جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • فرقه رجوی و بحران انطباق با ایران امروز 05 خرداد 1405

    تحلیل انتقادی
    فرقه رجوی و بحران انطباق با ایران امروز

    برای ارائه یک تحلیل ژرف و انتقادی درباره “فرقه رجوی” (اصطلاحی که منتقدان برای توصیف سازمان مجاهدین خلق به کار می‌برند)، باید بر جنبه‌هایی تمرکز کرد که در سال‌های اخیر برجسته‌تر شده‌اند. این تحلیل‌ها عمدتاً به ساختار درونی، شیوه‌های کنترل، و انطباق‌ناپذیری با واقعیت‌های امروز ایران می‌پردازند: ۱. تمرکز بر “فرقه بودن”؛ شواهد جدید منتقدان […]

احساسات جریحه دار شده 16 دی 1386

احساسات جریحه دار شده

خانواده آقای محمد رضا فرجی پور مدت بیست سال است از دیدن ایشان و یا شنیدن صدایش محروم مانده اند، زیرا بر همگان آشکار است، محمد رضا نیز همچون سایر افراد به اسارت کشیده شده در قرارگاه اشرف از هیچگونه امکانات و یا اختیاری برای تماس با دنیای بیرون از قرارگاه اشرف ندارد و مسئولین فرقه مجاهدین اصولا از هر گونه تماس و یا ارتباط عاطفی انسانها بشدت آشفته شده و با تحلیل های بیمارگونه، احساسات و عواطف خانواده ها و افراد مستقر در قرارگاه اشرف را متاسفانه به هیچ می شمارند.

یاد یارمهربان « الهام شواهد » 15 دی 1386

یاد یارمهربان « الهام شواهد »

سعید نوروزی به تعبیر نازنین خواهرش سهیلا نوروزی « در آن روز جهنمی وشوم »! همراه 4 تن ناراضی دیگر: محمود رضا کاوندی، جواد طهماسبی، محمد رضا احمدی، علی مصطفوی، به طریقه یی مافیایی درقرارگاه بدنام اشرف، قلعه ی دیو رجوی، درون اتومبیلی به ضرب گلوله های ننگین به شهادت رسیدند، چرا که به گمان رجوی آرزوی فرار و دست شستن از فرقه ی جنایتکار در ذهن پریشان ودل پشیمان ومایوس از وعده های رجوی داشتند.

نامه آقای ابوالقاسم یغمایی به برادرش اسماعیل یغمایی 29 آذر 1386

نامه آقای ابوالقاسم یغمایی به برادرش اسماعیل یغمایی

و رجوی و سردمداران فرقه رجوی در اروپا به خوش گذرانی و کیف مشغولند و یک عده بدبخت بخت برگشته اعم از زن و مرد را در قلعه اسیر کرده و نه به جسم و نه به روح آنها اجازه حرکتی نمی دهند. اصلا برادر عزیز من میخواهم سوای عرف برادری که شما تنها برادر من هستی و من تو را از دو چشم خودم بیشتر دوست می دارم بعنوان چند جمله مقرضه و داخل پرانتز خواهش می کنم این چند سطر را در این نامه حساب نیاور باید به شما بگویم هرکسی در عقیده آزاد است.

درخواست خانواده ها و سکوت بی معنای فرقه مجاهدین 08 مهر 1386

درخواست خانواده ها و سکوت بی معنای فرقه مجاهدین

سلام پسرم رحیم جان منم پدرت عبدالله بگی. پسرم امیدوارم هر جا که هستی خوب و خوش و سرحال باشی و در تمام مراحل زندگیت موفق و سربلند باشید. رحیم جان نمیدانی که چقدر دلم برات تنگ شده است نمی دانی که تا بحال چقدر از دوریت اشک ریختم و ماتم گرفتم رحیم جان تو که انقدر بی وفا نبودی توئی که اگر یکروز منو نمی دیدی واسم بی تابی می کردی پس چی شد این همه علاقه به پدرت.

خانه عنکبوتی مجاهدین 14 شهریور 1386

خانه عنکبوتی مجاهدین

اکبر جان یک سوال از تو و سازمانت دارم، که امیدوارم پاسخ قانع کننده داشته باشید که چرا نیروهای سازمان که برای جان دادن آمده بودند و میخواستند همه چیز خود را فدای آن بکنند، او را ترک کردند، آیا سازمان لیاقت و صلاحیت آن را نداشت که نیروهایش را حفظ بکند؟ اگر یک یا دو نفر بودند هیچ مشکلی نبود و کسی سوالی نمیکرد ولی وقتی بیش از پانصد 500 نفر یکباره آن را ترک میکنند آیا جای سوال نیست؟

کلامی در مبارزه با لیچارگویی فرقه کثیف رجوی ها 30 خرداد 1386

کلامی در مبارزه با لیچارگویی فرقه کثیف رجوی ها

وقاحت تا جایی که در نهایت با کور دلی چنگ بر انسانهای آزاده خسته از هجوویاتش فرو برده و جانشان را می رباید تا در شعارهایش بر تعداد شهدای تشکیلات افزوده و نیز با تحریک خانواده قربانیان تشکیلات را چون بادکنکی یزرگ به نمایش گذارده و حظی دو سویه برد.

زود ای بابا سوی ایران بیا… 09 خرداد 1386

زود ای بابا سوی ایران بیا…

تو از آن روزی که بنمودی فرار حال ما را کرده ای بسیار زار ما در ایران از غم هجران تو از فراق آن دل لرزان تو روز و شب با غصه گشتیم همنشین چشم ما هر روز میباشد نمین تو چرا رفتی به سوی دشمنان روی صحبت با تو باشد ای جوان

خانه هنوز بوی تو را می دهد – نامه به طیبه نوری 26 فروردین 1386

خانه هنوز بوی تو را می دهد – نامه به طیبه نوری

سلام، سلامی با اشک و آه، سلامی با ناله و فغان، سلامی از جان، سلامی به گرمی خون وجودم، سلامی از جگرم که گوشه ای از آن متعلق به توست. دخترم، عزیزم، دلبندم، طیبه جان چرا ما را فراموش کردی. چرا ما را از یاد برده ای. طیبه جان تمامی افراد خانواده، اعم از خواهر و برادر از دوریت نگران و ناراحت هستند از جمله منِ مادر و پدرت که دائماً چشم ما را گریان کرده ای. از اینها به کنار چرا دخترت را فراموش کرده ای. نگار را، نگار چشم گریان و تنها را، میدانی که یک دختر همرازش هم محبتش هم کلامش آرام جانش مادر است.

نامه سرگشاده به لرد کوربت – نامه شماره دو 21 فروردین 1386

نامه سرگشاده به لرد کوربت – نامه شماره دو

با تقدیم احترام، من به نامه قبلی خود به تاریخ 28 فوریه 2007 و سؤالات بسیاری که در برابر شما گذاشتم اشاره میکنم که مربوط به مصاحبه شما با بی بی سی میشد که همچنان بی پاسخ مانده اند. من انتظار داشتم که شما حداقل بخشی از سؤالات مرا که در نامه ام مطرح نموده بودم در مصاحبه بعدی خود توضیح بدهید. بهرصورت، حال مایلم به مصاحبه اخیر شما با تلویزیون اسکای نیوز که در وب سایت سازمان مجاهدین خلق به نام همبستگی ملی منعکس گردیده بود اشاره کنم

بر فراز معبد عشق 24 اسفند 1385

بر فراز معبد عشق

هر تفکر و عملی برای تلاشی عشق بین دو انسان و نفی و طرد دوست داشتن به هر توجیهی و تفسیری بیهوده و رفتاری غیر انسانی ست. زیرا راز زندگی و زیستن، پیوند قلبهاست و بی آن آدمی جسمی لش و بیروح است. وقتی که رهبران فرقه رجوی آقای اکبر خسروی نامزد خانم لیلا صمدی را بعد از هفده سال دوری و بیخبری محض در تنگنا قرار می دهند و او را وادار می کنند تا در مقاله ای که انتساب آن به وی نیز مورد تردید است و در سایت وابسته به فرقه انتشار یافته است، از طرد و انکار عشق و دوست داشتن سخن گوید و نکاتی را مطرح کند که با واقعیات در تضادی آشکار است. باید در ماهیت تفکر و مناسبات درونی فرقه رجوی شک و تردید نمود. زیرا رهبران فرقه رجوی امکان یک تماس تلفنی را از آقای خسروی بعد از هفده سال بی خبری ایشان از خانواده و نامزدش نیز دریغ می کنند.

محرومیت از یک ارتباط ساده 18 بهمن 1385

محرومیت از یک ارتباط ساده

دومین نامه خانم لیلا صمدی نامزد آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف اشاره صریحی به ذهن بیمار و زشت سردمداران دارودسته تروریست رجوی است. رهبری فرقه رجوی امکان پاسخ به اولین نامه خانم لیلا صمدی و یا حداقل یک تماس تلفنی چند دقیقه ای را به اکبر خسروی نداد. دومین نامه خانم لیلا صمدی بیانگر اوج حماقت مسئولین قرارگاه اشرف و سردی آزار دهنده حاکم برمناسبات درونی تشکیلات رجوی ست. خانم صمدی بر اساس احساس انسانی ناب و در چارچوب فکری خویش که زائیده زیست در فضای دنیای مدرن، شرایط آزاد و روابطی نرمال است، به درستی حیرت و شگفتی خویش را از مناسبات محدود کننده، بسته و ناهنجاری طرح می کند

دریغ ها و آرزوها 25 دی 1385

دریغ ها و آرزوها

خانواده آقای اکبر خسروی فرد مستقر در قرارگاه اشرف در نامه ای که برای وی نوشته اند از آرزوها و رویاهایشان و نیز دریغ ها و دغدغه هایشان سخن گفته اند و از اینکه بنا به اعمال محدودیت های غیراخلاقی از سوی دارو دسته رجوی طی سالیان دراز از دیدار و یا کوچکترین تماس با اکبر محروم مانده اند، شدیدا ناراحتی خویش را بیان می کنند. خانواده آقای اکبر خسروی با در هم ریختن قواعد نامتعارف و حاکم بر افکار زشت سردمداران فرقه تروریستی رجوی و بیان واقعیات زندگی خود و جامعه ای که در آن زندگی می کنند نکات تکاندهنده ای را مطرح می‌کنند که آدمی را به تاملی ژرف‌ فرو می‌برد و نه تنها مخاطب را از دنیای واقعی دور نمی‌کند بلکه چشمانش‏ را بر واقعیت‌ هایی باز می‌کند که در شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات تشکیلات رجوی شاید بی‌توجه از کنارشان بگذرد.

blank
blank
blank