چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین 19 خرداد 1405

    اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها
    دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین

    روز یکشنبه 17 خرداد 1405 اعضای انجمن نجات خوزستان؛ آقایان علی اکرامی و حمید دهدار سرزده به مغازه خانم مهوش جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار در گروه مجاهدین خلق رفتند. خانم جهانبانی طبق معمول با برخوردی مهربابانه به اعضای انجمن نجات خوش آمد گویی گفته و احوالپرسی کردند. و در ادامه گفت: از […]

رهبران مجاهدین، بازدارندگی یا عقلانیت 13 اسفند 1387

رهبران مجاهدین، بازدارندگی یا عقلانیت

بی شبهه، تماس افراد مستقر در قرارگاه اشرف با اعضای خانواده شان، رفتاری امید بخش است و انتظار خانواده های عضو انجمن نجات در اقصی نقاط جهان از رهبری عقیدتی مجاهدین این است که بیش از این به نقض مستمر و سیستماتیک حقوق انسانی و قانونی اعضای خانواده ها و افراد مستقر در قرارگاه اشرف ادامه ندهند و مانع ارتباط خانواده ها با عزیزانشان در قرارگاه اشرف نشوند زیرا سرانجام می بایست در دادگاه عدالت پاسخگوی اعمال ضد اخلاقی و منافی حقوق قانونی و مشروع انسانها باشند.

رهایی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین 05 اسفند 1387

رهایی از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین

اتوکراسی رجوی رهبر عقیدتی مجاهدین فردیت و استقلال ذاتی انسانها را در درون مناسبات تشکیلاتی به سخره می گیرد و علائق و عمیق ترین احساسات انسانی را نادیده می انگارد. به راستی چگونه می توان برای اعمال و رفتار مسعود رجوی در به بند کشیدن ذهن و روان عناصر و کادرهای تشکیلاتی در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین توجیه عقلانی و اخلاقی متصور شد؟

نامه به نماینده صلیب سرخ جهانی در تهران 29 بهمن 1387

نامه به نماینده صلیب سرخ جهانی در تهران

بر اساس شواهد و مستندات، انجمن نجات یقین دارد خانم ناهید دادش زاده در قرارگاه اشرف بسر می برد و صحیح و سالم می باشد. لذا از جنابعالی تقاضا دارم در صورت امکان برای تعیین وضعیت خانم ناهید داداش زاده و رفع نگرانی پدر محترم ایشان دستور فرمائید اقدامات مقتضی طبق صلاحدید انجام پذیرد. امید است اقدامات انساندوستانه شما و آقای بروس جان گراهام عزیز در روشن شدن وضعیت خانم ناهید داداش زاده مفید واقع گردد و خانواده محترم ایشان را از دل نگرانی برهاند.

داستان یک مادر مغز شویی شده 02 بهمن 1387

داستان یک مادر مغز شویی شده

نوشین بشیری 12 ساله بود هنگامی که فهمید مادری در عراق دارد. همسر جدید پدرش به او گفت که مادر بیولوژیک نوشین نیست. او اولین بار در عکس های 7 سالگی نوشین دیده شده بود… او می گوید دلیل اصلی که پدرش پشیمان شد ان بود که وی در سازمان نمی توانست با خانواده اش باشد. نوشین گفت:” هنگامی که به آن جا رسیدیم، افراد بسیاری بودند که متأهل بودند و فرزندانی داشتند. اما بعد همه مجبور شدند جدا شوند. چون می بایست سرباز می بودند. همین شد که پدر دیگر نپذیرفت. او بیش از یک بار در هفته نمی توانست مرا ببیند. او به تنگ آمده بود. دلیل آمدن او به عراق این نبود. او با سران کمپ نزاع کرد تا بتواند هر شب به خا نه بیاید. یعنی جایی که من و مامان بودیم تا بتواند مرا ببیند. بالاخره دیگر نتوانست پذیرای آن وضع باشد. او در عین حال امید داشت که من نیز بتوانم به کشوری بروم تا بتوانم زندگی بهتری داشته باشم. پدر چنین فکر می کرد اما مادر نه. او فکر میکرد که من در آن جا مشکلی ندارم.”

نامه به مسئول جستجوی کمیته بین المللی صلیب 29 دی 1387

نامه به مسئول جستجوی کمیته بین المللی صلیب

پدر و مادر آقای رضا علیزاده در دو سال پیش نیز با آقایان بروس جان گراهام و آندریاس در محل دفتر انجمن نجات ارومیه دیدار و دغدغه و نگرانی خودشان نسبت به سرنوشت فرزند دلبندشان رضا را مطرح کردند اما تاکنون و متاسفانه نتیجه خاصی حاصل نشده است. بدین خاطر ایشان در ملاقات با اینجانب اصرار داشتند که صلیب سرخ برای رفع مشکل آنان اقدام مشخصی نکرده است.

گفتگو با آقای ولی ا… گل ریزان پدر عباس گل ریزان 24 دی 1387

گفتگو با آقای ولی ا… گل ریزان پدر عباس گل ریزان

این چه سازمان آزادی خواهی است که فرزند مرا 18 سال پیش خودش نگه داشته طی این 18 سال یک نامه از فرزندم بدستم نرسیده که از زنده ماندن آن با خبر شوم حتی یک تماس تلفنی با من نداشته است آنوقت این سازمان مدعی آزادی است. فرزندم را که از نزدیک دیدم چهره او خیلی شکسته وبه لحاظ روحی خورد شده بود. بعد از 18 سال هم فرزندم را ملاقات کردم سازمان نگذاشت 10 دقیقه با فرزندم تنها باشم. آیا این سازمان واقعا دنبال آزادی مردم است یا منافع خودش؟

تسلیت به خانواده محترم عزتی عبدالجبار 24 دی 1387

تسلیت به خانواده محترم عزتی عبدالجبار

اخیرا با خبر شدیم آقای اصغر عزتی عبدالجبار که خانواده محترم ایشان از خانواده های قدیمی و صمیمی این انجمن می باشد فوت کرده است. این انجمن ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان، برای آن مرحوم از خداوند متعال رحمت الهی و برای بازماندگان صبر جمیل مسالت مینماید.

حماقت محض رهبران مجاهدین 16 دی 1387

حماقت محض رهبران مجاهدین

نبایستی افراد تحت سیطره رهبری عقیدتی مجاهدین در شرایط و تنگنایی بسر برند که اعضای خانواده های آنان در اقصی نقاط جهان همچون آقای محمدی ساکن کانادا (پدر سمیه محمدی تحت اسارت در قرارگاه اشرف) و یا آقای سمکو ارمکان فرزند آقای قادر ارمکان که پدرش بیش از دو دهه در قرارگاه اشرف بدور از هر گونه امکان تماس با همسر و تنها فرزندش و سایر اعضای خانواده بسر میبرد و هیچ اراده ای برای تعیین سرنوشت اش ندارد، فریاد اعتراض خویش را بلند کنند و از ستمی که رهبران مجاهدین بر آنها روا داشته اند به نهادهای بین المللی حقوق بشری نامه نگاری کنند و از آنها کمک بخواهند.

پیام تسلیت به خانواده عباسی 15 دی 1387

پیام تسلیت به خانواده عباسی

در گذشت پدر بزرگواری از خانواده بزرگ انجمن نجات جناب آقای حاج غلامحسین عباسی پدر عباسعلی عباسی که در بند فرقه رجوی اسیر می باشند را به خانواده آقای عباسی تسلیت می گوییم و برای بازماندگان آن مرحوم طلب مغفرت و صبر جمیل از خداوند متعال خواستاریم.

سکوت بیمار گونه رهبران مجاهدین 09 دی 1387

سکوت بیمار گونه رهبران مجاهدین

محتوای نامه خانم شجاعت علیپور خطاب به کمیته بین المللی صلیب سرخ در رابطه با فرزند دلبندش آقای علیرضا امیری که نه سال پیش در کشور ترکیه طعمه رابطین فریبکار فرقه تروریست مجاهدین شد و با ترفند، حیله و وعده اخذ پناهندگی از یکی از کشورهای اروپایی او را به قرارگاه اشرف در عراق منتقل نمودند، حاکی از اوج دنائت و بیرحمی دارودسته رجوی ست. زیرا در نامه این مادر چشم انتظار درد و غمی جانکاه نهفته است.

امکان دیدار با سمیه را در اردن فراهم کنید 01 دی 1387

امکان دیدار با سمیه را در اردن فراهم کنید

تا کنون 14 بار به عراق آمده ام ولی سالهاست که نه تنها مجاهدین اجازه دیدار به ما نمی دهند بلکه ما را مورد ضرب و شتم، اقدا م به آدم ربائی ما و فحاشی کرده اند. متاسفانه با سانسور خبری و دروغ های بی پایه وی را وادار به مصاحبه تلویزیونی علیه ما می کنند که شیوه غیر انسانی و پلیسی است که در مجاهدین یک روند عادی تبدیل شده است.

نامه سرگشاده خانم ایران پور 01 دی 1387

نامه سرگشاده خانم ایران پور

من نیز پس از هفت سال دوری و بی خبری از سرنوشت دو برادرم (احمد رضا و محمد رضا ایران پور) به همراه هیآت اعزامی انجمن نجات به لندن آمدم تا صدای دادخواهی خانواده های اسرای اشرف را به گوش دنیا برسانم و فارغ از هر فرقه و یا تفکر سیاسی و بدون وابستگی به هیچ دسته و گروهی آماده ام تا آزادی برادرانم و تا آزادی آخرین اسیر اشرف تلاش کنم و هر کجا که لازم باشد و در هر جایگاهی اعلام کنم که دو نفر دیوانه به نام های مسعود و مریم رجوی سالها است خون جوانان ما را مکیده اند

blank
blank
blank