جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳ 08 مهر 1405

    تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد
    پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳

    یونس مساعدی که در سال ۱۳۶۶ در منطقهٔ میمک اسیر شده بود، در سال ۱۳۶۸ توسط سران گروه رجوی فریب خورد و به کمپ اشرف منتقل گردید. از آن تاریخ تاکنون، این گروه با ایجاد ممنوعیت‌های ارتباطی، خانوادهٔ یونس را در بی‌خبری مطلق نگه داشته است. پیگیری‌های این خانواده پس از سال‌ها دوری و بی‌خبری، […]

پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز 08 مهر 1405

نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز

حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک 08 مهر 1405

پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار – قسمت دوم 11 مرداد 1391

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار – قسمت دوم

آقای پوراحمد ضمن سلام وخیرمقدم وخوش آمدگویی حضور سبز خانواده های اعضای نگون بخت فرقه رجوی دراین همایش با شکوه وهدفمند درراستای رهایی فرزندان آنان ازجهنم تشکیلات مافیایی رجوی اظهارداشتند: شخصا درمقابل اراده قوی وتحسین برانگیز و رجوی ستیز شما خانواده های دردمند تالش سر تعظیم فرود می آورم و از زحمات شمایان درنبرد دو و نیم ساله تان درمقابل کمپ اشرف و تحصن افتخار آفرینتان برای رهایی عزیزانتان از چنگال رجوی که تحسین جهانیان را برانگیخت

مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی 10 مرداد 1391

مصاحبه با آقای حسن حمادی برادر مرحوم محمد حمادی

آقای حسن حمادی اضافه کرد که در اولین تماسی که با برادرش محمد بعد از جدایی از سازمان داشته محمد اعلام کرده بود که مصاحبه وی با سیمای ضد آزادی برعلیه خانواده اش تحت فشار سران این فرقه صورت گرفته بود. دربخش دیگری از این مصاحبه آقای حسن حمادی اظهار داشتند که با مرگ محمد پرونده مبارزه من با رجویهای جنایتکار تازه گشوده شده است. من 3200 محمد دیگر را در اسارتگاه رجوی دارم که باید برای آزادی آنها با تمام وجودم تلاش کنم.

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت درگذشت آقای شهریار مقدسی 04 مرداد 1391

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت درگذشت آقای شهریار مقدسی

با نهایت تاثر و تالم مطلع شدیم آقای شهریار مقدسی برادر آقای عبدالله مقدسی (تحت اسارت فرقه رجوی) دیشب در تهران بر اثر بیماری سرطان جان به جان آفرین تسلیم کردند.ما اعضا و فعالان انجمن نجات ضمن همدردی، درگذشت اندوهبار و مصیبت وارده را به اعضای خانواده محترم مقدسی تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم رحمت واسعه و صبر و شکیبایی برای بازماندگان را مسئلت داریم.

تسلیت به دوست عزیزمان جناب آقای اکبر خباره 02 مرداد 1391

تسلیت به دوست عزیزمان جناب آقای اکبر خباره

مطلع شدیم پدربزرگوار دوست عزیزمان آقای اکبر خباره از اعضای انجمن نجات استان آذربایجان شرقی دارفانی را وداع و به دیدار حق تعالی شتافته است. بدینوسیله بهترین و صمیمانه ترین تسلیت ها را به ایشان ابراز و سرسلامتی و صبر برای خود و خانواده محترم شان آرزومندیم.

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار 01 مرداد 1391

همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار

روزچهارشنبه مورخه 28 / 4 / 1391 شماری ازخانواده های چشم انتظار از شهرستانهای رضوانشهر، تالش، اسالم، ماسال وحومه درهمایشی تحت عنوان” ملاقات درلیبرتی حق مسلم ماست” با حضور اعضای بازگشتی؛ آقایان پوراحمد، داریوش بال افکنده وصادق خاوری شرکت داشته و با امضاء طوماری مصرانه ازدولت عراق و از آقای مارتین کوبلرنماینده سازمان ملل متحد برای رهایی اعضای گرفتار در چنگال اهریمنان رجوی استمداد طلبیدند

خانواده ها چه میکنند؟ 28 تیر 1391

خانواده ها چه میکنند؟

این مدت خانواده های جدیدی از استان های فارس، خراسان شمالی، ایلام، اردبیل، و کرمانشاه به جمع خانواده های متحصن پیوستند. آنان هر روز چشم به حصارهای بلند پادگان فرقه ای اشرف میدوزند و به این می اندیشند که چگونه است که عزیزان آنان که سالیان سال است نتوانسته اند کوچکترین رابطه ای با دنیای خارج داشته باشند در چند صد متری آنان زندگی میکنند اما امکان حتی یک تماس کوتاه یا رساندن یک نامه هم نیست؟

سازمانی که به افرادش اعتماد نمی کند، هیچ پایه و اساسی هم ندارد 24 تیر 1391

سازمانی که به افرادش اعتماد نمی کند، هیچ پایه و اساسی هم ندارد

آقای پایکار که سال هاست پیگیر دیدار با برادرش می باشد خیلی صمیمی به گفتگو با دوستان جدا شده ای که همدردان برادرش بودند نشست و وقتی صحبت از مناسبات فرقه ای و اختناق و سانسور حاکم بر قرارگاه اشرف شد، گفت: « در سال 82 که برای ملاقات برادرم به اشرف رفته بودیم، هنگامی که برادرم را برای ملاقات آوردند، چند نفر دور و بر ما نشسته بودند و حرف های ما را کنترل می کردند.»

خانواده ها مصرانه خواهان ملاقات با فرزندانشان در کمپ موقت ترانزیت هستند 19 تیر 1391

خانواده ها مصرانه خواهان ملاقات با فرزندانشان در کمپ موقت ترانزیت هستند

آنان ضمن اعتراض به کارشکنی رجوی دیکتاتور در انتقال همه افراد از اشرف به کمپ جدید از مسئولین حقوق بشری و بین المللی می خواهند تا با سرعت دادن به این نقل و انتقالات زمینه را برای یک ملاقات آزاد و بدون مراقب توسط مسئولین فرقه رجوی فراهم تا فرزندانشان از اسارتگاه جهنمی رجوی ها خارج تا بتوانند تصمیم جدیدی برای باقی مانده عمر و زندگی خود بگیرند.

حضور خانواده های استان مرکزی در مقابل اشرف 13 تیر 1391

حضور خانواده های استان مرکزی در مقابل اشرف

خانواده های استان مرکزی به منظور دیدار با عزیزانشان راهی اردوگاه اشرف شدند.خانواده های استان مرکزی از مسئولین عراقی در خواست داشتند تا ترتیبی داده شود در کمپ موقت ترانزیت ملاقات حضوری با عزیزانشان داشته باشند. و در این خصوص از نماینده ویژه سازمان ملل آقای کوبلر در خواست کمک

خانم سکینه حسینی در حسرت دیدار فرزندش در گذشت 13 تیر 1391

خانم سکینه حسینی در حسرت دیدار فرزندش در گذشت

با نهایت تاسف و تاثر مطلع شدیم که خانم سکینه حسینی مادر عضو دربند فرقه رجوی”هادی آلفته”، چشم انتظار و با عشق و آرزوی دیدار و به آغوش کشیدن دلبندش دارفانی را وداع کرد و به ابدیت پیوست.مصیبت وارده برای دست اندرکاران انجمن نجات گیلان و خانواده های مرتبط با آن بسیار سخت و جانکاه بود چرا که عزیزی محترم و گرامی از اعضای بسیار فعال انجمن را از دست دادیم و به سوگ نشستیم.

مجاهدین به ملت ایران خیانت کردند و در مقابل سربازان ایرانی ایستادند 11 تیر 1391

مجاهدین به ملت ایران خیانت کردند و در مقابل سربازان ایرانی ایستادند

به دعوت آقای اکبرنیا برادر اسیر فرقه رجوی علی اصغر اکبرنیا به همراه تعدادی از اعضای جدا شده برای ملاقات به محل کار ایشان در بنگاه معاملات ملکی رفتیم و صمیمانه به گفتگو نشستیم. وقتی صحبت مان به خیانت و وطن فروشی رجوی ها کشید، آقای اکبرنیا در تایید حرف هایمان گفت: ما ایرانی بودیم و حق داشتیم که در مقابل تجاوزات خارجی بجنگیم ولی مجاهدین به ملت ایران خیانت کردند و در مقابل سربازان ایرانی ایستادند.

مریم قجر، ضحاک مار بدوش است 10 تیر 1391

مریم قجر، ضحاک مار بدوش است

او می گفت وقتی برادرم را مجددا به عراق بردند برایم زنگ زد، ولی نگذاشتند او زیاد صحبت کند و انگار تلفن را به زور از دستش می گیرند و آنرا قطع کردند و انگار وی را با ترفند به عراق بردند که هنوز در این آتشکده و جهنم گیر افتاده است. خانم سهرابی می گفت مریم ضحاک مار بدوش است که بچه های ما را بلعیده است.او همچون تمامی خانواده هایی که فرزندان شان در اشرف اسیر هستند می پرسید: رجوی ملعون خودش کجاست؟

blank
blank
blank