دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
در آرزوی شنیدن صدایش نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ اسیر در فرقه رجوی
پیام تسلیت به خانواده آق آتابای
با کمال تاسّف و تاثّر مطّلع شدیم آقای قربان محمّد آق آتابای عموی حمید محمّد آق آتابای دار فانی را وداع گفت. انجمن نجات استان گلستان مرکز گرگان این غم وارده را به خانواده آن مرحوم و بالاخص حمید محمّد آق آتابای که سالیان مدیدی است که به عنوان اسیر جنگی دوران جنگ درچنبره سازمان فرقه رجوی گرفتار آمده تسلیّت عرض نموده و باشد که روزی با بازگشت حمید به دامن میهن و خانواده خود باعث التیام این حادثه ناگوار گردد.
به امید رهایی فرزندمان از چنگال رجوی
صدای ضعیف پدر پیر در گوشی تلفن برایم قابل تشخیص نبود، اندکی بعد متوجه صدای آقای قدرت اله شعبانی پدر اسیر فرقه، عین اله شعبانی شدم. وقتی جویای احوال شدیم بغض آلود به یک باره آهی از ته دل کشید و گفت خدا لعنت کند رجوی را، چشم انتظاری تا کی؟…کی فرزندمان از چنگال رجوی خارج می شوند؟و سپس ادامه داد داستان زندگی ما نیز چون زندگی یعقوب پیامبر شده است.من و همسرم فقط نگاه به درب داریم تا شاید خبری از او شود!!!
پیام تسلیت به خانواده ستوده مرام
خانم سوسن بر شلتوک کوب، مادر آقای رضا ستوده مرام پس از سالها انتظار و غم و اندوه در فراق فرزندش رضا، که تحت سیطره ی رهبران بیرحم و بی احساس مجاهدین بسر میبرد، متاسفانه در 18 اردیبهشت ماه به ملکوت اعلی پر کشید. بی تردید، این مادر فداکار و صبور در همه ی لحظات از فکر فرزندش رضا غافل نبود و بازگشت او به کانون گرم خانواده آرزوی ایشان بود.
پیام تسلیت به خانواده سرایی
عموی مهدی سرایی به نام محمود سرایی دار فانی را وداع نمود. انجمن نجات استان گلستان (مرکز گرگان) این ضایعه وارده را به بازماندگان آن مرحوم و به خصوص جمشیدو احمد سرایی که مدّتی است از چنگال فرقه رجوی رهایی یافته و به میهن بازگشته اند و نیزبه برادر دیگر آنان مهدی (پویا) سرایی که چند سالی است در قرارگاه بدنام اشرف نگهداری میشود و از این واقعه تاکنون خبر دار نشده تسلیت عرض نموده
07 اردیبهشت 1388رهبران مجاهدین و توهین به حقوق انسانها
خانواده محترم آقای مقصود محمد زاده طی ارتباط تنگاتنگی که با انجمن نجات و کمیته ی بین المللی صلیب سرخ در سال های اخیر داشتند همچنان مشتاقانه در جستجوی راهی و طریقی برای رهایی آقای مقصود از سیطره ی مخوف دارودسته ی رجوی هستند و اینک مادر چشم انتظار و بیمار ایشان در بستر بیماری از رهبران مجاهدین انتظار دارد تا بیش از این مانع بازگشت فرزند عزیزش به کانون گرم خانواده نشوند.
درخواست خانواده نوری از نماینده محترم صلیب سرخ
با توجه به آخرین دیدار که برای بارسوم برادرش با وی داشت متوجه این موضوع شدیم که حمیدرضا شستشوی مغزی شدید شده و به خاطر اسارت روحی وروانی که درآنجا دارد درمحل ملاقاتها ازگفتن واقعیت ترس دارد وعقیده داریم اگرملاقاتها به محل دیگری وبا آزادی کامل صورت بگیرد نتیجه مثبتی حاصل گردد. اینک صمیمانه ازآن مقام محترم درخواست داریم ترتیبی اتخاذ فرمایید تا درمکانی بیرون ازقرارگاه اشرف ملاقاتهایی با وی انجام پذیرد
07 اردیبهشت 1388در خواست خانواده محمد بهاری از مسئول جستجوی صلیب سرخ
پدر و برادر آقای محمد بهاری در دیداری که با مقامات محترم صلیب سرخ آقایان آندریاس و بروس جان گراهام در دفتر انجمن نجات ارومیه داشتند نامه و مدارکی را تحویل دادند که دال بر حضور آقای بهاری در قرارگاه اشرف بود واز مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ تقاضا کردند تا نسبت به روشن شدن وضعیت فرزندشان اقدام نمایند.
پیام تسلیت به خانواده محترم آقای مجیدی
آقای مسلم مجیدی طی تماس با اینجانب خبر تاسف بار فوت ناگهانی برادرشان آقای کربلائی ذبیح الله مجیدی را به اطلاع اینجانب رساند. که مایه تاسف شدید اینجانب و همه اعضای خانواده بزرگ انجمن نجات شد. انجمن نجات دفتر آذربایجانغربی، ضمن همدردی و عرض تسلیت به اعضای محترم خانواده آقای مسلم مجیدی، تسلی خاطر بازماندگان را از خدای مهربان خواهان است.
13 اسفند 1387رهبران مجاهدین، بازدارندگی یا عقلانیت
بی شبهه، تماس افراد مستقر در قرارگاه اشرف با اعضای خانواده شان، رفتاری امید بخش است و انتظار خانواده های عضو انجمن نجات در اقصی نقاط جهان از رهبری عقیدتی مجاهدین این است که بیش از این به نقض مستمر و سیستماتیک حقوق انسانی و قانونی اعضای خانواده ها و افراد مستقر در قرارگاه اشرف ادامه ندهند و مانع ارتباط خانواده ها با عزیزانشان در قرارگاه اشرف نشوند زیرا سرانجام می بایست در دادگاه عدالت پاسخگوی اعمال ضد اخلاقی و منافی حقوق قانونی و مشروع انسانها باشند.
05 اسفند 1387رهایی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین
اتوکراسی رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین فردیت و استقلال ذاتی انسانها را در درون مناسبات تشکیلاتی به سخره می گیرد و علائق و عمیق ترین احساسات انسانی را نادیده می انگارد. به راستی چگونه می توان برای اعمال و رفتار مسعود رجوی در به بند کشیدن ذهن و روان عناصر و کادرهای تشکیلاتی در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین توجیه عقلانی و اخلاقی متصور شد؟
29 بهمن 1387نامه به نماینده صلیب سرخ جهانی در تهران
بر اساس شواهد و مستندات، انجمن نجات یقین دارد خانم ناهید دادش زاده در قرارگاه اشرف بسر می برد و صحیح و سالم می باشد. لذا از جنابعالی تقاضا دارم در صورت امکان برای تعیین وضعیت خانم ناهید داداش زاده و رفع نگرانی پدر محترم ایشان دستور فرمائید اقدامات مقتضی طبق صلاحدید انجام پذیرد. امید است اقدامات انساندوستانه شما و آقای بروس جان گراهام عزیز در روشن شدن وضعیت خانم ناهید داداش زاده مفید واقع گردد و خانواده محترم ایشان را از دل نگرانی برهاند.
داستان یک مادر مغز شویی شده
نوشین بشیری 12 ساله بود هنگامی که فهمید مادری در عراق دارد. همسر جدید پدرش به او گفت که مادر بیولوژیک نوشین نیست. او اولین بار در عکس های 7 سالگی نوشین دیده شده بود… او می گوید دلیل اصلی که پدرش پشیمان شد ان بود که وی در سازمان نمی توانست با خانواده اش باشد. نوشین گفت:” هنگامی که به آن جا رسیدیم، افراد بسیاری بودند که متأهل بودند و فرزندانی داشتند. اما بعد همه مجبور شدند جدا شوند. چون می بایست سرباز می بودند. همین شد که پدر دیگر نپذیرفت. او بیش از یک بار در هفته نمی توانست مرا ببیند. او به تنگ آمده بود. دلیل آمدن او به عراق این نبود. او با سران کمپ نزاع کرد تا بتواند هر شب به خا نه بیاید. یعنی جایی که من و مامان بودیم تا بتواند مرا ببیند. بالاخره دیگر نتوانست پذیرای آن وضع باشد. او در عین حال امید داشت که من نیز بتوانم به کشوری بروم تا بتوانم زندگی بهتری داشته باشم. پدر چنین فکر می کرد اما مادر نه. او فکر میکرد که من در آن جا مشکلی ندارم.”
