دوشنبه, ۱۵ تیر , ۱۴۰۵
  • همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

    دلنوشته‌ای از امیر یغمایی
    همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

    دیشب دوباره همان کابوس قدیمی برگشت. این‌بار نه اشرف عراق؛ اشرف ۳ در آلبانی. در خواب، همراه یک عضو سابق زن و پسرش وارد قرارگاه شده بودم. حضورشان به من یک حس امنیت می‌داد. با خودم فکر می‌کردم: “اگر با هم باشیم، نمی‌توانند به ما آسیبی بزنند یا ما را نگه دارند.” اما خواب، خواب […]

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

تبریک به دوستان عزیزم که عراق را به قصد البانی ترک کردند 11 بهمن 1393

تبریک به دوستان عزیزم که عراق را به قصد البانی ترک کردند

اولا ازاینکه از لیبرتی وکلا از عراق خلاص شدید خیلی خوشحالم وبرای همگی ارزوی موفقیت میکنم وبه خاطر این پیروزی یعنی پا گذاشتن به دنیای ازاد البته نه در البانی وزیر تشکیلات بلکه در اختیار خود و ورود به زندگی جدید که امکان ان در البانی بسیار زیاد است میخواستم از دوستانم بخواهم که خودتان ازادانه تصمیم بگیرید وبه دنیای ازاد پا بگذارید دوستان

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت دوم 09 بهمن 1393

از یادادشت های سیروس غضنفری عضو سابق ارتش رهائی بخش – قسمت دوم

در همین رابطه شاهد بودم که یک یگان توپخانه و تانک در سه راهی کیفری مستقر بودند وقتی شورشیان ضد بعثی و مردم کرد به سمت شهر سلیمان بک حرکت کرده بودند آنها را به توپ و گلوله بستند و آنان را قتل عام کردند یکی از اعضای با سابقه فرقه فردی به نام سعید منوچهری با آب و تاب برایمان تعریف می کرد که ما به دستور فرماندهان به سمت ارتفاعات طوز حمله کردیم وقتی کردها عقب نشینی می کردند یکی از کردها که زخمی و عقب تر از بقیه حرکت می کرد را دنبال کردیم و با ام تی ال بی از روی سرش رد شدیم!!

نامه ای سرگشاده! به دخترم زینب در کمپ لیبرتی در بغداد 09 بهمن 1393

نامه ای سرگشاده! به دخترم زینب در کمپ لیبرتی در بغداد

زینب جان؛ من شرایط آنجا را و تشکیلات سازمان را که سالیانی بسا بیشتر از تو در آن کار و زندگی کرده ام می دانم و درک می کنم و می دانم که اگر فردی داوطلبانه چیزی را ننویسد او را می نویسانند یا اگر نخواهد بگوید با فضا و فشار و ترفندهای مختلف و ویژۀ تشکیلاتی آنجا می گویانندش یعنی برایش دیکته و حقنه می کنند. نامه ها به اسم و امضای تو را خواندم و برایشان جوابهایی منتشر کردم.

به دوستانم در آلبانی 06 بهمن 1393

به دوستانم در آلبانی

شما که اکنون به دنیای ازاد رسیده اید باید مثل همه انسانها یک زندگی ازاد داشته باشید و از حق و حقوق شهروندی استفاده کنید شما حق دارید بدون اجازه سران فرقه با خانواده خود رابطه داشته باشید ؛ تردد آزادانه داشته باشید ؛ با هر کسی که دوست داشته باشید رابطه انسانی داشته باشید ؛ شما حق دارید مدل لباس پوشیدن خودتان را انتخاب کنید ؛ حق دارید مثل هر انسانی به وسایل ارتباطی دسترسی آزادانه داشته باشید ؛ حق دارید توسط وکیل از حق و حقوق پناهندگی خود مطلع شوید ؛ حق دارید شغل و ادامه مسیر زندگیتان را انتخاب کنید و …

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت پانزدهم 04 بهمن 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت پانزدهم

حقیقت این است که من بنا به دلایل خیلی خاص و البته مستند از موضوع این ازدواج و آن پیشینه ای که از رابطه مریم و مسعود بیاد می آورم و در ادامه فاصله زمانی بین ازدواج مسعود با فیروزه، آمدن مریم در دم و دستگاه مسعود، نزدیکی مریم به فیروزه و مسعود و فاکتورهای دیگر تحت هیچ شرایطی نمی توانم انگیزه این ازدواج را جز از زاویه یک رابطه شخصی دو طرفه میان مریم و مسعود ارزیابی کنم. یعنی اول می خواهم بر روی انگیزه های واقعی این ازدواج انگشت بگذارم در مقابل آن انگیزه ها و دلایل واهی و ساختگی که به این ازدواج سنجاق شده است.

بصیرت بازیافته – قسمت اول 01 بهمن 1393

بصیرت بازیافته – قسمت اول

به موجب افزایش فعالیتم درصفوف سازمان طبعا مثل قبل نمی توانستم به درس وتحصیل بپردازم طوریکه سطح نمراتم به نسبت قبل افت قابل توجهی داشت وازاین حیث ازجانب خانواده ام مستمرا تحت فشاربودم که ارتباطم با سازمان را قطع کرده وبا موفقیت درتحصیلاتم درفکرآینده ام باشم ولیکن بتدریج دراثرمغزشویی بیش ازپیش شیفته سازمان شده بودم وحاضربودم شبانه روزدرخیابانها مشغول فروش نشریه ودیگرفعالیتهای تبلیغی آشوب طلبانه باشم وبیمی نداشتم که ازدرس وتحصیل عقب بیفتم ومتحمل هرعواقبی بشوم.

تبریک به آقای مجید محمدی به مناسبت تولد فرزندش 01 بهمن 1393

تبریک به آقای مجید محمدی به مناسبت تولد فرزندش

اخیرا با خبر شدیم که َآقای مجید محمدی از دوستان بازگشته استان مازندران، به کوری چشم رجوی های پلید، صاحب فرزند شدند. ما ضمن تبریک قدم نورسیده به آقای محمدی و همسر و خانواده ایشان، زندگی شیرین تری را برای آنان آرزو می کنیم. اعضای جدا شده چه در ایران و چه در نقاط دیگر دنیا، زندگی جدیدی را آغاز کرده اند و اخبار رسیده از آنها نشان از حیات و زندگی دارد. در واقع می توان گفت: اعضا در تشکیلات فرقه می میرند و جدا شدگان حیات و زندگی دوباره می یابند

موضوع شکایت من از سازمان مجاهدین خلق 01 بهمن 1393

موضوع شکایت من از سازمان مجاهدین خلق

باید بگویم حتی نمی توانستیم رادیو گوش بدهیم و دزدکی و زیر پتو آن هم بعد از خاموشی و با هدفن گوش میکردم. جایی که برای انسان کوچکترین ارزشی قائل نمی شدند و همه چیز را با زور و توهین به فردیت هر شخص آن هم در یک جمع و آخر هم بدون هیچ حقوقی مرا به یک جایی رها کرد و الان که بهترین زمان عمرم را از دست دادم و5 بارعمل جراحی شدم بر اثر فشاری که آنجا آمده است و امروز توان کاری ندارم بدون هیچ پولی ما را رها کرده و برایمان هم یک مارک زد که شما سالها نفوذی بودید

از یادداشت های سیروس غضنفری – قسمت اول 30 دی 1393

از یادداشت های سیروس غضنفری – قسمت اول

سال 69 عراق به کویت حمله کرد و حدوداً 3 ساعت کویت توسط ارتش صدام اشغال شد و در آن زمان تازه از آموزشهای سیاسی و تشکیلاتی مریم چرا؟، راحت شده بودیم که یک مرتبه این خبر بین نفرات پیچید. آن موقع ساعت 2 شب بود که من بازیهای المپیک را تماشا می کردم که یک مرتبه مسئول تابلو بولتن خبر فوری را زد چند ساعت بعد خبرهای دیگر، خلاصه ما تا ساعت 30/4 خبرها را خواندیم و صبح یک پیام از طرف مسعود رجوی برای همه در سالن غذاخوری خوانده شد. دراین پیام 3 جمله را می شد دریافت که عبارت از این بود: شما با انقلاب خواهر مریم چرا؟، پا به میدان جنگ گذاشتید و می خواهید مثل مریم از آتش عبور کنید

خاطرات مجتبی پور رحیم؛ یک بازگشتی از چنگال رجوی 29 دی 1393

خاطرات مجتبی پور رحیم؛ یک بازگشتی از چنگال رجوی

امروز من می خواهم این را به رجوی بگویم که ماها نه تنها که پیروز شدیم و از آن تشکیلات دروغین و ضد انسانی و عوام فریب توانستیم به یاری خدا جان بدر بردیم و امروز ماها هستیم که تک تک روی جنازه های شما می ایستیم و با افتخار فریاد می زنیم که خدا را شاکریم که شریک این همه خیانت و جنایت در حق ملت ایران نبودیم و ملت ما با بیداری و هوشیاری کامل فرزندان خودشان را از صف شما یزیدیان زمان جدا کردند،و امروز من با دیدن بچه ام به زندگی امیدوارم چیزی که تو از همه گرفتید و برای به قدرت رسیدن خودت حرام می دانستید

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت چهاردهم 28 دی 1393

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت چهاردهم

اگر در رابطه با ازدواج مسعود با اشرف روی محورها و اشتراکات فکری و قابلیت های فکری و تشکیلاتی اشرف صحبت می شد، در مورد فیروزه تعمد بود که اصلا در این باره صحبت نشود. از قرار آنچه بعضا مطرح می شد اینها هیچ وجه اشتراکی با هم نداشتند.

نامه حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر 27 دی 1393

نامه حسین نژاد به رئیس دانشگاه الازهر

برایم این سؤال مطرح است کسی که ادعا دارد یک روحانی مسلمان است چگونه می تواند دروغ بگوید و چنین دروغ رسوا و آشکاری را روز روشن به قلم بیاورد. وی این دروغ را خطاب به جنابعالی شیخ الازهر مرجع اعلای مسلمانان و در نامه ای که به صورت علنی برای همگان و افکار عمومی مسلمانان منتشر شده نوشته است که یک گناه کبیره و توهین به مقدسات و شخصیتهای مسلمین و توهین به شعور آنان و قدرت فهم و درک افکار عمومی است به علاوۀ اینکه وی به عنوان یک پدر ایرانی مقیم فرانسه فرزند نوجوان خودش را از پاریس به عراق فرستاد تا در جنگ در کنار نیروهای عراقی علیه میهنش شرکت کند و درحالیکه هنوز به سن بلوغ نرسیده کشته شود

blank
blank
blank