خانه عنکبوتی مجاهدین

خانه عنکبوتی مجاهدینچندی پیش در پی نامه های اعتراضی و انتقادی خانواده آقای اکبر خسروی خطاب به سرمداران فرقه ستیزه جوی مجاهدین که در سایت انجمن نجات منتشر گردید، رهبران فرقه مجاهدین در پی سکوتی طولانی و عدم پاسخگویی به خواسته مشروع خانواده آقای اکبر خسروی و نامزد ایشان که خواستار تماس تلفنی فرزند تحت اسارتشان با اعضای خانواده بودند و اینکه مدت پانزده سال است از دیدار و یا حداقل تماس تلفنی با وی به علت اعمال محدودیت های تشکیلاتی از سوی سران فرقه رجوی محروم مانده اند، در واکنشی هیستریک و غیر منطقی با پخش چهره آقای اکبر خسروی در تلویزیون وابسته به فرقه و وادار نمودن آقای اکبر خسروی به طرح مسائلی که با واقعیت های موجود ناسازگاری داشت به جای اجابت خواسته مشروع و قانونی اعضای خانواده آقای خسروی، متاسفانه اکبر را وادار کردند تا به یکی از همرزمان سابقش به نام آقای سعید باقری دربندی تهمت های ناروا بزند و او را به خاطر جدایی از گروه فرقه تروریستی رجوی و بازگشت به آغوش خانواده اش به خیانت متهم کند.

آقای سعید باقری دربندی عضو سابق به اصطلاح ارتش آزادیبخش ملی طی نامه ای جهت اطلاع رسانی و روشنگری آقای اکبر خسروی و سایر افرادی که تحت سیطره تشکیلات مخوف و تبهکار رجوی و دارودسته اش قرار دارند و نیز برای آگاهی افکار عمومی در ایران و همه کسانی که به نوعی برای محو همه اشکال تروریسم و خشونت طلبی در اقصی نقاط جهان مبارزه می کنند، با طرح نکات افشاگرانه و نقد ماهیت تروریستی مجاهدین و زشتی فضای حاکم بر مناسبات قرارگاه اشرف که به مثابه خانه عنکبوتی مجاهدین تلقی می گردد و هر آن و هرلحظه بنیادهای متزلزل آن در حال فروپاشی و از هم گسیختگی ست، از سردمداران فرقه تروریستی رجوی خواست تا بیش از این در مسیر انحطاط مطلق و در ضدیت با منافع ملی ایرانیان تلاش نکنند، زیرا جریحه دار نمودن احساسات ملی و میهنی و دینی میلیونها ایرانی رفتاری زشت و بسیار سخیف است که جز ننگ ابدی برای آنان عایدی نخواهد داشت.

بی شک سران کژاندیش فرقه تروریستی مجاهدین با اتخاذ شیوه های ماکیاولیستی و روش های نخ نما و کلیشه ای و کهن هرگز نخواهند توانست برای همیشه آفتاب حقیقت را در پس ابرهای تیره پنهان نمایند و بزودی همه آزاد اندیشان و پیروان واقعی دموکراسی، صلح و عدالت نظاره گر نابودی و محو همه ستیزه جویان شب پرست و خشونت طلبان بدخواهی چون گروه جنایت پیشه القاعده و فرقه تبهکارمجاهدین خواهند بود.

آرش رضایی

مسئول انجمن نجات دفتر آدربایجانغربی

نامه آقای سعید باقری دربندی به آقای اکبر خسروی:

سلام بر دوست قدیمی و غریبه امروز آقای اکبر خسروی

اکبر جان چند وقت پیش از طریق ماهواره دیدم که در برنامه پرونده در رابطه با من صحبت میکنی که برایم خیلی جای تعجب داشت چون حرفهائی را که میزدی من از هیچ کدام از آنها اطلاعی نداشتم و خانواده ات در این رابطه شاهد و گواه هستند. که من هم لازم دیدم چند نکته ای را برایت بنویسم.

اول از اینکه تو من را خائن خطاب میکنی کاملاً در اشتباه هستی، چون خودت خوب میدانی که اولاً تو قبل از اینکه وارد سازمان بشوی یک آدم عادی بودی که از سازمان هیچ چیزی نمی دانستی و این من بودم که تو را با آنها آشنا کرده و بعد با خودم به داخل آنها بردم. پس من نسبت به تو آگاهیم بیشتر بود و انگیزه ام هم بیشتر از تو بود. ولی وقتی مناسبات سازمان را از نزدیک دیدم پی به پوشالی بودن آنها بردم و خودت خوب میدانی که در داخل مناسبات جز تحقیر و تو سری زدن و تهدید افراد چیز دیگری نبود که الان تو بخواهی به آنها بنازی و ادعا داشته باشی چون من با تمامی وجودم و انگیزه ام به آنها پیوسته بودم پس یک قضاوت درستی بکن که چه کسی خیانت کرده است من یا سازمان و یا بهتر بگویم « رجوی »!

اکبر جان من که تو را از نزدیک سالیان درازی میشناسم و به خصوصیات فردی و اخلاقی تو آگاهم میدانم که این حرفها را از ته دلت نمیگوئی ولی این سازمان لعنتی است که مجبورت کرده تا آنطوری در تلویزیون ظاهر شده و پشت سر من حرفهای غیرواقعی را بگوئی. من که ترسی ندارم چون از همینجا اعلام میکنم هر خانواده ای را که من رفته و درب خانه آنها را زده و گفته باشم بروید و فرزندانتان را از سازمان بیرون بکشید میتواند نامه نوشته و بگوید که ادعای من درست نیست ولی چون کسی نیست که این نامه را بنویسد پس دروغ پردازیها و لجن پراکنیهای سازمان بیرون میزند، من که سالیان در مناسبات بودم این شگردها و لجن پراکنیهای گند گاو چاله دهان های شورای رهبری و رهبری سازمان کاملا برایم آشناست، پس تو نیز سعی کن خودت را گول نزنی و با واقعیات زندگی بکنی، واقعیتی که سازمان تو را از آن محروم کرده است و ارتباط تو را از بیرون خودت قطع کرده تا در داخل آن چهاردیواری آنقدر بمانی که فکر بکنی تمام دنیا همین است که هست، داستان ماهی سیاه کوچولوی صمد بهرنگی را بیاد بیاور که در گفتگو با قورباغه ای که تمام دنیا را همان محیط زندگی خودش که در برکه ای کوچک بود، میپنداشت. در حالیکه دنیا خیلی بزرگتر از اشرفی است که تو در آن زندانی هستی.

اکبر جان یک سوال از تو و سازمانت دارم، که امیدوارم پاسخ قانع کننده داشته باشید که چرا نیروهای سازمان که برای جان دادن آمده بودند و میخواستند همه چیز خود را فدای آن بکنند، او را ترک کردند، آیا سازمان لیاقت و صلاحیت آن را نداشت که نیروهایش را حفظ بکند؟ اگر یک یا دو نفر بودند هیچ مشکلی نبود و کسی سوالی نمیکرد ولی وقتی بیش از پانصد 500 نفر یکباره آن را ترک میکنند آیا جای سوال نیست؟ آنهم زمانی که صدام که پشتیبان قوی سازمان دیگر نبود و درب قلعه اشرف شکسته شده بود و انگار که زندانیها به آزادی رسیده بودند که یکباره همه بیرون رفتند. آیا اینبار اشکال در افراد و نیروهاست و یا در سازمان و رهبری آن؟ آیا کسی پیدا میشود که به این سوال جواب بدهد. اگر در جائی بحث و گفتگوی آزادی باشد که مسئولین سازمان هم آنجا حضور داشته باشند و به این سوالات و کارهائی که در اشرف میکردند پاسخ بدهد حاضرم در آن بحث شرکت بکنم چون میدانم که شما محکوم هستید. ولی شما دورادور همه نیروهائی که از شما جدا شده اند را خائن صدا میکنید ولی چرا خودتان را از این امر مبرا میدانید. شما که خودتان میگفتید خارجه جای زندگی نیست و هر کس میخواهد دنبال زندگی اش برود، ایران بهترین جاست و حالا که ما به ایران آمده ایم میگوئید که خیانت کرده ایم، خیانت به چی و به کجا؟ آیا خیانت ما بالاتر از خیانت شما به ماست؟

خیانتی که شما به ما و به نیروهائی که مجبورند در اشرف بمانند آنقدر بزرگ هست که هیچ وقت نه در دنیا و نه در آخرت قابل بخشش نخواهد بود، چون شما به اعتماد ما خیانت کردید و در زیر سایه صدام و زندان ابوغریب هر بلائی که خواستید بر سر ما آوردید و کسی جرئت اعتراض کردن را نداشت و بخاطر این کارنامه سیاهی که دارید محکوم به نابودی هستید. البته قبلا که مزدور صدام بودید و الان هم میخواهید مزدوری امپریالیزم یعنی آمریکا را بکنید و برای شما فرقی نمیکند که اربابتان کی میباشد و فقط برای شما بقاء مهم است.

اکبر جان چند تذکر هم بد نیست که بگویم، نامه هائی را که خانواده و فامیلهایتان برایت نوشته اند، هیچ ربطی به من ندارد و من در جریان هیچکدام از آنها نبوده ام، ولی این سازمان لعنتی در ذهنت آنقدر فرو کرده که فکر میکنی نامه خانواده ات را هم من برایت نوشته ام، و من بعداً که از طریق خانواده ات فهمیدم که نامه برادرت قاسم را در سازمان گفته اند که خواهرت نوشته است درحالیکه قاسم برایت نامه نوشته بوده حداقل وقتی به چیزی هم که میخواهی استناد بکنی مطمئن باش و بعد استناد بکن.

به هر حال امیدوارم باز هم خوب فکرهایت را بکنی و به تو خالی بودن و لجن بودن مناسباتی که در آن هستی پی ببری و زود تر خودت را از آن خلاص بکنی و به آغوش گرم خانواده ات که سالیان چشم به راه تو اند بر گردی و بیشتر از این خودت را با ننگ سازمان آلوده نکنی. به امید آنروز. قربانت سعید.

سعید باقری دربندی

23/5/1386

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.