پیام تسلیت به خانواده ویسی
با خبر شدیم آقای احمد ویسی باز گشته از فرقه رجوی در غم از دست دادن برادر عزیزشان در سوگ نشسته است. انجمن نجات دفتر استان کرمانشاه ضمن عرض تسلیت و اعلام همدردی با خانواده محترم ویسی از خداوند منان برای آن مرحوم طلب عفو و مغفرت و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت دارد.
رونوشت اصلی حکم دستیگیری ۳ نفر از مسئولین فرقه
توی اشرف دل همه بچه ها ی میلیشیا برای اینکه با دوستشان درددل و یا خاطره ای تعریف کنند لک زده است و یا مردم را و شهر ی را ببینند تنگ شده است. دیدن مردم عادی برای آنها یک رویاست. رویایی که رجوی اجازه تحققش را نمی دهد شاید به تلافی اینکه خودش هم 4 سال است که در جائی است که مردم عادی را نمی بینید ولی انقدر بی معرفت است که به روی خودش نمی اورد. تازه این میلیشا هست که بدهکار است وقتی مریم دستگیر شد مسولین دیوانه شده بودند. می دویدند و مرتب به ما فحش می دادند بی عرضه ها اگر شما عرضه داشتید و رژیم را سرنگون کرده بودید الان خواهرمریم در تهران بود و در فرانسه دستگیر نمی شد. سمیه لقمه بزرگی بود که مجاهدین بر داشته بودند این لقمه برای پیر کفتار اورسوراز و اسیر نا کجا اباد در عراق گلو گیر بود. مادر شیرم و پدر کاوه آهنگرم آن را از حلقوم تان با دعای خیر مردم ایران و عراق بیرون خواهند کشید تا درس عبرتی باشد برای آنها که از بچه های مردم بنام آزادی و انقلاب سواستفاده می کنند تا خودشان شاه شوند
جنایتکاران جنگی عاملان اسارت سمیه
سالهاست که بچه های گل میلیشیا صبح بادمجا ن، ظهر بادمجان و شب بادمجا ن خوردند و شما حق بچه های میلیشیا را خوردید سالهاست که کت و شلوارهای گرانقیمت تان بر تن می کنید
تبریک به دلیل اخذ حکم دستیگیری ۳ نفر از مسئولین فرقه رجوی
بنام خواهرانی داغدار سه برادر آزادیخواه و نیز همدرد هزاران خانواده ایرانی که جوانان برومند و آزادیخواه اشان قربانی ایده های خائنانه رجوی ها گردیده و همچنان پایبند به ارزش ها و کرامت انسانی بوده که هیچگونه اسارت ذهنی و جسمی انسان ها را نمی پذیریم از شما نه تنها بنام مادر و پدری دلسوخته و نگران سرنوشت فرزند بلکه بنام انسان هایی شجاع که تصویر زیبایی از عشق والدین به فرزند را با اقدام خود ترسیم نموده و این عشق را به اثبات رسانده اید از اخذ حکم دستگیری 3 تن از مسئولان این فرقه آدم ربا و خائن به آرما ن های نسلی که خونشان به ناحق ریخته شده است قدردانی می نمائیم و امیدواریم هرچه زودترسمیه و سمیه ها به رهایی برسند.
اطلاعیه شماره ۶ خانواده سمیه محمدی اسیر مجاهدین
سازمانی که ادامه حضورش به آمدن و یا ماندن سمیه بستگی داشته باشد دلیل بی اعتباری و مزدوری بودن آن سیستم هست والا کسی که در خاک ریشه داشته باشد از ریختن برگهایش در توفان هیچ واهمه ای ندارد زیرا سالهاست که در بربیابان به مسافران سایه می دهد تا خستگی راه را بدرکنند و می داند که زمستان خواهد رفت و بهار خواهد آمد و برگها دوباره خواهند روئید.
پایان برده داری نوین در مجاهدین
این پیروزی متعلق به تمامی خانواد ه هائی است که عزیزانشان سالهاست باشیوه های غیر انسانی در مجاهدین شست و شوی مغزی شده و براین اسا س مجاهدین از هر گونه تماس گیری و هرگونه خبر گیری وارتباط با خانواده هایشان ممنوع کرده بود تا آنانرا به یک مهره بدون عاطفه برای اجرای دستورات رهبری دیکتاتور مجاهدین تبدیل کنند. این پیروزی مردم بر ظالمان و ستمکاران هست.
فیلمی از تلویزیون العراقیه
تلویزیون العراقیه در برنامه ای مستند با اشاره به فعالیت های مصطفی و محبوبه محمدی که بدنبال نجات دخترشان سمیه به عراق رفته اند به شرح وضعیت بازداشتگاه اشرف پرداخت. متن ترجمه این برنامه متعاقبا باطلاع خواهد رسید
مصاحبه با خانواده ایرانپور شیراز ۲۱/۱۰/۸۶
مصاحبه با خانواده ایرانپور (شیراز 21/10/86)
دست مریزاد به محبوبه ومصطفی
برای نجات سمیه البته که اگر لازم باشد ۹بار که سهل است ۹۰۰بار هم باید رفت ودرب اسارتگاه فرقه رجوی را از پاشنه درآورد ؛اما بنظر من ابتدا باید در مقابل این همه تلاش از خودگذشتگی ونثار بی دریغ عواطف به پای فرزندی که اسیر اختاپوسی فرقه رجوی شده تعظیم کرد وبه مصطفی ومحبوبه درود فرستاد وچنانچه نمیتوانیم با آنان همراه شویم با آنان همدل شویم.
سمیه محمدی در کشاکش عواطف خانوادگی و قوانین ضد انسانی مجاهدین
از نگاه سایت آوا سرنوشت غم انگیز یاسر اکبری نسب که سال گذشته در قرارگاه اشرف بعلت فشارهای وارده در دستگاه سیاه مجاهدین خودسوزی نمود زنگ خطری را برای سمیه محمدی بصدا در می آورد که ممکن است او هم قربانی ماشین تبلیغاتی مجاهدین گردد چرا که در این سازمان تنها چیزی که ارزش ندارد عمر و جان انسانها می باشد. و امروز وظیفه هر ایرانی آزاده ای است که از سمیه محمدی نه فقط به عنوان فرزند مصطفی محمدی بلکه حرکتی که باعث آزاد شدن فرزندان دیگر خانواده می باشد حمایت نماید.
سمیه و نامه جدید
بابام می خواست اونو بیاره کمپ امریکائی ها. اون خانمه گفت کمپ ما جای خوبی برای زنها نیست بذارید همونجا بمونه تا کارش درست شه. بابا م که فکر نمی کرد اینقدر طول می کشه. سمیه هم دیگه امیدش را از دست داده. بابا وقتی محمد رجوی که وضعش از همه بهتر بود نمی خواست در عراق بماند دیگه تکلیف سمیه معلوم است. سمیه می گه بابام منو بزور برگرداند آمریکا. تو نامه اش به دفتر سازمان ملل
بچه های گل با کلاشینکف های زورکی
پنجره آزادی به روی هممون باز است میدونم کجا نشستید میئونم کجا شکستید اسیر کدوم خاک شدید

