شنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۵
  • تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی 02 آبان 1405

    تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی

    متاسفانه روز پنج‌شنبه، سی‌ام خرداد ماه ۱۴۰۵، طی تماسی که آقای حسینعلی ریگی با این‌جانب داشتند، خبر دادند که برادر کوچک‌ترشان، مهدی (حمیدرضا) ریگی، به دنبال سانحه تصادف دار فانی را وداع گفته‌اند. از آنجا که مراسم درگذشت آن مرحوم در همان روز پنج‌شنبه در مسجد محل برگزار می‌شد، به دعوت ایشان به سرعت خود […]

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم 26 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم

سازمان وقتی در ایران فعالیت آغاز کرد برادر من هیچگونه شناختی از سازمان نداشت و اطلاعی از هدف و راه سازمان نیز نداشت برادر من و امثال ایشان در واقع فریب افراد سازمان را در کشورهای خارجی خوردند چون تحت فشار بودند فشار مالی و عاطفی. برادرم برای کار و زندگی بهتر به خارج از ایران رفته بود اما چون او تحصیلات و تخصص مناسبی نداشت و نه امکانی برای پناهندگی در نتیجه دچار سرخوردگی شد و در این شرایط به تور رابطین فریبکار سازمان در ترکیه افتاد.

نشست خانواده های عضو انجمن نجات گلستان با افشین فلاح 19 مهر 1388

نشست خانواده های عضو انجمن نجات گلستان با افشین فلاح

در روز 11/7/1388 تعدادی از خانواده هایی که فرزندانشان در اشرف می باشند درمحل دفتر انجمن نجات استان گلستان با آقای افشین فلاح قره تپه که بتازگی از چنگال رجوی خونخوار رهایی یافته، دیدار و گفتگو کردند که بسیار مفید و مثمرثمر بود.در این نشست ابتدا یکی از مسئولین انجمن نجات در مورد درگیریهای اخیر که میان عوامل جنایتکار سازمان و دولت عراق انجام گرفت مختصر توضیحی دادند و سپس به معرفی خود پرداخت و در خاتمه خانواده های عضو انجمن نجات بیانیه ایی را امضاء کردند.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم 07 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم

خانم فاطمه امیری: من انتظار دارم که اینها یعنی رهبران مجاهدین کمی به خود آیند و به انسانها احترام بگذارند. خود را تافته جدا بافته ندانند. بالاخره من و اعضای خانواده ام مثل مادرم یا خواهر و برادرانم و یا پدرم حق داریم با علیرضا تماس تلفنی داشته باشیم. ما باید امکان تماس را بعد از ده سال با برادرم داشته باشیم. آیا این حرف من غیر منطقی است؟ چرا رهبران سازمان به نامه های متعدد ما که در آن به تماس تلفنی با برادرم تاکید داشتیم اهمیتی ندادند. واقعا این موضوع برای من جای سوال دارد

حضور خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات 06 مهر 1388

حضور خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات

در تاریخ 3/7/1388 تعدادی از خانواده های اعضای در بند فرقه رجوی ضمن حضور در محل دفتر انجمن نجات خوزستان و ملاقات باعضای دفتر انجمن نجات با ارسال پیامهایی برای اعضای در بندشان وهمچنین تحویل نامه هایی برای ارسال به عراق، خواهان بررسی وضعیت عزیزانشان شده اند واز مجامع بین المللی به خصوص صلیب سرخ و دولت عراق در این رابطه در خواست همکاری نموده اند.

blank 02 مهر 1388

نامه به مسئول کمیته بین المللی صلیب سرخ – دفتر تهران

آقای مهدی پالیده از اینکه رهبران مجاهدین بر خلاف همه ی ادعاهای حقوق بشری به خواسته وی مبنی بر امکان ملاقات یا تماس با برادرش اهمیتی قائل نشده اند شدیدا معترض بودند. آقای پالیده معتقدند رهبران مجاهدین و مسئولین قرارگاه اشرف به پرنسیب های اخلاقی دنیای مدرن ارزشی قائل نیستند چرا که امکان ارتباط گیری را از برادرش و نیز اعضای خانواده وی سلب کرده اند که هیچگونه توجیه اخلاقی و یا سیاسی ندارد.

blank 31 شهریور 1388

ابراز نگرانی خانواده مهربان بالایی از وضعیتش

خانواده مهربان بالایی – از مجروحان و دستگیرشدگان درگیریهای اخیر پادگان اشرف – بشدت نگران سلامت و آینده وی بوده و بمنظور بازگشت وی به وطن و کانون گرم و پر مهر خانواده از دولت ایران وعراق و از تمامی مجامع حقوق بشری استمداد طلبیدند

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت سوم 26 شهریور 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت سوم

آنها اجازه تماس تلفنی به برادرم ندادند و متاسفانه پس از درج نامه های ما در سایت انجمن نجات و یا ارسال آن به مقامات صلیب سرخ و نهادهای حقوق بشری، برادرم را در تلویزیون سازمان وادار به گفتن حرف هایی کردند که ابدا واقعیت نداشت. برادرم منکر حرف ها و خواسته ی اعضای خانواده اش شد و گفت این نامه ها را خواهر یا مادر من ننوشته است و خواهر و مادرم را تحت فشار قرار داده اند او سپس منکر همه چیز شد.

درخواست خانواده های گلستانی مبنی بر اعتصاب غذای دروغین رجویها 26 شهریور 1388

درخواست خانواده های گلستانی مبنی بر اعتصاب غذای دروغین رجویها

بین فرقه مجاهدین حتی از خانواده ها نیز خواستند استفاده کنند و با به میان آوردن نام آنها شکست مفتضحانه خود را درخواست خانواده ها قلمداد نمایند ولی خانواده های کشور عزیزمان ایران و علی الخصوص استان گلستان آگاه بوده و با ارسال درخواستهای خود مبنی بر اینکه اعتصاب غذا یک عمل غیر انسانی بوده که بر روی فرزندان خانواده ها از سوی سران جنایتکار مسعود و مریم رجوی خائن تحمیل شده آنرا به شدت محکوم کردند.

نگرانی مادر علی تولمی مقدم از اسارت فرزندش 25 شهریور 1388

نگرانی مادر علی تولمی مقدم از اسارت فرزندش

اخیرا مطلع شدم که فرزندم دردرگیریهای پادگان اشرف که با تحریک سران سازمان تروریستی مجاهدین صورت گرفته است، به اسارت نیروهای عراقی درآمده است.ازاین بابت من بسیارنگران هستم وازشما مسولین صلیب سرخ ودولت عراق خواهان سلامت وبازگشت فرزندم به وطن وآغوش خانواده را دارم.

نامه خانواده های عضو انجمن نجات گلستان به سفیر عراق در تهران 21 شهریور 1388

نامه خانواده های عضو انجمن نجات گلستان به سفیر عراق در تهران

در شرایط بوجود آمده که محاصره پادگان نظامی اشرف توسط پلیس دولت عراق ضربه کاری به پیکره فرقه ظالم رجوی وارد آورده و نیز افراد اسیر داخل آن که مورد شستشوی مغزی قرار گرفته اقدام به اعتصاب غذا نموده اند، ترتیبی اتخاذ نمائید تا ما خانواده ها در شرایط مناسب و با حضور مسئولین صلیب سرخ و دولتمردان عراقی ملاقاتی با فرزندانمان در محیط امن و آرام و بدون حضور جنایتکاران فرقه مجاهدین انجام دهیم

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت) 19 شهریور 1388

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت)

حالا بچه هایم در بند اسیر مسعود ومریم هستند. بعداز چند سال رنج ودرد و نگرانی و اضطراب حالا مصیبت دیگری گریبان گیر بچه های من شده اول از خدای رحمان ورحیم بعد، ازسازمان حقوق بشر وصلیب سرخ جهانی و از سازمان ملل متحد ویا هر سازمان دیگر که می توانند کاری برای بچه ها بکنند دریغ ننمانید خودشان رایک لحظه جای ما خانواده بگذارد ومارا از نگرانی ودرد وزخم چندین ساله برهانند.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت دوم 17 شهریور 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت دوم

برادرم در مقر پذیرش دو نوبت می ماند و به ارتش منتقلش نمی کنند چون او مقاومت می کرد و حاضر نبود به ارتش آزادیبخش منتقل شود. من در نامه های خویش به مقامات صلیب سرخ و رهبران مجاهدین اشاره به خودکشی برادرم کردم و اینکه او و خیلی از افراد دیگر را به زور در اشرف نگه داشته اند

blank
blank
blank