در کنار خانواده ها تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی
دلتنگی های یک برادر نامه برادر جهانبخش یوسفی از اسیران مجاهدین
نامه محمد جواد خلیلی فیجانی به فرشته خلیلی فیجانی در کمپ آلبانی
سلام فرشته، عمو جان خوبی؟ هر موقع دلم برای شما تنگ می شود نامه ای برای شما ارسال می کنم که شاید نامه مرا ببینی و جواب مرا بدهی. من می دانم شما در کمپی در آلبانی زندگی می کنی و من نگران شما هستم. با کسانی زندگی می کنی که برادر مرا از من […]
نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین در آلبانی
جعفر جان سلام سال 1400 رو به اتمام است و خبری از شما نشد حتی تماسی با من نگرفتی که بدانم در چه وضعیتی هستی! من بیشتر نگران وضعیت جسمی شما هستم. خبر ندارم که بیماری شما مداوا می شود یا خیر؟! و از طرفی نمی دانم ویروس کرونا در کمپی که هستی در چه […]
نامه محمد سلامی به مریم نقدی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی
مریم سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری ندارم. نمی دانم به لحاظ جسمی سالم هستید یا خیر! تا به حال چند نامه برای رضا ارسال کردم اما جوابی از او نگرفتم. از وضعیت برادرم رضا هم خبری ندارم با خودم گفتم نامه ای برای شما بنویسم شاید جوابی از […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دوازدهم
قسمت 11 این خاطرات به نحوه اعلام مصیبتی که بر اثر مرگ فجیع یاسر برای خانواده ما مستولی شده بود، اختصاص داشت و در آنجا توضیح دادم که این خبر دهشتناک توسط یکی از بستگان و در خانه برادرم سید مجتبی در تهران داده شد و چه شیونی برخاست. برادر زن و فرزندان این برادرم […]
نامه خانواده محمد جعفر نجفی به نخست وزیر آلبانی
آقای ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با احترام به شما ما خانواده محمد جعفر نجفی هستیم. فرزند ما چندین سال است در سازمان مجاهدین است و در کشور شما آلبانی زندگی می کند. ما از وضعیت فرزندمان هیچ اطلاعی نداریم. سازمان مجاهدین به فرزند ما اجازه تماس با خانواده خود را نمی دهد. […]
نامه محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
امیدوارم حالت خوب باشد. خیلی وقت است خبری از شما ندارم و دلم برای شما تنگ شده است. نمی دانم در کمپ آلبانی در چه وضعیتی هستی! تمام خانواده نگران حال شما هستند. چرا با خانواده ات تماسی نمی گیری و آنها را از نگرانی در بیاوری؟! در بین خانواده فقط جای شما خالی است. […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت یازدهم
در قسمت دهم این خاطرات آوردم که چگونه 6 نفر از اعضای خانواده ام فروردین 1384 به همراه یک کاروان زیارتی به عراق رفته و یک روزی از کاروان جدا شده و به اشرف رفتند و به دیدار برادرم سید مرتضی و دو پسرش نائل شده و بر اثر عصبانیت پدرم که ناشی از تبلیغات […]
علی جان منتظر تماس تلفنی تو هستم
سلام به برادر عزیزتر از جانم علی جان منم زهرا خواهر کوچکت، حالت چطوره؟ خوبی نازنینم؟ با تمام وجودم برایت از خدای مهربان سلامتی و عاقبت بخیری آرزومندم داداش جونم . فرا رسیدن اعیاد شعبانیه رو بهت تبریک می گویم علی جان. داداشی جان همه اعضای خانواده خوبند. پدر خداروشکر خیلی بهتر شده و جای […]
پیام خانواده قربانعلی ترابی به محمدرضا ترابی
برادر قربانعلی ترابی بنام حاج نادعلی ترابی وقتی متوجه شد محمدرضا تنها یادگار برادرش توانسته خودش را از چنگال سران سازمان ضد انسانی مجاهدین نجات دهد، خوشحال شده و به اتفاق همسرش برای او پیام تصویری فرستادند تا بدست محمدرضا برسد و او بداند که خانواده پدرش همچنان نگران وضعیت او و عمه هایش که […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت دهم
قسمت نهم این یادداشت ها با بیان تماس تلفنی برادرم که دخترانم را سخت دچار شور و شوق وصف ناشدنی کرده بود و نیز یک ایمیل دریافتی از او با محتوای مراجعه خصوصی من به کمپ اشرف و جوابی که به این ایمیل دادم ، پایان یافت. بطوری که در تماس تلفنی و ایمیلی به […]
نامه ولی الله گل ریزان به فرزندش عباس در کمپ آلبانی
عباس سلام من در شرایطی این نامه را برای شما می نویسم که به لحاظ جسمی خوب نیستم. چرا این کار را با من می کنی؟ چرا تماسی با من نمی گیری و دل مرا شاد کنی؟! یادت می آید زمانی که در عراق بودی در پادگان اشرف شما را ملاقات کردم. با هم حرفهایی […]
موضع گیری خانواده صادقی در قبال استفاده ابزاری سران فرقه از علی مدد صادقی
فرقه درمانده رجوی که در شرایط حاضر بدلیل انفعال تشکیلاتی، مناسبات خود را در خطر فروپاشی می بیند، برای برون رفت و پیشگیری از هر گونه اعتراض و اعلام جدایی افراد، رو به اقدامات غیر معمول و استفاده ابزاری از اعضای گرفتار آورده است. در تاریخ 7/12/1400 دستگاه تبلیغاتی فرقه در برنامه تحت عنوان پرونده […]

