۲۳ سال بحران جانشینی رهبری مسعود رجوی

در روزهای بحرانی تهاجم آمریکا و اسرائیل علیه ایران که با کشتن رهبر ایران آغاز شد، رهبر جدید ایران در کمتر از ده روز، انتخاب شد. این در حالی است که رهبر تشکیلات مجاهدین خلق، 23 سال پیش در اثنای تهاجم آمریکا به عراق ناپدید شد یا شاید بنا به برخی گزارش‌ها کشته شد، اما […]

در روزهای بحرانی تهاجم آمریکا و اسرائیل علیه ایران که با کشتن رهبر ایران آغاز شد، رهبر جدید ایران در کمتر از ده روز، انتخاب شد. این در حالی است که رهبر تشکیلات مجاهدین خلق، 23 سال پیش در اثنای تهاجم آمریکا به عراق ناپدید شد یا شاید بنا به برخی گزارش‌ها کشته شد، اما هرگز جانشینی برایش تعیین نشد.

مسعود رجوی، رهبر “خاص الخاص” مجاهدین خلق در سال 1382 در پی حمله آمریکا به عراق از نظرها پنهان شد. در آن زمان برخی گمانه زنی‌ها وجود داشت که او در بمباران‌های نیروهای ائتلاف در عراق کشته شده است، اما برخی بر این باور هستند که مسعود رجوی در حقیقت پس از دستگیری مریم رجوی توسط پلیس ضد تروریسم فرانسه در اوور سوردواز پاریس، از بیم دستگیری و محاکمه، خود را پنهان کرد.

به هر روی اعضای تشکیلات مجاهدین خلق بیش از دو دهه است که رهبر خود را به چشم ندیده اند اما پیامهای متنی او را دریافت کرده‌اند یا به ندرت صدای او را شنیده‌اند. این در حالی است که هرگز حق نداشته اند که از مسئولان خود سوال کنند که رهبرشان کجاست؟ چرا از نظرها پنهان است؟ و اساسا آیا زنده است؟

مسعود رجوی در صورت حیات امروز حدود 80 سال دارد. اگر چه همین رقم احتمال زنده بودن او را بسیار کاهش می‌دهد. در واقع اعضای مجاهدین خلق در رده‌های مختلف، از زمان ناپدید شدن رجوی در اذهان خود با سوالات بالا و بحران جانشینی رهبری درگیر بوده‌اند اما از آنجاییکه ساختار فرقه‌ای و افراطی تشکیلات مجاهدین خلق حول شخصیت “عاری از گناه و اشتباه” و “خاص الخاص” مسعود رجوی ساخته شده است، هیچ جانشینی برای او متصور نیست.

مریم رجوی که در پی ازدواج با مسعود و انتصابش به عنوان رئیس جمهور شورای به اصطلاح ملی مقاومت، از سوی مسعود رجوی به نوعی حلقه وصل اعضا به مسعود رجوی معرفی شد، هرگز در علو درجات فرقه‌ای به مرتبه رجوی نرسید که بتواند جانشین او بشود.

شخصیتی که کیش رجوی برای او ساخت چنان دست نیافتنی است که یاران هم رده‌ای چون مهدی ابریشمچی که در برخی مواقع سوابق مبارزه آنها از او نیز بیشتر بود، اکنون فرسنگها از او فاصله درجاتی دارند. در سال‌های استحاله سازمان مجاهدین خلق به تشکیلات فرقه‌ای افراطی رجوی، همه رفقای هم‌رزم او تبدیل به زیردستانی فرومایه شدند که تنها از او اطاعت می‌کردند و مجیز او می‌گفتند، چندان که ابریشمچی حتی همسر خود را تقدیم به او کرد.

رجوی حتی فرزندی دارد که جوان است و بازمانده مبارزه همسر دومش، اشرف ربیعی با نیروهای جمهوری اسلامی. اما محمد (مصطفی) رجوی نه تنها جانشین مسعود رجوی نشد، بلکه در پی اعتراض به شیوه حکمرانی پدرش بر سازمان مخوف مجاهدین خلق، از تشکیلات طرد شد و حتی در جهان آزاد بارها مورد آزار و اذیت پیروان پدرش قرار گرفت.

بنابراین اگر رجوی مرده باشد و تشکیلات برساخته حکمرانی او همچون گذشته در انزوای مطلق سیاسی و اجتماعی به بقای ننگین خود ادامه دهد، ممکن است بیست سال دیگر هم بگذرد، حتی مریم رجوی هم از دنیا برود اما مسعود همچنان از خفا برای اسیران جسمی و ذهنی تشکیلاتش پیام صادر کند و کماکان کسی جرات نداشته باشد که بپرسد این پیام از کدام گورستانی مخابره می‌شود.

مزدا پارسی