال ایجاد می شد که چرا آنها (پدر و مادرم) جدائی از من را پذیرفتند و چنین تصمیمی گرفتند
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و سه
بعد از خلع سلاح و وقتی از پراکندگی به اشرف بازگشتیم همه میدانیم که محفل زدن بچه ها زیاد شد در این بین من از بچه ها می شنیدم که مصطفی رجوی با بچه های میلیشیا محفل میزد و توسط بچه های میلیشیا این موضوع به ما منتقل میشد. غالبا مصطفی رجوی با مواضع و حرفهای مریم و مسعود تناقض داشت که چرا علیرغم وعده های مسعود و مریم نیروهای مجاهدین تسلیم شدند و سلاح های خود را بر زمین گذاشتند؟
چرا مرا از پدر و مادرم جدا کردند؟
بدین گونه اتفاق افتاد که در یک شب نا آرام در زمان جنگ خلیج که انفجار گلوله ها همه جا را پر کرده بود من و خواهر و برادرم به همراه صدها تن از بچه های اعضاء مجاهدین با اتوبوس اشرف را ترک کردیم. در آن زمان من هنوز 9 سال داشتم مجاهدین به ما گفتند که در عراق امنیت وجود ندارد زمانی که شرایط بهتر شود ما دوباره برمی گردیم. پدر و مادرم بسیار مضطرب بودند ولی سعی می کردند که خود را آرام نشان دهند.
نقض حقوق بشر یکی از دلایل بی اعتمادی ایرانیان به مجاهدین خلق است
گزارش وزارت خارجه امریکا در ماه می 2011 بر عدم وجود حمایت مردم ایران از سازمان مجاهدین خلق در داخل و خارج از کشور تاکید دارد. در این گزارش قید گردیده که”باید گفت که ایرانیان در صورت لزوم احتمالا بجای حمایت از این سازمان، به مقابله با آن قیام کنند” و می افزاید”هر گونه حمایت امریکا از مجاهدین خلق بشدت به سابقه امریکا در بین ایرانیان لطمه زده و احساسات ضد امریکایی ایرانیان را بر خواهد انگیخت”.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و دو
اجازه نمی دادند مصطفی در نشست عمومی صحبت کند هر موقع مصطفی می خواست پشت میکروفن بیاید مانع اش می شدند. یک بار در نشست عمومی پشت میکروفن رفت تا صحبت کند که سریع یکی از این مسئولین به طرف او رفت و به گوشش چیزی گفت سپس دست مصطفی را گرفت و به همراه خودش به بیرون از سالن برد. دیگر اجازه ندادند تا مصطفی در نشست های عمومی صحبت کند. به نظرم همین مسائلی که آقای مهران کریمدادی در جلسات گذشته در باره تناقض های مصطفی بیان کردند باعث میشد تا مسئولین سازمان اجازه ندهند او در نشست ها صحبت کند
نقض حقوق اساسی انسانها از سوی رهبران مجاهدین
قرائت و شواهد فراوانی تصریح دارد که سران مجاهدین به جز اهداف فرقه ای به انسان ها و عواطف و حقوق بنیادین شان کمترین ارزش و اهمیتی قائل نیستند. طرح خواسته ها و مطالبات از سوی خانواده ها و نادیده انگاشتن این امر مشهود از سوی رهبران بیرحم و تبهکار مجاهدین، دلیل محکمی ست که فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین و سران آن نسبت به رعایت کرامت و شان انسانها و احترام به حقوق ذاتی آدمی ناتوان و عاجزند؟
به خانم عبادی پیشنهاد می کنم ما را در سفر به کمپ عراق جدید همراهی فرمایید
خانم عبادی، جای خوشوقتی است که بعنوان یک ایرانی در امریکا ما را مطلع کردید که دولت منتخب عراق حق و اجازه دارد تا حاکمیت بر سرزمین خود داشته باشد و گروهی غیرعراقی که هنوز در لیست تروریستی امریکا هم هست نباید این حق را تحت حمایت لابی اسرائیل در واشنگتن نقض نمیاد. ولی جای تعجب است که بعنوان یک وکیل بدون حتی دست زدن به جلد پوشه و پرونده مورد بحث و بواسطه مشاهده فیلمی در یوتیوب به یکباره دولت یک کشور سی و اند میلیونی را متهم به”کشتار مردم” می نمایید.
به مناسبت روز جهانی زن
براستی چرا نمیتوانم با صدای بلند فریاد بزنم که من از این زندان مخوف و رعب انگیزی که تحت نام اشراف برایم ساخته اید بیزام و میخواهم آزاد برای خودم زندگی کنم.آری من یک زن هستم با تمام ویژگی های آن! با تمام لطافت و حساسیت!چیزی که حتی بیانش در مجاهدین جرم است! آنها از زنان خود انسانهایی خشن و خشک مغز ساخته اند که حتی نتواند به فلسفه خلق شدنش توسط خداوند هم فکر کند.
زنان قربانیان اصلی فرقه تروریستی رجوی زن ستیز
بنابر افشاگری خانم بتول سلطانی از اعضای شورای رهبری سازمان، رجوی های جنایتکار برای عقیم کردن زنان و سوء استفاده از آنان، با کلک ها و حقه های گوناگون و منجمله به بهانه داشتن سرطان رحم، زنان را به بیمارستان برده و رحم 150 تن از آنان را خارج نمودند و این به خوبی نشان می دهد که رجوی های دیکتاتور تا چه حد زن ستیز بوده و زنان قربانیان اصلی این فرقه تروریستی می باشند
زنان قرارگاه اشرف در معرض خشونت سیستماتیک
واقعیت های گزنده و دردناکی که زنان رها شده از مناسبات قرون وسطایی و زن ستیز مجاهدین در رابطه با پوچی و سستی مناسبات درونی تشکیلات مجاهدین و سرکوبی احساسات زنانه به شکلی همه جانبه مطرح میکنند اذعان به واقعیتی آشکار است. اینکه رهبری مجاهدین آگاهانه اقدام به تهی نمودن زن از همه ی ویژگی های زنانه برای استثمار و بردگی او می نماید.

