به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
نکات مهم جلسه 55 دادگاه حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت شانزدهم
بند”ش” یعنی هزار عضو شورای رهبری سازمان که کل زنان در آن هزارتا نیست ولی این عواقب را داشت که هر کس برای حفظ جان خود تلاش کند که در ماموریتهایی که در پیش بود کشته نشود، چون این انقلابی نبود که سازمان توضیح می داد چرا که کنار زدن یک عنصر و آوردن عنصر دیگر انقلاب نامیده نمی شود یعنی برابری زن و مرد با این کار تأمین نمی شد ودروغی بیش نبود.آیا مردان تحت سیطره باشند خوب است؟! این جا عوض کردن قلابی که برابری زن ومرد نیست!
تبریک به دوست سابق مان آقای شعبانی که زنجیر اسارت ذهنی را شکست
ما اعضای جدا شده از فرقه ی رجوی واعضای فعلی انجمن نجات استان آذربایجان شرقی، صمیمانه آرزومندیم که دیگر دوستان هم که هنوز در اسارت ذهنی فرقه رجوی می باشند، آزاد شده وسرنوشت بهتر و سعادتمندتری را که برای منصور شعبانی آرزو میکنیم، تجربه کنند.
رستم آلبوغبیش – خاطرات تلخ دوران اسارت درفرقه رجوی – قسمت نهم
راههای فراررا می بستند، درکارمصاحبه با کمیساریا اخلال ایجاد کردند ونشست های سرکوب برای ماندن اعضا درعراق را بیشترکردند!! بنابراین وقتی شرایط را اینگونه دیدم احساس کردم که باید طلسم ترس ازجداشدن ازفرقه را درخودم بشکنم وبا خودم گفتم اگر قراراست درمناسبات فرقه روزی صدباربمیرم پس همان بهتر که دربیرون توسط عراقی ها ویا درایران یکباربمیرم.بنابراین تصمیم خودم را گرفتم اما متاسفانه تا مدتی بدلیل اینکه پایم مجروح وبا عصا راه می رفتم نتوانستم تصمیم خودم را عملی کنم وعملی کردن تصمیم خودم را برای روزی گذاشتم که کمی بهترشده وبتوانم حداقل بدون عصا راه بروم.
بازگشت منصور شعبانی به وطن و آغوش خانواده
منصور شعبانی پس از تحمل 27 سال اسارت درفرقه بدنام رجوی و گذراندن 2 سال سرگردانی و بلاتکلیفی درکشور آلبانی بالاخره عصر روز یکشنبه مورخه 20 / اردیبهشت / 1394 به لطف خدا و مساعدت خیرخواهانه مسولین امنیتی کشور به خاک زیبای وطن و کانون گرم و پرمهرخانواده بازگشت.
فرزند یکی از خانواده هایی که به درب لیبرتی رفته بودند (مسعود مشکینیان) از فرقه جدا شد
آقای مسعود مشکینیان نیز به دنبال خودداری از نوشتن مقاله یا مصاحبه علیه خانواده اش به نشستهای فحش و فحاشی و شکنجۀ روانی رجوی کشانده شده که در نتیجه وی اعلام کرده که از فرقه خارج می شود و به ناچار رهبران فرقۀ رجوی او را به عنوان اخراج به نیروهای عراقی تحویل داده اند. این امر نشان می دهد که مراجعۀ خانواده ها در داخل یا خارج ایران و هر گونه تلاش آنها برای دیدار یا تماس با فرزندان و عزیزانشان برای نجات آنها از بند و اسارت فرقۀ رجوی بسیار مؤثر می باشد و فرقه را ناچار به دست برداشتن از این اسرا می کند.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت پانزدهم
اوج این انقلاب زمانی شد که رجوی دید همه مثل خودش غرق مسائل جنسی نیستند و برای اثبات خود دست به مارک زدن کرد و صحنه های جداسازی با نام ماموریت و یا همان وارد شدن تمام نفرات به انقلاب با شعار خنثی سازی شعبه سپاه پاسداران در درون تشکیلات شروع شد. و این بحث برای کسانی که زندانی سیاسی و هوادار بودند خیلی خوب وخوشایند بود. اول نفراتی راکه بعد از سی خرداد دستگیر شده بودند ولی چندان شناخته و یا لو نرفته بوده و سریع آزاد شده بودند، دچار دردسر شدند!
دادگاه پاریس مهدی ابریشمچی را به دلیل اتهامات تروریستی محاکمه کرد ـ گزارش دوم
شرکت کنندگان در آکسیون در گفتگوهای مستقیم با شهروندان فرانسوی، خطر وجود فرقه تروریستی مجاهدین خلق را در پاریس خاطرنشان کردند و این پرسش را مطرح می نمودند که چه تفاوتی بین مسعود رجوی و ابوبکر البغدادی هست؟ آیا سازمان مجاهدین خلق و داعش هردو از یک جنس و ماهیت نیستند؟
مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی محاکمه شد
گروهی از فعالین حقوق بشر به نمایندگی از انجمن های یاران، زنان، آوا، پیوند رهایی، فریاد آزادی، فانوس و قلم در یک آکسیون روشنگرانه در میدان سن میشل پاریس گرد هم آمده و خبر بازجویی و محاکمه مهدی ابریشمچی را در دادگاه برملا کردند.خبری که سازمان مجاهدین در طول چند ماه گذشته اعضای سازمان مخفی کرده بود، چرا که مفهوم سیاسی و حقوقی محاکمه مهدی ابریشمچی چیزی جز محاکمه خود مسعود و مریم رجوی نیست.مهدی ابریشمچی که یکی از شرکای اصلی مسعود رجوی در شکل دادن یک فرقه تروریستی می باشد، تاکنون بارها در چند ماه گذشته مورد بازجویی و محاکمه در دادگاه پاریس قرار گرفته است.
ابر فرقه – قسمت سیزدهم
با این تلقینات واقعا هم کم کم باین باور می رسیدیم که ما این طرز زندگی را خود انتخاب کردیم و اگر کسی از بیرون می گفت: که شما بازسازی فکری و مغز شویی شدید. در جواب، قاطعانه می گفتیم که: نه، نه، من داوطلبانه انتخاب کردم. و فرقه نیز برای جا انداختن این” افسانه داوطلب بودن” تلاش زیادی کرده و اصرار مکرر دارند که هیچ عضوی بر خلاف میل خود در فرقه نگاه داشته نشده است و متأسفانه این حرف درست بود. اما، هیچ یک از ما، هیچ گاه، فرصت انتخاب مجددی به دور از شرایط فرقه نداشتیم.
با تبریک و تهنیت خدمت خانواده محترم ابراهیمی
چند روز پیش مطلع شدیم فریدون ابراهیمی پرگو به استقبال بهار و شمیم عطر گلهای بهاری رفته و موفق شده از چنگال فرقۀ رجوی رها شود و بعد از 15 سال اسارت و دوری از خانواده و دنیای بیرون با خانواده ارتباط برقرارکند و از خانواده اش و همچنین تمامی خانواده ها بابت سفرهای مکرر به عراق تشکر کرد.
از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت چهاردهم
رجوی بعد از مدتی مجدداً یک انقلاب درونی دیگری را معرفی کرد به نام بند”ح” , که اگر پرسیده شود یعنی چه؟ به گفته خود مسعود بند”ح” از حرز می آید وحرز هر فرد در مناسبات، بودن زن در بالا سرش (مسئولش) می باشد و برای آب بندی انقلاب مریم زن مسئول برای هرفرد تشکیلاتی حرز می شد , به زبان ساده برای ماندن در مناسبات، رجوی شگرد تازه ای داشت
زندگی بر باد رفته ـ خاطرات یکی از اعضای جداشده در آلبانی
در تماسهای بعدی با این زن او من را فریب داد و گفت که در اروپا شاغل و مشغول به کار است و گفت چرا میخواهی قاچاق بروی من راهی قانونی را برای تو پیشنهاد میکنم و آنکه بیایی در عراق و انجا ما یک قاچاقچی داریم که تو را قانونی به آلمان و یا فرانسه میبرد.

