ادعاهای کذب مریم ر جوی خاطره ای از نقض اولیه حقوق انسانها در تشکیلات رجوی
حسرت روز مرد و روز پدر سوگ خاموش مردانی که پدر نشدند
بهره برداری رجوی از زنان خشونت علیه زنان در مناسبات مجاهدین خلق از منظر حقوق بین الملل
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت سوم
من تعجب می کنم که شما این حرف را می زنید زیرا شما از همسرت جدا شدی و باید فکر او را از سرت خارج کنی و در مناسبات سازمان از این حرف ها و تمایلات خبری نیست سعی کن این نوع افکار و تصورات منفی و متناقض را از خود دور کنی.” اما من با اصرار و التماس از او خواستم تا زمانی برای دیدار من و آرام تعیین کند حتی اگر دو دقیقه باشد. و خیلی برخواسته ام تاکید کردم تا اینکه معصومه گفت:” مهم نیست فقط یکبار اجازه به تو می دهم که همسرت را ببینی به شرط آن که هیچکدام از افراد پذیرش متوجه این ملاقات نشوند.
وضعیت بحث برانگیز اعضای مجاهدین که در عراق نگهداری میشوند
آخرین باری که معصومه رساهید پسر خود را دید سال 2004 بود. از آن زمان تاکنون، فوق العاده انجام سفر به عراق خطرناک شده است. آمریکا هنوز نتوانسته است تصمیم بگیرد که با سازمان مجاهدین خلق چکار کند. دولت ایران بر اساس گزارشات رسیده پیشنهاد داده است تا برخی اعضای اسامه بن لادن را که میگوید در اختیار دارد با رهبران سازمان مجاهدین خلق معاوضه نماید و به اعضای معمولی اجازه بدهد تا به ایران و نزد خانواده های خود بازگردند.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت چهارم
بوی تعفنش همه جا را میگیرد چون راه حلی که رهبری سازمان برای رفع مشکلات جنسی افراد قرارگاه اشرف ارائه داد نه تنها منطقی و واقعبینانه نبود که کاملا نسخه غیر علمی و غیر تخصصی بود. آقا جان اصلا این بچه ها هنگام ورودشان به اشرف بیمار نبودند و یا مشکلات جنسی نداشتند همه آنها سالم و طبیعی بودند و این مسعود بود که با ابداعات آن چنانی شاهکار کرد و بیشتر افراد را در مناسبات سازمان مبدل کرد به یک منحرف جنسی و اخلاقی.
کودکان عراقی تحت سرپرستی مریم رجوی
تمام فعالیت هایی که این روزها فرقه ی رجوی با عنوان گردهمایی و.. انجام می دهد، چیزی نیست جز تلاش برای خروج از لیست های تروریستی، اما از بدشانسی شان همه ی این دست و پا زدن ها نتیجه ی عکس می دهد و واقعیت وجودی آن ها را بیش از پیش آشکار می کند.
« آیدا در آینه »ی حوادث و حقایق
پرده ی پاره و مندرس! برای تماشاییان، بخصوص « ما » که ازنقش بازیگری سیاهی لشگر در بساط این تئاتر ورشکسته و نمایشات بی مایه اش رسته ایم، نکته های تکان دهنده در بردارد. بازیگر خیره سر نقش اول، در یاوه گویی هایش سینه برای بنزین خلق قهرمان ایران می درانید. فیا عجبا عجبا! دزد قهاری که در زمره ی یاران علی بابا، قوت وروزی خلق محروم عراق قورت داده و جام های خون سرکشیده است و پیش از آن بانی فتنه ی هفت رنگ سرقت ازقبیل:
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۴
سازمان از چه اهرمی برای فشار به نیروها استفاده می کرد؟ در اشرف به نیروهای معترض می گفتند تنها جایی که هستی اینجاست، بیرون از اینجا مرگ است و نابودی و اگر به ایران بروید کارتان ساخته است. چون بهشت موعود همین جاست و دنیای بیرون از اینجا شما را به نابودی می کشاند. ما تصورمان در رابطه با ایران اینگونه شکل گرفته بود.
دنیا همیشه یه جور نمی مونه
بازهم مجدداً مجبور به نوشتن شدم. ولی خب من از دست اندر کاران سایت برای چاپ مطالبم تشکر میکنم زیرا لااقل در اینجا کسی نمیتواند صدای مرا در حلقوم خفه کند و میتوانم حرفم را بزنم. بسیار خوشحال شدم از اینکه مجدداً دوتن از برادران عزیزم برای پاسخگویی به من مورد استفاده قرارگرفته اند. حالا اگر خودشان این مطالب را نوشته اند بماند اما دستور فارسی و انشاء جملات مانند قبلی هاست.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۳
ببینید، ما بحث علمی می کنیم یک بحث کارشناسی و ارزیابی واقع بینانه در رابطه با سرکوب امیال درونی افراد در اشرف مد نظرما است. در واقع هر چقدر بازتر صحبت کنیم و داده ها شفاف باشد تحلیل و جمعبندی و نتیجه گیری ما منطقی تر و عالمانه تر است.
نامه ای از خانم سوسن نوروزی به مسعود خدابنده و پاسخی کوتاه
من به بخش به اسارت رفتن روح و روان بازماندگان در تشکیلات کاری ندارم صحبت های شما متین که مطمئن هستیم گوش شنوایی وجود ندارد! ولی حداقل امیدواریم خود آن افراد ماهیت رهبریت اشان را درک کنند وگرنه برای خانم و آقای رجوی و همپالگی هایشان (که نامشان نیز روح هر آدم باشرفی را دچار رعشه میکند) دیگر حسی از عطوفت و محبت باقی نمانده تا نگران تباه شدن عمر بازماندگان تشکیلات باشند
راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بگذار برایت شکایت کنم که این شیاطین مجسم در پایداری ام به حقوق فرزندانم و وفاداری بر پیمانی عاطفی و شرعی و قانونی که با همسرم بسته ام، صفاتی برمن بستند که از نوشتن آن کلمات شرم دارم،(حتی از خواندن آن مطالب شیطانی سر برگدانیده و طی دفاعیه های شورانگیز از جانب همرهانم شنیدم).
مادام رجوی! وارث زهرا خانم
بدنبال افتضاح اخیر که همرهان دلاورم تحت حمله ی خطرناک دسته جمعی قرارگرفتند و قاتلین و ضاربین برای رستن از مجازات ومکافات به « خودزنی » و چاقوکشی برعلیه یکدیگر دست یازیدند و گزارش قلابی به حُقه های فیلمبرداری ساختند و در سایت های سخیف شان پخش کردند، شکایت به فرزانه یی بردم. حقیقت این که انتظار نداشتم به آسانی حرفم را باورکند و به مقدمه چینی رفتم.
مژگان پارسایی بازجو و شکنجه گر مجاهدین
طبق مدارک موجود سعید عزیزمان حداقل از سال 1378 از سرکار خانم رئیس جمهور! جماعتی 4000 نفری (لطفا” صفر اضافه نکنید فقط چهار هزار نفری آنهم در سراسر این جهان پهناور که بیشترین آنها را نیز فریب داده و بهتر بگویم ربوده و به اسارت گرفته اید تا تشکیلات خود را باد کرده و بزرگ جلوه دهید) شما از این فرد تهی از عاطفه های انسانی ولی با شعارهای فریبنده بنام خواهر مریم خواسته بود دست از سر او بردارند زیرا او تصمیم داشت تا آنطور که صلاح میداند زندگی کند.
