دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
در آرزوی شنیدن صدایش نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی
رجوی می خواهد فاجعه دهم شهریورماه 1392 تکرار شود
حال نگرانیم اینست که امثال برادرم بسا برای رجوی بی اهمیت هستند ودرشرایطی که رجوی احساس نیازبکند حتما به بهانه هایی آنان را قربانی خودش خواهد کرد وبه کشتن خواهد داد. شخصا سرموضعگیری مریم رجوی خیلی حساس شدم واحساس میکنم که برخلاف قبل که داعش را عشایرانقلابی قلمداد میکرد الان دارد علیه آنان شدیدا موضعگیری میکند تا آنان را تحریک وجری کند که به لیبرتی حمله کنند واعضای لیبرتی را کشتارکند وبعد همین مریم رجوی خوش گذران با به نمایش گذاشتن عکسهایشان درانظارجهانی مظلوم نمایی کند و بدنبال کسب وکار و تجارت خودش باشد
بیاد بیاور که آن روزها چه روزهای خوبی بود
خانواده این عضواسیربه سرپرستی خواهربزرگترخود بنام سکینه نیکزاد رودسری به مجرد اطلاع ازاسارت عزیزشان دراسارتگاه رجوی پی درپی وبا تمام قوا بدنبال رهایی اسماعیل قیمت میدهند وبارها بارها به عراق ناامن سفرمیکنند وبه کرات به سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای آگاه نامه نوشته واستمداد می طلبند وهمچنین ازنامه نگاری به عزیزشان هم نمی گذرند.
استمداد شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک برای رهایی عزیزانشان از تشکیلات مافیایی رجوی
ما شماری ازخانواده های چشم انتظارگیلک که هریک عضوی ازخود دراسارتگاه فرقه رجوی داریم بخصوص با توجه به بحران عراق وشروع فعالیتهای تروریستی داعش نگران سلامت عزیزانمان درکمپ لیبرتی هستیم ودراین خصوص ازسازمان ملل ونماینده آن خانم ناوی پیلای درامورعراق خواستارانجام یک عمل خیرخواهانه و انساندوستانه جهت خروج اضطراری عزیزانمان ازعراق به دنیای آزاد هستیم.
گفتگو با خانم بهشتی، فرقه رجوی با خانواده شما چه کرد؟
در طول این سالیان بزرگترین غمهای دنیا را تجربه کردم. روزها برایم سخت و سخت تر می شد. در این چند سال انتظاری چه دردهایی را که تحمل نکردم، چقدر نذر و نیاز که نکردم. هر سال ماه اسفند به امید اینکه برادرانم به خانه برمی گردند خانه تکانی می کردم، هفت سین آماده می کردم، اما جز عکس آنها چیزی نبود. دلم خیلی می گرفت، دلتنگشان می شدم، اما جز عکس آنها چیزی نبود.
وقتی آب در لانه مسعود رجوی می افتد
فرزندان ما سالهاست که در چنگال اهریمنی شما اسیر هستند. آنها هستند که مرخصی و آزادی ندارند.انها در زندان اشرف هستند. شما بودید که تمامی درهای گفتگو را بسته نگهداشتید. بنابر این خود کرده را تدبیر نیست. هر وقت سمیه را آزاد کردید آنوقت از ما طلب مبارزه کنید.سازمانی که ادامه حضورش به آمدن و یا ماندن سمیه بستگی داشته باشد دلیل بی اعتباری و مزدوری بودن آن سیستم هست والا کسی که در خاک ریشه داشته باشد از ریختن برگهایش در توفان هیچ واهمه ای ندارد زیرا سالهاست که در بربیابان به مسافران سایه می دهد تا خستگی راه را بدرکنند و می داند که زمستان خواهد رفت و بهار خواهد آمد و برگها دوباره خواهند روئید.
امروزبه انجمن نجات آمدم و حامل چندنامه هستم
امروز به انجمن نجات آمدم و حامل چند نامه به فرزندانم وایضا خانم ناوی پیلای کمیسرعالی حقوق بشرسازمان ملل متحد هستم و از شما عضوجدید انجمن نجات میخواهم که عین نامه هایم درسایت نجات اطلاع رسانی شود وهمچنین یک نسخه ازآن به دست مخاطبان نامه ام برسد. من دیگرتاب وتوان وانرژی ندارم هرچه بوده این رجوی لعنتی ازمن گرفته
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده برهانی
درگذشت پدری مهربان و دلسوز و چشم انتظار جناب حاج سید ابوالقاسم برهانی را ابتدا به خانواده محترمشان و همچنین به خانواده انجمن نجات تسلیت عرض می کنم. برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانیم.
پیام تسلیت انجمن نجات به خانواده فرجی
با کمال تاسف با خبر شدیم که پدر گرامی آقای دوست محمد فرجی و یکی از بستگان نزدیک آقای هادی شبانی، از جدا شدگان فرقه رجوی و از همکاران انجمن نجات استان، به دعوت حق لبیک گفته و به رحمت ایزدی پیوستند.انجمن نجات استان ضمن عرض تسلیت به این دوستان گرامی، برای درگذشتگان، رحمت اللهی و برای بازماندگان شان صبر جمیل آرزو می نماید.
01 شهریور 1393نامه به آقای بان کی مون دبیر کل محترم سازمان ملل
با توجه به وضعیت کنونی عراق و اعلام کمبود امکانات پزشکی و بی توجه ای رهبران فرقه نسبت به بیماری عزیزان مان تا کنون 21 نفر از ساکنان لیبرتی جان خود را از دست داده اند. ما خانواده ها نسبت به چگونگی مرگ این تعداد نفرات مشکوک هستیم و هیچ اطلاعاتی از مرگ و نوع بیماری آنان نداریم.
30 مرداد 1393یک فرزندم را درراه خدا دادم ولی فرزند دیگرم را ازاسارت رجوی خواهم گرفت
پسرم من مادرشهیدم ویک فرزندم را که دردفاع از وطن خود عازم جبهه های جنگ شده بود را درراه خدا دادم وعمیقا بدان افتخارهم میکنم ولی دیگرفرزندم نیزکه عظیم باشد اوهم برای وطنش درمقابل صدام متجاوز بسا گردن فرازی کرد وبه اسارتش درآمد ودریک معامله ننگین به رجوی وطن فروش تحویل داده شد وازچاله به چاه عمیق رجوی افتاد وبیش ازربع قرن است که اغفال شده وراه برون رفتی برای خودش نمی بیند ولیکن عزم جزم دارم که جگرگوشه ام را ازاسارت رجوی برهانم البته اگرخدا بخواهد وعمرم کفاف بدهد.
25 سال از برادرم بی خبر بودیم
خانم حسن پور که گویی حامل کوله باری ازغم و اندوه بودند با کشیدن آهی بلند گفتند:” خدمتتان عرض کردم به مجرد اینکه نامه فرامرز با درخواست واصرارخودشان درسایت نجات اطلاع رسانی شد انگار که به خال خورده باشد رجوی وسران جماعتش سراسیمه فرهاد را به تلویزیون کشاندند وبرایش دیکته کردند که به خانواده اش اهانت کند و بد و بیراه بگوید وتاکید کند که اصلا نامه ای ازجانب خانواده اش نوشته نشده است بلکه اصل نامه را آقای پوراحمد نوشتند وعرض کردم همچنانکه مشخص بود فرهاد خیلی با فشارصحبت میکرد
فراخوان فوری: بازاسکان فوری و نجات جان ساکنان لیبرتی
اکنون 2خواهرم به اسامی کبری میرباقری متولد 1345و اکرم السادات میرباقری متولد 1351و یک برادرم به نام سیدعلیرضا میرباقری متولد 1348 درکمپ لیبرتی و گروگان سازمان مجاهدین می باشند.با توجه به موج درگیریهای عراق که از ژوئن 2014 در نواحی قابل توجهی ازعراق ادامه پیدا کرده است و موجب جابجایی صدها هزار نفر از عراقی ها شده است که یا در داخل عراق جابجا شده و یا از مرزها عبور کرده اند و درسرزمینی جدید پناهنده شده اند. مایلم نگرانی عمیق خود را نسبت به وضیعت شدیدا وخیم عراق، بویژه محل کمپ ساکنان لیبرتی اعلام نمایم.
