پرسشی درباره مجاهدین طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین
کارنامه سیاسی مسعود رجوی انقلابیگری در سایه محرومیت از آزادی در مجاهدین خلق
از عرش به فرش روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
رجویها با سند و ادله رو کردند که آدمها را میخرند!
سایت رسمی رجویها مدعی شدند که به اسماعیل یغمایی ؛ کریم قصیم ومحمدرضا روحانی درمقاطع مختلف صدها هزاردلارپرداخت کرده تا بتوانند آنان را درچارچوب فرقه ای به کاربگیرند. رجویها بدین صورت خود دستشان را رو کردند که خود اصالت ندارند وطرف حساب نیستند وکسانیکه به جوال شان میروند صرفا بدنبال دلار و یورو بادآورده رجویها هستند چیزی که بارها وبارها یکایک جداشده های ازفرقه حول این قضیه به روشنترین شکل ممکن به روشنگری پرداختند واثبات کردند که رجویها به شورایی ها پول میدهند ؛ به ورشکستگان ولابیهای امریکا واروپا واسراییل پول میدهند وبه تمام گروههای تروریستی هم آخورخودشان پول میدهند تا حمایت بگیرند.
روسیاهی برای سران سازمان مجاهدین
البته دور از انتظار هم نبود که این جنایتکاران بخواهند نسبت به اهانت به رسول خدا (ص) توسط ایادی استکبار غرب توهینی بکنند چرا که این جنایتکاران دست پرورده همین بی دینها می باشند و چون از طریق رژیم صهیونیستی و دول غربی حمایت و شانتاژ می شوند، هرگز نمی توانند نسبت به آنها بی احترامی کرده و با خواست آنها که همانا برهم زدن وحدت مسلمانان است مقابله نمایند و بر علیه آنها کار کنند که در اینصورت مریم عضدانلو که فقط بفکر بزک کردن و خوش گذرانی خودش است نمی تواند به جاه طلبی خودش برسد.
رجوی ها بر حسب عادت از مرده ها تجلیل به عمل می آورند نه از زنده ها!!
مهین صاحب شخصیتی بود که با سایر فرماندهان زن جماعت فرقه فرق داشت با وجود این که سابقه او از نظر تشکیلاتی از بقیه زنان بیشتر بود ولی در پایین ترین رده تشکیلاتی کار می کرد او به اصطلاح نظم نوینی را که مریم بنام انقلاب آورده بود را قبول نداشته و نه گزارش می نوشت و نه گزارش می خواند و نه علیه کسی موضع می گرفت و رفتار فرقه را قبول نداشت به همین دلیل در جایگاه پایین کار می کرد
تناقض شکل و محتوی در فرقه رجوی
در فرقه رجوی شکل و محتوای همه مسائل نه تنها هیچ هم خوانی با همدیگر ندارند بلکه صد و هشتاد درجه عکس و متناقض هم هستند بطور مثال در حرکت تروریستی که در پاریس صورت گرفت رجوی اقدام به محکوم کردن آن کرد. در حالیکه رجوی مدعی مبارزه با تروریسم هست و حملات تروریستی را محکوم می کند و در همین رابطه خانم مریم رجوی اخیراً حمله تروریستی به دفتر روزنامه عربی در پاریس را محکوم کرده است ولی گروه فرقه گرای تحت رهبری خودش یکی از خطرناک ترین گروههای تروریستی هست
تبعیض کینه توزانه مریم و مسعود رجوی در رابطه با قربانیان «از مهین افضلی ها تا میرزا آقا پاک نیت»
در طی همین هفته شاهد جان باختن دو تن از اعضای قدیمی مجاهدین (در آلبانی و لیبرتی) بوده ایم. نگاهی به نحوه ی خبررسانی فرقه در مورد این دو نفر به وضوح نشان می دهد که رجوی”خود” را به جای”خدا” نشانده و قربانیان را هم بر اساس تفکر”خود خدا بینی” ارزش گذاری، و بر همان اساس القاب زیر و زبر به آنان اعطاء می کند. این زوج که هزاران جوان را به کام مرگ کشیده و روز به روز بر سرکوب اعضای بازمانده و بر تهدید منتقدان خود افزوده اند، خبر فوت یک پدر پیر را با بی احترامی به شکلی انعکاس داده اند که جز تحقیر و طلبکاری در آن به چشم نمی خورد.
صفی تا قبرستان
بنابراین تنها احساسی که با خواندن اینگونه اطلاعیه ها در ذهن و ضمیر آدمی نقش میبندد، مظلومیت اعضای ساکن در لیبرتی از یک سو و اوج بی شرمی، پستی و رذالت رهبران این گروه از سوی دیگر است که چگونه علیرغم اینکه خود عامل اصلی مرگ اعضای ساکن در لیبرتی هستند، ولی از آنان اینچنین در مسیر اهدافشان سواستفاده میکنند.
مروری بر اتفاقات گذشته و حال
شرایط امروز هم مثل آن سالهاست، از یک طرف در عراق با وعده و وعید نفرات را زمین گیر کرده و چون آن جوسازی دیگر در عراق وجود ندارد مریم تلاش می کند تا از پولهای بادآورده استفاده کند و با خرید وکیل و… این خلاء را پرکند و توسط آنها جوسازی نماید و این همان آب در هاون کوبیدن است که فقط یک سری از نفرات عمرشان هدر می شود و این بطلان عمر را نمی شود جبران کرد و فقط در حسرت عمر از دست رفته می مانند تا روزی که به آزادی برسند.
ترفند جدید رجوی برای ماندن در عراق
پیشتر گفته بودیم که شکست جبهه عربی – غربی و عقیم ماندن طرح تجزیه کشور عراق که مجاهدین نیز خود را تمام عیار با آن همراه کرده بودند یک شکست استراتژیک و بعبارت دقیق تر پایان رویای ۱۱ ساله رهبران مجاهدین برای بازگشت بعثیون به قدرت و ماندن مجاهدین در خاک عراق محسوب شده و بیش از هر زمان دیگری تشکیلات مجاهدین را در معرض نابودی و مرگ کامل سیاسی قرار داده و بحرانهای فزاینده تشکیلاتی و سردرگمی رهبران آن در چاره جویی خود از نتایج سحر است.
خانواده؛ رعشه مرگ و کابوس مجاهدین
خانواده های آن اسیران هم که اغلب دو دهه از وجود فرزندان و پدران ومادران خود بی خبر بودند فعال شدند و با وصل به این انجمن ها اقدام به تحصن در پشت دیوارهای اشرف کردند که این کار رجوی را ابتدا غافل گیر و مجبور به تن دادن به برخی ملاقات ها با تمامی محدودیت ها کرد. از آنجایی که این ملاقات های محدود باعث جدایی صدها تن شد لذا رجوی درب اسارتگاه را بست و همه خانواده ها را عامل اطلاعات ایران و مزدور معرفی کرد و آنچنان ترس و رعشه ای بر اندامش افتاد که سران ورهبران فرقه به تکاپو افتاده و مرگ خود را در حرکت خانواده دیدند و با تحریک و اجبار اسیران برای سنگ زندن به صورت پدران و مادران خود و به تلویزیون کشاندن آنها برای سرهم کردن چرندیات ضد خانواده راه آنها را برای خروج سد کند.
مروری کوتاه برآنچه در تشکیلات گذشت و نتایج آن
به هر حال رجوی برای اثبات این امر به صدام دایر براینکه اگر من نبودم از طرف شمال بغداد را گرفته بودند شروع به خوش رقصی به صدام کرد واین عمل را به خاطر آینده خودش و وجودش در عراق انجام داد چون خودش هم می دانست که بین ایران و عراق هرگز جنگ نخواهد شد و ماندنش در عراق به ضرر خودش می شود و یک روز چشم باز می کند وفقط یک قرارگاه خالی را نظاره می کند که امروز آن قرارگاه (اشرف) دیگر وجود ندارد وکمپ لبیرتی هم یک کمپ ترانزیتی است ومعلوم نیست برای چند سال ولی این برای من وبه سران فرقه رجوی روشن است که طولی نخواهد کشید آنجا را هم تخلیه می کنند واینها مقدمه های آینده بی آبرویی سیاسی و ایدئولوژیکی آن فرقه (سازمان مجاهدین خلق) خواهد بود
گذری بر وقایع مهم در سال ۲۰۱۴ و عملکرد مجاهدین
مجاهدین با جار و جنجال اعلام کردند که پرونده ۱۷ ژوئن بسته شد و ادعای پیروزی در این پرونده را هم داشتند. متاسفانه این پرونده با سئوالهای بسیار زیادی که بی پاسخ مانده است، بسته شد و اینکه چرا تعدادی اقدام به خودسوزی کردند و چه کسی به آنها دستور داده بود. البته همه می دانیم که بسته شدن پرونده ۱۷ ژوئن یک مسئله سیاسی بود تا مجاهدین اجازه بدهند بقیه اعضای باقی مانده در لیبرتی، به اروپا منتقل شوند. همانطور که در یک زد وبند سیاسی نام مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا خارج شد تا مجاهدین پذیرفتند از اشرف به لیبرتی نقل مکان بکنند.
موضعگیری سخنگوی مجاهدین – ۴ دی ۱۳۹۳ – اسلو!!!!
خواست رجوی نه تهدیدات داعش بلکه به کشتن دادن افرادش در آنجا می باشد. آنان نمی خواهند افراد لیبرتی را از عراق به یک مکان امنی انتقال دهند. رجوی برای این که پاسخگو هزاران سئوال از جانب همان افراد نباشد عمدا می خواهد تحت آن شرایط ناپایدار در لیبرتی افراد را نگه دارد تا تلف شوند و خودش را از دست آنان خلاص کند، سیاست رجوی غیر از این نیست، چطور با پول های باد آورده جلسات آن چنانی با هزینه های هنگفت از امریکا و کانادا تا کشورهای اروپائی دیپلمات های از کار افتاده و اسبق را جمع آوری کرده در این رابطه خدا می داند چه پول های صرف می شود اما برای خارج کردن افراد از لیبرتی هیچ اقدامی نمی کند

