چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • نامه محمد جواد یکتا به برادر اسیرش محمدعلی 20 خرداد 1405

    نامه محمد جواد یکتا به برادر اسیرش محمدعلی

    سلام و عرض ارادت و علاقه خدمت محمدعلی جان نازنین برادرم خوبی عزیز برادر. ما هم خوبیم چنانچه بخواهی حال مان را بپرسی. دو سال است که منتظر تماس شما هستم و فکر نمیکنم در مطالبه خود زیاد روی کرده باشم ولی هیهات که تماسی انجام نشد. آخر چرا؟! بالغ بر چهار دهه است که […]

در خواست یاری خانواده های خوزستانی از مجامع بین المللی 25 آبان 1388

در خواست یاری خانواده های خوزستانی از مجامع بین المللی

احتراما ماجمعی ازخانواده های اعضای فریب خورده سازمان مجاهدین خلق که فرزندان مان طی سالیان درپادگان اشرف عراق بسرمی برند و اکثریت ما از دیدن و حتّی شنیدن صدای آنهامحروم بوده ایم مایلیم خواسته های به حق خودمان راکه جزء بدیهی ترین حقوق اولیّه و موازین حقوق بشری است، ما در اولّین گام خواهان برقراری تماس تلفنی با فرزندان اسیر خود هستیم تا بتوانیم به دور از شیوه های کنترلی و نظارت مستقیم رهبران سازمان، آزادانه بافرزندان مان صحبت کنیم.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت ششم 11 آبان 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت ششم

که خانواده ها سالهاست امکان ملاقات فرزندان و عزیزان خود را در اشرف نداشتند. زیرا مسئولین مجاهدین این اجازه را به ما خانواده ها نمی دهند. تاکنون تماس تلفنی و ملاقات حضوری با عزیزانمان در اشرف نداشتیم. بالاخره همه خانواده ها چند سالی است که فرزندانشان را ندیده اند. من اطمینان دارم اگر خانواده ها بتوانند با عزیزانشان ملاقات کنند و به آنها امید بدهند و از فضای ایران صحبت کنند و واقعیت را به آنها بگویند و اینکه دولت ایران با افراد بازگشتی در نهایت مهربانی و ملاطفت رفتار می کند.

لعن و نفرین از آن رجوی، عشق و امید نثار ما 11 آبان 1388

لعن و نفرین از آن رجوی، عشق و امید نثار ما

اکنون بعد از گذشت سالیان انجمن نجات علیرغم تبلیغات رسوای رجوی ها به نقطه امید وکانون اعتماد خانواده ها تبدیل شده است و بی دلیل نیست که این چنین رجوی وهمپالگی هایش از اعضای انجمن کینه بدل دارند چرا که بقول یکی از خانواده ها اعضای انجمن نجات آینه تمام نمای رجوی هستند که تمامی زوایای تاریکی او را در دیدگان خانواده ها آشکار می سازند.

درخواست خانواده های اعضاء مجاهدین در پی اظهارات سفیر انگلستان 27 مهر 1388

درخواست خانواده های اعضاء مجاهدین در پی اظهارات سفیر انگلستان

اقای سفیر انگلیس چگونه می شود شما در قبال خانواده ایی که می خواهد بعد از 25 سال فرزندش را ببیند هیچ گونه کمکی نمی کنید و یا از سازمانی حمایت می کنید که حتی در کشتار مردم عراق نیز بطور مستقیم دست داشتند و ما شاهدین زنده این موضوع را داریم که می توانیم به دادگاههای صالحه ارائه نمائیم.جناب سفیر امیدواریم که در آینده بتوانید زمینه لازم برای ملاقات خانواده ها با فرزندانشان را فراهم نمائید و آنها را نیز به این خواسته های به حق و انسانی خود برسانید تا بلکه باعث نجات جان انسانها شوید.

خانم رقیه جعفری در حسرت دیدار فرزندش در گذشت 26 مهر 1388

خانم رقیه جعفری در حسرت دیدار فرزندش در گذشت

با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم که خانم رقیه جعفری کرفستانی مادر حمید علی اکبری از اعضای دربند تشکیلات مخوف فرقه رجوی در پادگان اشرف، چشم انتظار و با عشق و آرزوی دیدار و به آغوش کشیدن دلبندش دار فانی را وداع کرد و به ابدیت پیوست. مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم وگرامی ازاعضای بسیارفعال انجمن را ازدست دادیم

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم 26 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت پنجم

سازمان وقتی در ایران فعالیت آغاز کرد برادر من هیچگونه شناختی از سازمان نداشت و اطلاعی از هدف و راه سازمان نیز نداشت برادر من و امثال ایشان در واقع فریب افراد سازمان را در کشورهای خارجی خوردند چون تحت فشار بودند فشار مالی و عاطفی. برادرم برای کار و زندگی بهتر به خارج از ایران رفته بود اما چون او تحصیلات و تخصص مناسبی نداشت و نه امکانی برای پناهندگی در نتیجه دچار سرخوردگی شد و در این شرایط به تور رابطین فریبکار سازمان در ترکیه افتاد.

نشست خانواده های عضو انجمن نجات گلستان با افشین فلاح 19 مهر 1388

نشست خانواده های عضو انجمن نجات گلستان با افشین فلاح

در روز 11/7/1388 تعدادی از خانواده هایی که فرزندانشان در اشرف می باشند درمحل دفتر انجمن نجات استان گلستان با آقای افشین فلاح قره تپه که بتازگی از چنگال رجوی خونخوار رهایی یافته، دیدار و گفتگو کردند که بسیار مفید و مثمرثمر بود.در این نشست ابتدا یکی از مسئولین انجمن نجات در مورد درگیریهای اخیر که میان عوامل جنایتکار سازمان و دولت عراق انجام گرفت مختصر توضیحی دادند و سپس به معرفی خود پرداخت و در خاتمه خانواده های عضو انجمن نجات بیانیه ایی را امضاء کردند.

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم 07 مهر 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت چهارم

خانم فاطمه امیری: من انتظار دارم که اینها یعنی رهبران مجاهدین کمی به خود آیند و به انسانها احترام بگذارند. خود را تافته جدا بافته ندانند. بالاخره من و اعضای خانواده ام مثل مادرم یا خواهر و برادرانم و یا پدرم حق داریم با علیرضا تماس تلفنی داشته باشیم. ما باید امکان تماس را بعد از ده سال با برادرم داشته باشیم. آیا این حرف من غیر منطقی است؟ چرا رهبران سازمان به نامه های متعدد ما که در آن به تماس تلفنی با برادرم تاکید داشتیم اهمیتی ندادند. واقعا این موضوع برای من جای سوال دارد

حضور خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات 06 مهر 1388

حضور خانواده های خوزستانی در دفتر انجمن نجات

در تاریخ 3/7/1388 تعدادی از خانواده های اعضای در بند فرقه رجوی ضمن حضور در محل دفتر انجمن نجات خوزستان و ملاقات باعضای دفتر انجمن نجات با ارسال پیامهایی برای اعضای در بندشان وهمچنین تحویل نامه هایی برای ارسال به عراق، خواهان بررسی وضعیت عزیزانشان شده اند واز مجامع بین المللی به خصوص صلیب سرخ و دولت عراق در این رابطه در خواست همکاری نموده اند.

نامه به مسئول کمیته بین المللی صلیب سرخ – دفتر تهران 02 مهر 1388

نامه به مسئول کمیته بین المللی صلیب سرخ – دفتر تهران

آقای مهدی پالیده از اینکه رهبران مجاهدین بر خلاف همه ی ادعاهای حقوق بشری به خواسته وی مبنی بر امکان ملاقات یا تماس با برادرش اهمیتی قائل نشده اند شدیدا معترض بودند. آقای پالیده معتقدند رهبران مجاهدین و مسئولین قرارگاه اشرف به پرنسیب های اخلاقی دنیای مدرن ارزشی قائل نیستند چرا که امکان ارتباط گیری را از برادرش و نیز اعضای خانواده وی سلب کرده اند که هیچگونه توجیه اخلاقی و یا سیاسی ندارد.

ابراز نگرانی خانواده مهربان بالایی از وضعیتش 31 شهریور 1388

ابراز نگرانی خانواده مهربان بالایی از وضعیتش

خانواده مهربان بالایی – از مجروحان و دستگیرشدگان درگیریهای اخیر پادگان اشرف – بشدت نگران سلامت و آینده وی بوده و بمنظور بازگشت وی به وطن و کانون گرم و پر مهر خانواده از دولت ایران وعراق و از تمامی مجامع حقوق بشری استمداد طلبیدند

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت سوم 26 شهریور 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت سوم

آنها اجازه تماس تلفنی به برادرم ندادند و متاسفانه پس از درج نامه های ما در سایت انجمن نجات و یا ارسال آن به مقامات صلیب سرخ و نهادهای حقوق بشری، برادرم را در تلویزیون سازمان وادار به گفتن حرف هایی کردند که ابدا واقعیت نداشت. برادرم منکر حرف ها و خواسته ی اعضای خانواده اش شد و گفت این نامه ها را خواهر یا مادر من ننوشته است و خواهر و مادرم را تحت فشار قرار داده اند او سپس منکر همه چیز شد.

blank
blank
blank