از خاطرات فواد بصری ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین
همسرانتان بر شما حرامند! خاطره ای دردناک از اولین حضور خانواده ها مقابل پادگان اشرف
آیا می دانستید؟! مجاهدین خلق این گونه بودند – قسمت هشتم
جیره خواران ریز و درشت فرقه مافیایی رجوی تهی از شرافت انسانی هستند!
ولی این نوشته را به یاد قربانعلی ترابی مینویسم به یاد کسی که در زیرشکنجه وبه دستورپدر خوانده این فرقه(رجوی) به قتل رسید،بیش از یک ماه در سلول انفرادی بودم زیرشدیدترین شکنجه های جسمی و روحی شکنجه گران فرقه مافیایی رجوی.البته به پشت گرمی و همکاری ماموران اطلاعاتی ارباب سابق شان صدام سقط شده. تا اینکه نصف شبی صدای بهم خوردن درها سکوت سلول انفرادی راشکست طبق معمول فکر کردم خودم را باید اماده شکنجه بکنم در باز شد و بهرام جنت (مختار) شکنجه گر گفت عقب،عقب بیا به سمت در مثل دفعات قبل چشم بند را بست وبه دستهایم از پشت دسبند زد
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیستم
در مناسبات مجاهدین فضای انتقاد و انتقاد از خود خیلی رواج داشت و معمول بود که فرد مجبور شود در میان جمع از خود انتقاد کند و بر روی خود و دیگران تیغ بکشد و اگر نمی توانست این کار را انجام دهد عرصه بر او قفل می شد. یکی از ملاک های ارتقاء صلاحیت فرد انتقاد از خود و دیگران بود در این شرایط گاه کار به جایی کشیده می شد که فضای انتقاد به فضای سرکوب مبدل می شد و مو بر اندام افراد سیخ می گردید.
نامه به دینا روهزا باکر عضو کمیته خارجی کنگره امریکا
من که جوانی 24 ساله و مشغول زندگی در کشور زیبای کانادا بودم به خاطرشعارهای فریبنده ازادی ودمکراسی که مجاهدین در انجا سر میدادند به انها پیوستم و در نهایت هم به عراق اعزام شدم.19 سال از عمرم در این پادگان سپری شده است اکنون مردی 48 ساله هستم و به تازگی از عراق به فرانسه امده ام.در این 19 سال وقایع تلخ و شیرین زیادی را در این پادگان تجربه کردم.تنها واقعیت شیرین، دوستانم بودند که هم اکنون تعدادی از انها در انجا بسر می برند.فاجعه رخ داده است و سران مجاهدین خواهان ادامه ان هستند.
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت نوزدهم
شرایط در قرارگاه را طوری برای بچه های حاضر در آنجا فراهم کرده بودند که افراد مجبور بودند برای رهایی از فشار بر خلاف میل باطنی خودشان رفتار کنند و به روی همدیگر به اصطلاح تیغ بکشند. به نظر من هیچکدام از ما مقصر نبودیم اگر به روی هم تف می کردیم یا به همدیگر دشنام و فحش های آن چنانی می دادیم مسئولین سازمان و شخص مسعود رجوی مقصر و گناهکار بودند.
داستان کشته شدن یاسر اکبری نسب
خانم مریم قجر عضدانلو واقعیت را بگویید یاسر را به قتل رساندید و جسدش را سوزاندید آن هم در ساعت ورزش که همه مشغول ورزش کردن بودند و این بهترین سناریو بود. می دانم اگر بگید یاسر را به قتل رساندید باید جواب گوی قتل نفرات دیگر باشید. خانم مریم قجر عضدانلو خوب خودتان میدانید که کسی بخواهد خودکشی کند در سنگری که هیچ کس در آن نیست نمی رود. مطمئن باشید یاسر می آمد داخل سالن یا یک جمعی که همه ببینند و اعتراض خودش را نشان میداد.
دروغی دیگر از رجوی – به قتل رساندن سهیل ختار
گفتم نوید برو جنازه سهیل را نگاه کن. سازمان سهیل را کشته است. نوید رفت و این اجازه را ندادند که ببیند چون اگر سازمان سهیل را نکشته بود حتما می گذاشت نوید چک کند. سازمان می گوید تیر زیر چانه سهیل اصابت کرده ولی 3 تیر از پشت به سهیل خورده بود پا و پشتش نه زیر چانه اش. حتی تشیع جنازه سهیل نوید را نبردند؟؟؟؟
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت هفدهم
یعنی شرکت در نشست جزو الزاماتی بود که هر کسی می خواست در مناسبات سازمان بماند باید رعایت می کرد و باید عملیات جاری را می پذیرفت. یعنی از نظر مسعود جمع پذیری را. حالا جمع پذیری و عملیات جاری را اگر بخواهیم خوب معنا کتیم می توان گفت فردیت افراد فدای سازمان می شد. این موضوع فکر میکنم عاملی شد تا همانطور که دوستانم در اینجا گفتند مسئولین سازمان بتوانند به اصطلاح ذهن بچه ها را بخوانند و بر ذهن آنها حتی کنترل شدید داشته باشند.
قربانیان مناسبات ضد دموکراتیک مجاهدین
بر همگان آشکار است چنین مناسبات و شرایطی که در قرارگاه اشرف پدید آمده است بی شک ناقض حقوق بشر و توهین به شان و کرامت انسانهاست. با مطالعه و دقت در سوابق تروریستی فرقه مجاهدین دولت های غربی پی برده اند، دارودسته مجاهدین همانند فرقه های بنیادگرا و خشونت طلبی چون القاعده دشمن دموکراسی و تمدن بشمار می روند و بدین خاطر مجاهدین را در لیست گروه های تروریستی طبقه بندی کردند.
آیا شما یک تشکیلات دموکراتیک هستید؟
آیا منظورتان از دموکراتیک این است که تعهدنامه هایی به زور از ما می گرفتید یا مجبور می کردید که در نشست های طولانی مغزشویی شرکت کنیم یا نشست های غسل هفتگی و وادار کردن آدم ها برای توهین و پرخاش به یکدیگر یا مورد ضرب و شتم قر ار دادن مخالفین و یا نارضیان و یا آنکسانی که به قول معروف بحث ها را نگرفته بودند و یا آنکسانی که در زندان های اشرف عمرشان تلف و در اثر فشار موهایشان یکباره سفید می شد و یا در زیر شکنجه تمام می کردند یا آن کسانی که در مخالفت بلند شدند و توسط جوخه های ترور به قتل رسیدند…
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۶
در یکی از نشست ها سه نفر از مسئولینی که رده تشکیلاتی بالایی داشتند را به نشست آوردند و آنها را سوژه کردند. برای اغلب بچه های حاضر در نشست از جمله خودم شک برانگیز بود آیا می بایست این ها را نیز ما مورد انتقاد و توهین قرار بدهیم؟‼ و فرماندهان بالاتر در نشست برای اینکه به ما جرئت توهین به سه نفر از کادرهای رده بالای تشکیلات را بدهند خودشان ابتدا شروع کردند به توهین…
سرنوشت نامعلوم کودکان در فرقه رجوی
کودکان به قربت فرستاده شدند و به افراد و خانواده هایی عمدتا غیر ایرانی سپرده شدند، که خود بعدها زمنیه ساز مشکلات مختلف روحی و روانی و هویتی، برای آنها شد. هنوز هم معلوم نیست که بر سر آنها چه آمد، چه رنجهایی را تحمل کردند، کدامشان موفق شدند بعد ها پدر و مادر خود را بیابند و به آنها برسند، کدام توانستند با محیط پیرامون و جدید خو بگیرند و علیرغم مادر عوض کردنهای پیاپی به آنها عادت کنند، کدام توانستند هویت خود را باز یابند. کدام یک توانستند از چنگال مشکلات روانی ناشی از چنین سوء رفتارهایی نجات پیدا کنند. هیچکس نمی داند. تنها فقط از روی تعدای که بعدها موفق شدند نجات پیدا کنند، میشود حدس زد که بر آنها چه رفته است.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۷
فکر می کنید شریف یا همان مهدی ابریشمچی در ماجرای از دست دادن مریم به عنوان یک همسر دائمی دچار تناقض نشد صدرصد شد ولی چون وابسته به مسعود بود و از خود چیزی برای ارائه کردن نداشت مجبور بود از دست دادن همسرش مریم را تحمل کند. جالب اینکه به شریف بعدها تحمیل شد تا زیر دست همسر سابقش قرار بگیرد و موقعیت تشکیلاتی برتر خود را نیز به نفع مریم از دست داد.

