تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳
نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز
پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک
پیام تسلیت خانواده ایرانپور به خانواده کردمیر
خبر جانگداز درگذشت خواهری دلسوز و چشم انتظار”خانم مریم کردمیر”، خواهر پیمان کردمیر، اسیر فرقه ی ستیزه جوی رجوی، قلبمان را مملو از اندوه و حزن نمود.
دیدار با مادری از قربانیان فراموش شده فرقه رجوی
با سعی و تلاش بی وقفه، جداشده از کرج که خرم را از نزدیک می شناخته در دفتر انجمن حضور بعمل آورد و این مادر عزیز را که میتوان یکی از قربانیان فراموش شده این قرن نام برد از نزدیک ملاقات نمود.
چشمهائی که خشک شده اند
این چهره خسته و منتظر تبعات کارهای رجوی خائن است. پدری که سالها بخاطر چشم انتظاری و ندیدن پسرش اشک می ریخت و ایشان گفت همسرم هم از این درد و دوری از این دنیا رفت و فوت نمود
خانواده محترم اسدی تسلیت ما را پذیرا باشید
انجمن نجات استان خوزستان درگذشت حاجیه خانم فاطمه اسدی خواهرعبدال اسدی از اسیران دربند فرقه رجوی را به خانواده وی و برادر اسیرش تسلیت گفته و از خداوند منان برای خانواده وی صبر و شکیبایی و شادی روح آن مرحومه را خواستار است.
خانواده های کرمانشاهی جملگی خواستار تجمع در مقابل کمپ اسیران در تیرانا شدند
خانواده هایی که در دفعات مختلف با این اسیران رها یافته دیدار داشته و تماس گرفته اند همگی در جریان تراژدی موجود درخصوص اسیران در چنگ رجوی قرار گرفته و دریک اقدام هماهنگ و خودجوش تصمیم گرفته اند هرطورشده خود را به کمپ اسیران در تیرانا برسانند.
نامه خانواده ایران پور به عزیز تحت اسارتشان، احمد رضا ایران پور
احمد جان، عزیز دل و جان، اکنون پانزده بهار است که میلادت را بدون حضورت جشن می گیریم، پانزده بهار است که دستان پلید رجوی و سرسپردگانش فرصت بودنت و دیدارت را از ما دریغ کرده اند اما عشق ما به تو همواره پرشورتر و عزممان در تلاش برای رها ساختن تو آهنین تر شده است.
رجوی چرا دست از سر عزیزان ما بر نمی دارد
در این دیدار آقای قزوینیان نامه ای به برادرش نوشت و گفت انتظار دارم جواب نامه ام را بدهد و ما را از نگرانی سالهای طولانی بیرون بیاورد
ملاقات و گفتگوی صمیمانه با خانواده محمود ذوالقدری
در این هنگام مادر آقا محمود را می دیدم که آنجا نشسته وآرام وآرام اشک می ریخت وگاهی با لهجه ترکی مطالبی را برای پسرش یاد آوری می کرد که به من بگوید وهمان طور اشک می ریخت. گفت به محمودم بگو ماهمه منتظر او هستیم دیگه کافیه تا کی چشم انتظاری! محمود جان پسرم برگرد من دیگه خیلی پیر شدم
مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت دوم
سران جنایتکار فرقه مخرب رجوی در حدی نیستند که من بخواهم به آن ها پیام بفرستم، این نفرات قاتل ملت ایران و جوانان ایران هستند، آن ها جنایت هایی کردند که در تاریخ بشر دیده نشده، سران فرقه می دانند که ما خانواده ها همراه با جداشدگان از فرقه رجوی، دست از مقاومت و پشتکار برنخواهیم داشت، چرا که عزیزان ما را با انواع دروغ ها و نیرنگ ها در زندان های خود اسیر و گرفتار کرده اند
نامه جمعی از خانواده های خوزستانی به رئیس جمهور آلبانی
فرزندانمان درنهایت بعد ازطی کردن سالهای پرفرازونشیب درعراق به این منظور به کشورشما منتقل شدند که بتوانند دراسرع وقت تحت نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد بعنوان پناهنده به دیگرکشورهای اروپایی منتقل شوند تا آزادانه آنطورکه خود دوست می دارند زندگی جدیدی را برای خود انتخاب کنند.
مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت اول
نگهبانان از ما با سنگ و آهن و فحش پذیرایی می کردند و ما تنها به دنبال گم شده خودمان بودیم، با گریه، ضجه، آه، ناله و التماس که ما خانواده هستیم و می خواهیم عزیزانمان را ببینیم. ولی چه فایده، انگاری در گوش سنگ و آهن حرف می زدی.
نامه برادری چشم انتظار به برادر اسیرش در آلبانی
برادرعزیزم عیسی طاهرخانی سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و زیر سایه خداوند متعال سلامت باشی برادرم غرض از نوشتن این نامه برای شما اولا که دلم خیلی برایت تنگ شده ودوم اینکه تا کی باید دوریت را تحمل کنیم ما وخانواده ات اینطرف و تو در دیار غربت باشی برادر جان این همه سال از ما دور بوده ای

