چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین 19 خرداد 1405

    اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها
    دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین

    روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از […]

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان 18 فروردین 1387

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان

من همانجا در حضور حدود 50 نفر با صدای بلند اعلام کردم که آمده ام تا جسد فرزندم، حتی اگر چند تکه استخوان از آن مانده باشد، بعلاوه متعلقات وی را تحویل گرفته و با خود ببرم. در ضمن همانجا گفتم که از نظر من سازمان مجاهدین خلق فرزند مرا کشته است و برای اثبات این امر دلیل و شاهد کافی در اختیار دارم. اسدالله مثنی به من گفت که تو حرف رژیم را میزنی و بعد هم وقتی بحث بالا کشید عصبانی شد و گفت که شما را رژیم فرستاده است. من همانجا به همه گفتم که سازمان تابحال چندین حرف مختلف در خصوص کشته شدن فرزند من زده است که هیچکدام درست نبوده است. واقعیت اینست که پسر من ناراضی بوده و میخواسته جدا شود ولی جدا شدن از یک فرقه جرم است که مجازات آنهم مرگ است.

مادر کامبیز باقر زاده به دیدار حق شتافت 15 فروردین 1387

مادر کامبیز باقر زاده به دیدار حق شتافت

مطلع شدیم مادر چشم انتظار دیگری از خانواده بزرگ انجمن نجات سرکار خانم زهرا امیر دوانی(باقرزاده) مادر جناب آقای کامبیز باقرزاده دار فانی را وداع گفته و به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات این مصیبت بزرگ را به بازماندگان خانواده باقرزاده و بخصوص آقای کامبیز باقرزاده تسلیت عرض نموده و برای بازماندگان صبر جمیل و برای آن مرحوم طلب آمرزش و مغفرت از خدای رحمان را دارد.

از فراغت پیر شدیم کی میایی 08 فروردین 1387

از فراغت پیر شدیم کی میایی

بلکه در خواب می گوییم 20 سال فراغ دوری تو. برادر خوب و با غیرتم برادر جان مهدی اگر یاد می کنم محبت هایی که به بچه هایم وحید، رحیم، سمیه و همسرم می کردید فراموش نمی کنم و از صمیم قلب می گویم که برادر دوستت داریم و تو ما را ترک کردی. مگر چه بدی از ما دیدی حتماً برادرجان اگر اجازه می دهند و دست خودت می باشد، به وطن برگرد تا دوباره مثل گذشته با هم یکی و یکرنگ و یکدل باشیم.

نامه به مهدی فدایی از اسیران فرقه رجوی 08 فروردین 1387

نامه به مهدی فدایی از اسیران فرقه رجوی

خدمت برادر عزیز مهدی جان : سلام محمد فدایی ضمن عرض سلام و سلامتی شما را خواستارم.از حال برادر محمد بخواهی به لطف خدا بد نیستم و به دعاگویی شما مشغول بوده و هستم. برادر جان دوری از شما ما را پیر و غمگین کرده. دوری گفتن با زبان است نه 1 سال، نه دو […]

عیدی پدرانه 28 اسفند 1386

عیدی پدرانه

او اظهار می داشت برای بار دوم نیز فقط بخاطر مادر مرحومش به اشرف رفته بودم که او هم مثل من همه این گرفتاریهای ملاقات در قرارگاه اشرف را کشید و او هم بعد از 20 سال فقط 4 ساعت ملاقات داشت که همین هم باعث مرگ مادرش شد. او در ادامه اظهار داشت:در کجای دنیا رسم بر این است که اسیری برای تماس با مادر در حال احتزار در بیمارستان بایستی چند صد دلار (فقط 3 دقیقه) هزینه ارتباط آن را بپردازد.

سمیه ۲۰۰۴ یا سمیه ۲۰۰۷ کدامیک واقعی و انسانی تر است 28 اسفند 1386

سمیه ۲۰۰۴ یا سمیه ۲۰۰۷ کدامیک واقعی و انسانی تر است

بابا – مامان –من چی میگیم. سمیه را به یک منطقه ازاد ببرید خودش تصمیم بگیره. وقتی با ما بود شدیدا می خواست به کانادا بر گرده چی شد ه که از 2004 به مرور که تماسهایش با ما قطع می شه و منبع خبری وی سیمین بورچی جاسوسه رجوی در کانادا میشود. سمیه که مدارک قانونی اش توسط مجاهدین گرفته شده است و از روی عمد آنها تمدید نشده تا امکان برگشتن سمیه بسوزد. یک شیوه بسیار نامردانه توسط مجاهدین که بطور عادی برای همه اجرا می شد..

تلاش بی نتیجه برای دیدار با عزیزان در کمپ اشرف 27 اسفند 1386

تلاش بی نتیجه برای دیدار با عزیزان در کمپ اشرف

خانواده آقای حسین مرادی که در کمپ اشرف مجاهدین در عراق حضور دارد سعی داشتند که با او ملاقاتی داشته باشند ؛ اما مجاهدین که به شدت از هرگونه تماس نیروهای خودشان با جهان خارج واهمه دارند به اشکال مختلف مانع از این ملاقات شدند. با آقای اکبر مرادی برادر و نیز آقای صفائیان داماد ایشان که برای دیدن

بجای پول دادن به وکیل مفت خور، این پول را خرج مردم ایران بکنید 23 اسفند 1386

بجای پول دادن به وکیل مفت خور، این پول را خرج مردم ایران بکنید

اگر سمیه 18 ساله بوده است پس آن ورقه رضایت نامه به امضای پدرمان چیست که به دادگاه عراق ارائه کرده اید؟ از یکطرف در تلویزیون دستگاه قضائی عراق را مسخر ه می کنند از طرف دیگر چند تا وکیل استخدام می کنند تا حکم سه تا ضد بشر را بر گردانند. البته دراین مورد به روی خودشان و به اطلاع هوادارنشان هم نمی آورند. زیرا ادعاهای آنان را باطل می کند.

چشم انتظاری تا کی 23 اسفند 1386

چشم انتظاری تا کی

دردیداربا خانواده های چشم انتظار، همواره می شنوم: چشم انتظاری تا کی؟ واین جمله وآرزوی به آغوش کشیدن عزیزان دربند اسارتشان که همواره از آن ها می شنوم و رنجی که خانواده ها از دوری عزیزانشان می برند، دردی است مضاعف بر روحم و البته انگیزه ام را چند برابرمی کند که از تلاش برای رهایی دوستانمان از فرقه رجوی که مهم ترین وظیفه انجمن است، تا آزادی کامل این عزیزان فروگذار نکنم.

نامه برادر جهانگیر جمالی 21 اسفند 1386

نامه برادر جهانگیر جمالی

به خدمت برادر عزیزم و بهتر از جانم آقای جهانگیر جمالی سلام. بعد از عرض سلام و آرزوی سلامتی امیدوارم که کاملاً صحیح و سالم و کامیاب باشید. برادر جان نزدیک بیست سال است که ما و خانواده چشم به راه شما هستیم تا شما را از نزدیک زیارت کنیم. جهانگیر جان دلمان برایت خیلی […]

به گروگانگیری فرزندانمان در پادگان اشرف پایان دهید 14 اسفند 1386

به گروگانگیری فرزندانمان در پادگان اشرف پایان دهید

سخنان تاثیر گذار آقای خدابنده که درد مشترک همه انسانها و خانواده های آزاده می باشد تاثر و اشک های غلتان برصورتهای پر مهر، ساده و صمیمی خانواده های زحمت کش گیلکی نمایان ساخت و بعضی از خانوادهها از ایشان دعوت نمودند تا ضمن حضور بیشتر در استان، مهمان سفره های آنها باشد.

تسلیت به خانواده سلیمانی 13 اسفند 1386

تسلیت به خانواده سلیمانی

بدینوسیله انجمن نجات دفتر بوشهر به اقای ناصر سلیمانی تسلیت عرض مینمایید. ما را در غم خود شریک بدانید. برایتان از خداوند تقاضای صبر و بردباری داریم.

blank
blank
blank