نامه سرگشاده خانم زهرا السادات میرباقری به مجامع بین المللی و حقوق بشری

دو خواهرم کبری و اکرم و برادرم علیرضا را از کمپ لیبرتی سازمان مجاهدین فرقه رجوی در عراق نجات دهید با سلام و احترام من زهرا السادات میرباقری کاندیدای سابق شورای رهبری در سازمان مجاهدین خلق بودم که موفق شدم سال 1390 شمسی 2011 میلادی از کمپ اشرف در عراق فرار کنم وطی مراحلی با وجود بیماریهای زیادی که در اثر شکنجه های روحی و جسمی توسط سازمان مجاهدین بر من تحمیل شد بالاخره با تلاش موفق شدم پناهندگی در اروپا بدست بیاورم. همانطور که می دانید اخیرا کمپ لیبرتی هدف حملاتی قرار گرفت و6 کشته و تعداد زیادی مجروح شده اند. از آنجا که این تشکیلات و رجوی امکان هر گونه ارتباط خانوادگی با این نفرات را ممنوع کرده است من نگران سلامتی خواهرانم و برادرم اکرم متولد 1351 و کبری متولد 1345 و علیرضا متولد 1348 هستم التماس می کنم که ترتیباتی اتخاذ بشود که آنها بتوانند با من که خواهر نگران هستم حداقل تماس بگیرند و خبر سلامتی بدهند. من که هیچ شماره تلفن و امکان ارتباطی با اینها ندارم و هر بار هم که با دفاتر و اعضای وابسته به این سازمان تماس گرفته ام فحش وناسزا از آنها شنیده ام و پاسخ درست و منطقی نمی دهند. درشرایطی که مادر دردمند من برای دیدن وآزادی سه فرزندعزیزش در لیبرتی لحظه شماری می کند فرزندانش را رهبران سازمان مجاهدین خلق با مغزشویی و اجبارات فیزیکی و روحی شدید مجبور می کنند که خط و دستورالعمل های مسعود رجوی را انجام دهند.من بیاد می آورم که وقتی در کمپ اشرف اسیر این سازمان ورهبری آن بود بطور نوبه ای ما ساکنان اشرف را با متنهای کامپیوتری که ازطرف مسعود رجوی بصورت پیام کتبی به ما دیکته می شد نامه هایی را برای مجامع حقوق بشری ازجمله سازمان ملل متحد بنویسیم و امضا کنیم، این اجبارات در شرایطی بود که من وصدها نفر مانند من خواهان جدایی وآزادی از سازمان مجاهدین خلق بودیم به ما رجوی دیکته می کرد که بگویید وامضا کنید که میخواهید درکمپ اشرف تا آخر بمانید ترس و کنترل شدید و اسارت ذهن عوامل ادامه این گروگان نگه داشتن افراد توسط رجوی بود این درشرایطی بود که من سه بار اقدام به فرار ناموفق ازسازمان کرده بودم هیچگاه نمی خواستم درکمپ اشرف و سازمان بمانم وبرای حضورودیدارنماینده گان سازمان ملل و یونامی لحظه شماری می کردم تا در فرصتی مناسب بتوانم از چنگال آنها رها بشوم. این تشکیلات برای اختیاری و داوطلبانه نشان دادن ماندن در عراق افرادی را خودش به خارج می فرستد و هدفش از آن افراد کار تبلیغاتی است. شرح همه جانبه فعالیتهای سکت سازمان مجاهدین فرقه رجوی مستلزم وقت زیاد است و من خواهان دیدار باشما و توضیحات کامل در فرصتهای بعدی هستم اما الان از شما فقط می خواهم که بتوانم با این سه تن از بستگانم دیدار کنم و جانشان را نجات بدهم. آری خواست واقعی ساکنان لیبرتی مثل من آزاد شدن از عراق و تشکیلات رجوی است مثل خودم که تا وقتی که در چنگال این تشکیلات اسیر بودم نمی توانستم صدای واقعی ام را بگوش شما برسانم. از شما بعنوان مدافعان حقوق بشر و از یونامی در بغداد استدعا می کنم که فریب این نامه ها و تعهدها و ایمیل هائی که به اسم افرادی مثل خانواده من برای شما فرستاده می شود را نخورید چرا که کسانی که سالیان دراز است از جامعه و خانواده قطع بوده اند خیلی متفاوت هستند با انسانهای معمولی و آزاد و حتی در دستگاه زندانیان عادی هم نیستند. این تشکیلات خواهر عزیزم را وادار به توهین به من و نوشتن نامه بر علیه من که خواهرش هستم، کرده است و من بخوبی از شیوه های کنترلی و بهره برداری تبلیغاتی این سازمان آگاه هستم. و انسانها همه ابزاری برای اهداف رجوی هستند. امیدواریم و از شما انتظار داریم که به صدای ما آزاد شدگان از این سکت توجه کنید و کاری برای آن بچه ها بکنید. با تشکرواحترامات زهرا السادات میرباقری 10 فوریه 2013

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.