جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین خلق 07 بهمن 1389

اعلام جدایی رسمی آقای کریم غلامی از فرقه مجاهدین خلق

خانواده ها را یک جوری وانمود میکنند که انگاراز ماموران دولت ایران هستند. آنجا مثلا ضد مقاومت و ضد مجاهدین کار میکنند. البته یک نکته اضافه کنم که مجاهدین از این دروغ ها زیاد میگویند بخصوص افراد مختلف مناسبات اجتماعی چه در رابطه با ایران و چه در رابطه با ایرانیانی که در خارج کشورهستند خیلی توضیحاتی میدهند که در واقع دروغ است بخصوص در این دو سال یا یک سال ونیم که گذشته من از آنجا خارج شدم و به چشم دیدم با ایرانیانی که رابطه داشتم، تلویزیون آزاد توانستم داشته باشم و با اینترنت توانستم ارتباط برقرار بکنم ونظرات و حرف هایی که آنها زدند یک دنیای دیگر است با آن چیزی که در داخل مجاهدین و داخل اشرف میگویند.

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم 02 بهمن 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال ـ قسمت سوم

در اصل، دختر و پسر کسی در دست من اسیر نیست، من هم 20 سال است که دارم کوشش می کنم برای نجات هر کسی که آنجا اسیر است و به هر حال نزد وجدان خودم، فرزند و خانواده خودم مسئولم. به عنوان کسی که راه و چاه را بلده. به هر حال به عنوان کسی که تجربه بیشتری داره. مثلاً پیرمردی 80 ساله آمده یقه من را گرفته. به آقای رجوی، کسی بهش آدم نداده، بهش اعتماد نکرده، به ما اعتماد کردند، از ما خواستند و من هم دست یک پیرمرد 80 ساله را گرفتم و گفتم باشد، دختر شما که دست من اسیر نیست، با هم می رویم

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پانزدهم 29 دی 1389

مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پانزدهم

واقعیت این است که رجوی خوشحال و خوشنود از اعدام علی صارمی می باشد و او آخرین طعمه ای است که به دام مرگ فرستاد و تشکیلاتش هم این روزها و بعد از مرگ او بسیار تعریف و تمجید می کند و زندگی نامه اش را می گویند اما هیچ جا عمق اهداف رجوی بیان نمی شود یا هیچ گاه اسمی از احمد رازانی نمی برند و بگوید تشکیلات با احمد رازانی چه کرد که وی خود را در آشپزخانه ای در این تشکیلات به دار آویخت.

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت دوم 28 دی 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت دوم

در رابطه با دولت عراق باید ببینید، همانطور که سازمان مجاهدین منافع اش ایجاب می کنه که در این نقطه قرار بگیره، در این نقطه ای که الآن است، اشرف مقدس و تاریخی و قرارگاه نمیدونم آزادی و غیره، داره با تمام توش و توان از این نقطه حراست میکنه، باید ببینیم که عراق هم منافعی داره، منافع داخلی و خارجی اش در اینه که سازمان مجاهدین در آنجا نباشه. به دلیل اینکه سازمان مجاهدین با دولت صدام حسین همکاری میکرده و از نظر این دولت، باید محاکمه بشه و مورد پیگرد قانونی قرار بگیره.

تبریک به آقای احمد جعفری 28 دی 1389

تبریک به آقای احمد جعفری

با خبر شدم یکی از دوستان قدیمی من که همیشه با هم درد دل می کردیم توانسته از کمپ اشرف فرار و خودش را به خانواده های جلو درب برساند به آقای احمد جعفری تبریک می گویم که توانسته بعد از21 سال اسارت در فرقه رجوی که خود یک عمر می باشد با تصمیم شجاعانه خود را نجات دهد

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت نهم 27 دی 1389

خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین ـ قسمت نهم

خیلی از مواقع عراقی ها تردد را منتفی یا به تعویق می انداختند. یکی از بچه ها در در نشست مطرح کرد که فرمانده عراقی ابو امجد تردد را منتفی کرد و او چنین حقی را نداشت نباید چنین کاری می کرد؟ انسیه نوید فرمانده حفاظت ترددات گفت: ما هر کاری بکنیم و هر جائی برویم تحت امر اینها (عراقی ها) هستیم که در این موقع محمد ترکمن آهسته به من گفت: مزدوری شاخ و دم دارد؟

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم 25 دی 1389

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم

اینبار می خواهم بدانید که چطور برای القای فکری انسانها قرنطینه می شوند. در سال 73 یکسری از افراد انقلاب درونی را قبول نمی کردند و می گفتند گفته های مسعود را به عنوان مبارزه سیاسی قبول داریم اما گفته های مریم درباره انقلاب درونی را قبول نداریم. اینها 6 ماه قرنطینه شدند و سرانجام بعد از سر به نیست شدن چند نفر و اعدام و شکنجه هزاران نفر القای افکار جدید فرقه گری را به لایه سوم سازمان قبولاندند. آنها بعد از بازگشت طوری عقده ای شده بودند که به کسی رحم نمی کردند و حتی به خواهر و برادر تنی اعتمادی نداشتند اگر چه درون این نفرات ضدیت موج می زد اما روح مرده و دل شکسته جسارت را از آنها گرفته بود و اینگونه دو چهره گی در تشکیلات رواج پیدا کرد…

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول 25 دی 1389

مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت اول

به هر حال تا زمانی که صدام حسین زنده بود و حکومت می کرد، مسایل مجاهدین با امروز فرق می کرد. امروز درها باز شده. مردم می توانند بروند داخل خاک عراق، حتی شما می توانید بروید. خانواده ها می توانند بروند. قبلاً خانواده ها فکر می کردند نمی توانند و فکر می کردند آنجا امن است. زمان صدام حسین به هر حال امنیت بیشتر بود. این همه جنگ و کشتار و ناامنی و اخباری که منتشر میشه، نبود. الان روزانه هزاران هزار ناامنی برای شهروندان عراقی است، اینها همه را من و شما و مردم می شنوند و نگران کسانی که آنجا ماندند و حتی خانواده های ما در آنجا، هستیم.

پیام تبریک انجمن استان آذربایجان شرقی به آقای احمد جعفری 25 دی 1389

پیام تبریک انجمن استان آذربایجان شرقی به آقای احمد جعفری

بایستی به آقای احمد جعفری تبریک گفت که با همه ی بگیر و ببند رهبران فرقه در کمپ تصمیم قاطعانه وشجاعانه گرفته و به رهبری فرقه و سرانش” نه” گفته. فرقه ای که فقط به نابودی انسانها فکر می کند تا خودش را حفظ کند فرقه ای که کمترین قانون های دنیا در آن معنی و مفهوم ندارد…

احمد جعفری بعد از ۲۱ سال موفق به فرار از اشرف شد 23 دی 1389

احمد جعفری بعد از ۲۱ سال موفق به فرار از اشرف شد

بعد از ظهر روز دوشنبه 20 دی 1389 (10 ژانویه 2011)، آقای احمد جعفری فرزند نادر از اهالی حاجی آباد بندرعباس بعد از 21 سال اسارت در فرقه رجوی موفق به فرار از پادگان نظامی اشرف در عراق شد. وی بلافاصله بعد از فرار موفقیت آمیز خود در جمع خانواده ها و سایر رهاشدگان مستقر در شهرک آزادی (مجاور پادگان اشرف) قرار گرفت و ساعت ها در دنیای آزاد با آنها به گفتگو پرداخت.

پیام تسلیت انجمن نجات به آقای اصغر فرزین 22 دی 1389

پیام تسلیت انجمن نجات به آقای اصغر فرزین

با نهایت تاثر و تالم مطلع شدیم پدر محترم دوست عزیزمان آقای اصغر فرزین مسئول انجمن نجات استان بوشهر چشم از جهان فرو بستند و به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات ضمن تسلیت به آقای فرزین و خانواده محترم، از خداوند منان برای آن مرحوم غفران و آمرزش و برای بازماندگان صبر مسالت دارد.

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت دوم 22 دی 1389

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت دوم

او اصرار داشت تا افراد حاضر در نشست تتاقضات خودشان را یادداشت کرده و به مسئول خود بدهند. او می گفت برخی از افرادی که در قرارگاه اشرف حمل تناقض می کنند دیوانه می شوند و برای اینکه آنان دچار پریشانی روحی و روانی نشوند باید تناقض خودشان را صادقانه نوشته و در جمع افراد بخوانند و کسی که اینگونه عمل نکند در” جیم” یا لحظات جنسی غرق می شود.

blank
blank
blank