جهنمی به نام لیبرتی خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی
یادداشتی از بنیاد هابیلیان عملیات چلچراغ؛ روایت خیانت مجاهدین خلق
سی خرداد، خیانت رهبری عقیدتی مجاهدین و دارودسته ی رجوی
در 30 خرداد 1360 مسعود رجوی و مجاهدین آشکارا علیه نظام جمهوری اسلامی وارد جنگی خونین می گردند. این جنگ به نظر من تنها جنگ علیه نظام نبود بلکه جنگ علیه مردم و توده های مردمی بود. زیرا که نظام جمهوری اسلامی بر اساس رای مردم در انتخاباتی آزاد پدید آمده بود و مردم ایران جمهوری اسلامی را انتخاب کرده بودند.
سی خرداد شصت، کابوس یک استراتژی – قسمت دوم
به نظر می رسد انزوا، بایکوت، تحقیر و نیز طرد و انکار مجاهدین از سوی همه نیروها و جریان هایی که در تحولات منطقه ی خاورمیانه نقش بازی می کنند ناشی از اتخاذ خط مشی خشونت آمیزی است که سر آغاز آن سی خرداد می باشد. البته سی خرداد نقطه ی عطفی بود که واقعیت ناکامی جنگ مسلحانه و تحلیل های آبکی و غیر علمی رهبر عقیدتی مجاهدین مسعود رجوی را برای همگان کاملا آشکار کرد
سی خرداد، آغاز نسل کشی انسانها توسط فرقه رجوی
چند سالی که در میان فرقه رجوی زندگی می کردم با مطالعه کتابهای تحریف شده توسط سازمان تصویری خاص از سی خرداد سال شصت در ذهنم نقش بسته بود. یکی از حرفها و ایدئولوژی هایی که در نشست ها نیز بیان می شد این بود که:”بهای انقلاب خون است”. اما رجوی از این بهای انقلاب فقط کنار گود نشستن و دستور دادن را بلد بود!
سی خرداد شصت، کابوس یک استراتژی ـ قسمت اول
هر استراتِژی منجر به خشونت و یا اقدام به عملیات تروریستی از سوی فرقه هایی چون مجاهدین نیازمند افرادی ست که از طریق دگردیسی ذهن و روان به سرسپردگی کامل و تمام عیار تن در دهند و رهبر عقیدتی را چون موجودی الهی و ستایـــش برانگیز بشمار آورند. در این صورت” مرزهای عقلانیت انتقادی وخـــرد ورزی” در ذهن عناصر فرقه و پیروان رهبر عقیدتی خدشه دار خواهد شد و هیچگاه آنان نخواهند توانست درک کنند رهبر عقیدتی آنان مثل سایر انسانها در معرض نقد و بررسی است
خشونت گرایی فرقه رجوی در شکل و در عمل
بعد از پیروزی انقلاب دغدغه اصلی فرقه رجوی رسیدن به نوعی از انواع قدرت سیاسی بود، به هر شکل و به هر صورت. و از طرفی نمی خواست ماهیت خودش را برملا کند چون بخوبی میدانست چنین حرکتی به منزله از دست دادن کسانی بود که گرداگردش جمع شده بودند و فریب برنامه سیاسی البته اگر بشود نام آنرا برنامه گذاشت خورده بودند و به همان میزان فعالیت هم میکردند.
استراتژی مجاهدین: جنگ مسلحانه یا مبارزه نرم؟!
مجاهدین با برگزیدن مبارزه مسلحانه، سازمان خود را از سطح یک جنبش اجتماعی که سال ها پیش از انقلاب بنیان نهاده شده بود به سطح یک مبارزه کور مسلحانه تنزل دادند، جنگ مسلحانه ای که اساس آن توجیه نامتقن رجوی و ایدئولوژی ضعیف وی را تشکیل می داد. پس از مدتی، بحران و بن بست استراتژی مسلحانه، رجوی را بر آن داشت تا انقلا ب های به اصطلاح ایدئولوژیک خود را به راه انداخته و عملاً فرقه ی شخصیتی خود را بنا نهد
سی خرداد ۶۰ آغاز منفور خلق شدن تا همیشه ی تاریخ
فرقه به همان دلیلی که خودش بیان می دارد ؛ یعنی، عدم شناخت مردم از آن ها، ابتدا با شیوه های تبلیغی و سیاسی بدون دادن کوچک ترین شعاری که دال بر تضادش با عوامل اصلی انقلاب و رهبران مذهبی آن مثل آیت ا.. خمینی باشد به جذب نیرو می پردازد. از دلایل دیگر سخن مان مبنی بر ماهیت تروریستی و خشونت طلب فرقه عملکردشان در سرپیچی از فرمان تحویل سلاح ها توسط گروه ها بود.
تهاجم چماقداران فرقه رجوی به آقای بهزاد علیشاهی
جمعه ساعت چهار و پانزده دقیقه دو نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق به کمپ محل سکونت آقای بهزاد علیشاهی مراجعه و با جمع کردن ایرانی ها و عراقی ها و افغانی ها و غیره سعی داشتند که برای جلسه روز بیست و ششم در پاریس از آنها دعوت کنند ؛ که این اقدام آنها با روشنگری آقای بهزاد علیشاهی مواجه شد و آنها ناچار شدند که چهره واقعی خود را نشان دهند و اقدام به فحاشی و تهدید کنند که این عمل غیر متعارف آنها با عکس العمل پناهندگان و پرسنل حفاظتی کمپ مواچه و این دو را با خفت و خواری از کمپ بیرون کردند
جنگ طلبی دست مایه اصلی فرقه رجوی – قسمت دوم
این همه کوبیدن بر طبل جنگ هیچ نفعی برای فرقه ندارد جز اینکه همانطور که در گذشته استراتژی های خود را بر مبنای جنگ نهادند و یکی بعد از دیگری شکست خوردند باز هم فرقه اصرار دارد بر طبل جنگ بکوبد اما با ظاهر صلح طلبی و ژست های دیپلماتیک.اما حقیقت مسلم اینکه از تنور جنگ هیچ نانی برای فرقه رجوی گرم نمی شود. چون نه آمریکا قصد به بازی گرفتن فرقه رجوی را دارد، نه منطقه گنجایش پذیرش آنها را دارد، و نه اساساً ظرف چنین تحملی و مقبولیتی در سطح جهان و منطقه و ایران برای فرقه هست.
جنگ طلبی، دست مایه اصلی فرقه رجوی – قسمت اول
از خلال مناسبات فرقه و موضع گیری های اصلی که توسط خود مسعود رجوی مرتب اعلام شده و یا می شود، به این واقعیت صد بار اثبات شده رسید که فرقه یک لحظه هم عملیات تروریستی را کنار نگذاشته و یک لحظه هم از تفکر جنگ طلبی خود را فارغ نکرده و یک لحظه هم از خشونت طلبی دست برنداشته است و صرفاً اگر کاری کرده تاکتیکی بوده و مقتضای شرایط ایجاب می کرده و لذا همیشه منتظر فرصت است تا به لباس اصلی خودش در بیاید یعنی خشونت و تروریسم.
اسلحه جنگی و ادعای دموکراسی مجاهدین
آنچه مسلم است فرقه از دیر باز در تدارک و تهیه لوازم و اسباب ترور بوده و هست تا در هر فرصتی بتواند هر صدایی را بلافاصله به یک بلوا و آشوب تبدیل کرده و سپس با وارد کردن عنصر سلاح آنچنان فضا را آلوده کند که سره از ناسره قابل تشخیص نباشد تا بدین وسیله عناصر فریب خورده فرقه بتوانند اهداف فرقه را به پیش ببرند. بیخود نیست که در همین آشوب های اخیر در روز عاشورا تعدادی از عناصر همین فرقه با سلاح گرم دستگیر می شوند
مریم رجوی و حقوق بشر کذایی اش
چنین حرکات خشنی که اعضای شستشوی مغزی شده سازمان مجاهدین در مقابل چشم شهروندان اروپایی مرتکب می شوند مانند آنچه در سرژی رخ داد، پرسش عظیمی را به ذهـن می آورد از آنچه مریم رجوی ادعا می کند: اینکه چرا کسی که خود را فعال حقوق بشر و مدافع آزادی معرفی می کند به اعضایش چنین دستوراتی می دهد. همچنین هواداران حقوق بشر همواره خطر حضور فرقه مخربی چون مجاهدین در اروپا را مدنظر قرار می دهند.

