پرسشی درباره مجاهدین طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین
کارنامه سیاسی مسعود رجوی انقلابیگری در سایه محرومیت از آزادی در مجاهدین خلق
از عرش به فرش روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی
سران تبهکار فرقه رجوی از ریزش و جدایی اعضای تشکیلات درآلبانی ترس و هراس دارند قبل از انتقال افراد به آلبانی در لیبرتی مسئولین مجاهدین، نفر را صدا می زنند که احمد واقف با شما کار دارد بعد احمد می آمد و می گفت: فلانی اسم تو در لیست کشور آلبانی هست استاتوی تو چیست؟
19بهمن سال 1360 لکه ننگی بر دامان فرقه رجوی
بطور واقعی 19 بهمن سال 1360 یک تصفیه درون سازمانی بود که اتفاقا رجوی به انجام اینگونه کارها عادت دارد. در سالیانی که از عمر سازمان هم میگذرد میتوان در سرفصلهای مختلف اینگونه اقداماتی که دقیقا از سوی خود رجوی هم فرمانش صادر میشود را دید.
رجوی ها نسبت به مسلمانان و بخصوص شیعیان کینه دارند
اگر به این لیست ترور کور رجوی ها علیه مردم ایران، کشتار شیعیان و اکراد مسلمان عراقی و همکاری آنها با تروریست های سوریه برای کشتار مردم آنجا را بیافزاییم، به راحتی می توان نتیجه گرفت که رجوی ها نسبت به مسلمانان بطور عام و نسبت به شیعیان آل علی (ع) بطور خاص کینه دارند.
هواداران ناآگاه و رهبران فریبکار فرقه رجوی ها
تا وقتی صدام معدوم در عراق حکومت می کرد رجوی در همکاری با نیروهای امنیتی رژیم عراق اعضای فرقه کسی نمی توانست از اشرف فرار کند چرا که با تولید حصارهای فیزیکی و ایجاد حصار ذهنی افراد را در آنجا قفل کرده بودند بعد از سرنگونی صدام این حصارهای ایجاد شده توسط فرقه از بین رفت و به همین خاطر تعداد زیادی توانستند از فرقه رهایی یابند.
اعضای” شورای ملی مقاومت” بدانند که چه نانی می خورند؟
فرقه مجاهدین که در زیر سایه دیکتاتور صدام از شغل شریف مزدوری پولدار شدند و مابازای آن حملاتی را علیه مناطق مرزی ایران انجام می دادند به نظر می رسد هنوز ماندن درعراق خوشبین هستند گوئی که افراد سازمان مجاهدین ملت وشهروندان عراقی هستند و گویی که حضور این سازمان درعراق طبق قانون اساسی و مقرارات این کشور به ثبت رسیده است. جای تعجب دارد که سازمان مجاهدین که تا قبل از فروپاشی اشرف دارائیها و املاک عراقیان در اختیار داشته است، مدعی می شود و اطلاعیه می دهد ماشین ما را از اشرف دزدیدند، کولرهای ما را دزدیدند و …
مصداق رابطه فرقه رجوی و رسوایی، رابطه گدا و حیا است
ریچارد سیلورستین روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرده است، گروه مجاهدین را یک فرقه سیاسی خواند که از راه ترور کسب درآمد می کند. وی ضمن انتقاد از کسانی که از مجاهدین پول می گیرند تا آنها را حامی برقراری دموکراسی در ایران معرفی کنند گفت: باید ببینیم مجاهدین قبل و بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران چه افرادی را کشته اند، برخی از این کشته شده ها آمریکایی بوده اند.
وقتی رجوی به شورایی ها میلیون ها دلار می دهد، سهم خودش چقدر است؟
اگر هزینه نگه داشتن دو نفر در شورا این قدر بوده است، قیمت نگه داشتن افرادی مثل مهدی سامع و هزارخانی و… چقدر است؟ آیا بهتر نیست رجوی از همین الان و قبل از اینکه آنها جدا شده و او مجبور شود در جواب جدایی آنها این مبلغ را اعلام کند، همین الان پول هایی که به آنها می دهد را مشخص نماید؟
چرندیات رجوی جای تامل دارد
ازنگاه وپنجره ای دیگربازجای تامل دارد که فرض محال که خزعبلات رجوی حول آماروارقام بیماران وهزینه هنگفت وسرسام آوردرست وصحیح باشد ؛ سوال اینستکه اینهمه ثروت بادآورده را ازچه منابعی تامین کرده ومیکند که اینگونه حاتم بخشی دارد. فرقه رجوی درجای دیگرتاکید وسپس ازمریم قجرقدردانی عمیق داشته که ازکیسه خود بخش عمده هزینه های معالجات بیماران را شخصا تامین کرده است!؟ بازسوال اینستکه شخص مریم خانم ازکجا وازکدام منابع تامین مالی میشود که حاتم بخشی میلیاردی دلارویورو درخصوص تامین معیشت شورایی ها ؛ لابیهای ورشکسته وبیماران لاعلاج و… دارد!؟
دلارهای خونین؛ رجوی و جیره خوارانش را رسوا کرد!
حال همان دستور اعدام و ترور برای خود این اقایان شورائی توسط شخص رجوی صادر شده و با همه این شواهد هنوز هم این اقایان نسبت به افشاء جنایات رجوی و محکوم کردن شکنجه و زندانی کردن اعضاء ناراضی ؛ و خروج ممنوع ؛ تجاوزات شخص رجوی به زنان نگون بخت در اردوگاههای اهدائی صدام و ابتدائی ترین حقوق اعضاء و … به خیال خودشان می خواهند رجوی را استهاله کنند خود را اصلاح طلب شورا ی دست ساز رجوی جا بزنند!
مرگ ملک عبدالله همراه با اعترافات جدید
مریم قجر در پیامش به این مطلب اشاره نکرد در حالی که رابطه با عاملین کشتار و کشورهای که تروریسم را در منطقه می پرورانند مایه شرمساری است. در پس این پرده ها رابطه هایی نهفته است و تاریخ قضاوت خواهد کرد در این مورد باید گفت وقتی یک گروه تروریستی با شیوخ مرتجع منطقه رابطه برقرار می کند فقط سیاسی نیست و در پشت این قضیه مسئله کمک مالی نیز نهفته است و می توان رابطه این را در ولخرجی های بی حساب و کتاب مریم در کنفرانس های مختلف در اروپا و دادن پول های کلان به لابی های غربی فرقه دریافت.
کمک های سخاوتمندانه و میلیونی سازمان مجاهدین خلق به”مزدوران وزارت اطلاعات” و چند سوال
ریز جدول”صدها هزار” دلاری که توسط سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت به آقای اسماعیل وفا یغمائی پرداخت شده است کجاست؟ اگر اینچنین لیستی وجود ندارد، پس چگونه می توان ادعای پرداخت”صدها هزار دلار” به او را باور کرد؟ اگر چنین لیستی وجود دارد، چرا حال که بخشی از این اسناد را منتشر کرده اید، همه اسناد را منتشر نمی کنید؟ آیا از آقای یغمائی که زمانی عضو مرکزیت سازمان و سپس عضو شورای ملی مقاومت شما بوده هیچگاه در مورد پول های خرج شده توسط او که به قول شما بخشی از آن برای”سفرهای متعدد و متنوع” بوده است، گزارش خواسته اید؟
بنیادگرای واقعی کیست؟
امروز بهتر از قبل مشخص شد که چگونه آنها به هم نیازمند شدند. رجوی ها بعد از صدام به ارباب جدید نیاز داشتند و از طرف دیگر ارباب جدید به نیروی جنگی و نظامی احتیاج نداشت بلکه به کسانی نیاز داشت تا از ظاهر ایرانی آنها سوء استفاده کرده و بر علیه ایران که آن را رقیب بزرگ منطقه ای خود می دانست بهره برداری نماید. در راستای اهداف ارباب جدید بود که رجوی ها بر خلاف گذشته حتی در ظاهر، مواضع ضد اسرائیلی را کنار گذاشته و در همه جا همسو با هار ترین جناح های صهیونیست ها شدند.

