بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند! یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. […]
بعد از ناآرامی های اخیر در صفحات اینستاگرام دیدم که مریم رجوی فرصت طلب به میدان آمده و دم از آزادی و ایرانی آزاد می زند!
یاد سال 76 افتادم. آن سال سه نفر از بچه های ایلام از سازمان فرار کردند که متاسفانه عراقی ها آنها را دستگیر کردند و به سازمان تحویل دادند. بماند که آنها را چقدر شکنجه کرده بودند، اما هر کسی که با آنها هم دوست می شد و محفل داشت به بازداشت گاه میبردند که یکی از آنها من بودم.
من اصلا نمی دانستم که آنها فرار کردند. اما 4 نفر وحشیانه به جان من افتادند و با فحاشی و ضرب و شتم از من میخواستند که اسامی نفراتی که قصد فرار دارند را بدهم. هر چه من قسم میخوردم فایده نداشت. من به حسین ابریشمچی گفتم شما همین طوری میخواهید برای ایران فردا آزادی بیاورید؟ شما با ما که نیروی خودتان هستیم این طوری برخورد میکنید وای به روزی که به ایران بروید! از شدت خشم جلو آمد و یک کشیده به من زد و موهای من راگرفت و گفت: “برای ما بردن برادر مسعود و خواهر مریم به ایران مهم است، نه مردم ایران و اگر فکر می کنی تو و امثال تو می توانند جلوی هدف ما بایستند، کور خواندید. و این را هم بدان که خرج تو و امثال تو یک چاله و یک فرغون آهک است وهیچ کس هم خبردار نمی شود.”
آنجا بود که فهمیدم مجاهدین فقط دم از آزادی مردم ایران میزنند و برای رسیدن به قدرت حاضرند خیلی ها را قربانی کنند.
محمود آسمان پناه

