در شامگاه شنبه 22 فروردین ماه 1405، شبکه صدای آمریکا، در اولین قسمت از برنامهای با عنوان “عمق میدان” به میزبانی فهیمه خضر حیدری، به گفته خود او، “یک تابوی بزرگ در سپهر سیاسی ایران” شکسته شد. این روزنامه نگار در توضیح این برنامه نوشت : “این اولین بار در نزدیک به چهار دهه گذشته […]
در شامگاه شنبه 22 فروردین ماه 1405، شبکه صدای آمریکا، در اولین قسمت از برنامهای با عنوان “عمق میدان” به میزبانی فهیمه خضر حیدری، به گفته خود او، “یک تابوی بزرگ در سپهر سیاسی ایران” شکسته شد. این روزنامه نگار در توضیح این برنامه نوشت : “این اولین بار در نزدیک به چهار دهه گذشته است که یک مقام بلندپایه سازمان مجاهدین خلق ایران در یک رسانه (به جز رسانههای خودِ مجاهدین) حاضر میشود و پای یک گفتوگوی چالشی اختصاصی مینشیند و به پرسشها و سؤظنها درباره این سازمان پاسخ میدهد.”
خضر حیدری مهمان برنامه خود، محمد محدثین را چنین معرفی میکند: ” بالاترین مقام شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق در سیاست خارجی، سیاستگذاریها و امور بین المللیِ این سازمان پس از مریم رجوی”.
در گفتگوی صدای آمریکا با محدثین که نزدیک به یک ساعت طول کشید، میزبان برنامه تلاش کرد، تقریبا با رعایت اصل بی طرفی برخی سوالاتی که در تمام سالهایی که تشکیلات مجاهدین خلق بی پاسخ و غیرشفاف باقی گذاشته بود را از میهمان خود بپرسد. اما علیرغم آنکه هواداران تشکیلات مجاهدین خلق در شبکههای اجتماعی برای پوشش تبلیغاتی این مصاحبه کمپین وسیعی به راه انداختهاند، پاسخهای محدثین از سوی بسیاری از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و اعضای پیشین مجاهدین خلق مورد نقد فراوان قرار گرفت.
واکنش اعضای پیشین و روزنامه نگاران به مصاحبه
قربانعلی حسین نژاد از اعضای پیشین مجاهدین خلق که اکنون در فرانسه زندگی میکند، نقد مفصلی به سخنان محدثین در صدای آمریکا نوشت. او پس از جدایی از مجاهدین خلق دست به افشاگری علیه این تشکیلات زد و به سرعت برچسب همکاری با حکومت ایران را از سوی تشکیلات دریافت کرد. حسین نژاد در مورخ 26 فروردین ذیل پست فهیمه خضر حیدری برای معرفی این قسمت از برنامه عمق میدان، در شبکه اجتماعی ایکس چنین مینویسد:
“من سی سال در تشکیلات مجاهدین در فرانسه و بیشترش در عراق از جمله سالیان تحت مسئول ایشون و ابریشمچی و همکار و دستیارشان در رابطه با جهان عرب و دولت و ارتش عراق بودم. در عمرم کسی را ندیدم که اینقدر دروغهای آشکار آن هم جلوی میلیونها بیننده بگوید…شما از ما جدا شدگان دعوت کنید با ایشان مناظره کنیم. جدا شدگان هزاران صفحه کتاب در مورد زندانها و شکنجههای روانی و جسمی و تجاوزهای رجوی به زنان و قطع ارتباط با خانواده و دنیای بیرون و جدایی جنسی نوشتهاند.”
حسین نژاد که مترجم عرب زبان مسعود رجوی بوده است، درباره منابع مالی مجاهدین خلق خطاب به میزبان برنامه مینویسد: “نود و نه درصد سلاحهای سبک و سنگین ما را عراق داده بود و زیر نظر ارتش عراق هم آموزش می دیدیم. از کوپن ارزاق مردم عراق سهمیه مثل ارتش عراق داشتیم. روزانه صد هزار بشکه از نفت عراق با امضای شخص صدام به صورت کوپن برای فروش در بازارهای جهانی سهمیه داشتیم که بیشترش توسط بخش مالی سازمان سرمایه گذاری شده و این منبع اصلی مالی آنها است که فیلمهای آنها در یوتیوپ هست که توسط اطلاعات عراق ضبط میشد. خانم گرامی باید می پرسیدید کدام سازمان غیر دولتی در جهان می تواند آنهمه سلاح و تانک و حتی هلی کوپتر نظامی از بازار جهانی بخرد؟؟!!!”
این عضو پیشین مجاهدین خلق با استناد به اطلاعیههای تشکیلات، به صدای آمریکا هشدار میدهد که فریب دروغهای محدثین را نخورد : “شرم هم نکند که به خودش هم اینقدر دروغ می گوید. اعضای خودشان داخل تشکیلات وقتی اینها را بشنوند در دل خودشان کلی خواهند خندید که عجب کلاهی سر بلندگوی امپریالیسم آمریکا گذاشتیم و چقدر برادر بهنام (اسم تشکیلاتی ایشون) با زیرکی جواب داد و نگذاشت حرف راست و واقعی از زبان ایشان شنیده شود.”
محمدرضا ترابی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق نیز که پس از جدایی از تشکیلات و آغاز زندگی مستقل و آزادانه در آلمان، با مرور خاطرات و تجربیات خود از دوران کودک سربازی نقدهای شدیدی به تشکیلات داشته است، در واکنش به این برنامه نوشت:
“خانم فهمیه خضر حیدری هر چند مصاحبه شونده یک دروغگوی حرفهای است و تمام تلاشش برای عدم شفافیت بود، اما شما سوالات بسیار خوبی مطرح کردید و مصاحبه را خیلی خوب پیش بردید. به عنوان یک عضو سابق مجاهدین خلق و مخالف جدی آنها، منصفانه میدونم که صدای من و ما هم شنیده شود چون محدثین در مصاحبه با شما به ما اتهام خیلی جدی وارد کرد. در این رابطه حاضرم در برنامه شما شرکت کنم و به هر سوالی پاسخ دهم.”
یک روزنامهنگار مخالف جمهوری اسلامی و از اعضای تحریریه شبکه ایران اینترنشنال نیز در نقد این مصاحبه نوشت: ” هر چقدر پرسشها چالشی بود و بیلکنت، پاسخها کلی بود و تکرار مکررات. معتقدم این نماینده بلندپایه مجاهدین نه تنها نتوانست حتی به یک سوال پاسخ سر راست بدهد. این شیوه، محبوب نهادها و افرادی است که وقتی نقد میشوند، جای پاسخ منتقدانشان را متهم میکنند تا نقد را به حاشیه ببرند.”
نکاتی دیگر در نقد مصاحبه با محدثین
به هر روی، از جنبه روزنامهنگاری و رسالت رسانهای مجاب کردن نمایندهای از تشکیلات مجاهدین خلق برای حضور در یک رسانه تلویزیونی گام مفیدی در راستای شفافسازی ماهیت و عملکرد این تشکیلات است. اما هر چند سوالاتی که سالهاست درباره مجاهدین خلق و رهبرانش در اذهان مردم است، مطرح شد، لازم بود میزبان برنامه برای دریافت پاسخهای روشن و دقیق مهمان خود را بیشتر به چالش بکشد.
شاید مهمترین عامل محدودیت زمانی بود اما در همین زمان کم میشد پرسشها را دقیقتر و با ذکر مصادیقی از نقض حقوق بشر، حقوق زنان و کودکان در تشکیلات مسعود و مریم رجوی مطرح کرد تا امکان حاشیه رفتن پاسخدهنده به حداقل برسد. به عنوان مثال درباره کودکان مجاهدین خلق مجری میتوانست به مستندها و شواهد مستقل موجود در این باره اشاره کند. یا در بحث پوشش زنان مجاهد میشد رفتار سران تشکیلات در قبال موضوع زنزندگیآزادی و حذف زندگی از این شعار را مطرح کرد.
همچنین، اگر برخی پرسشهای مستقیم با پاسخ بله یا خیر مطرح میشد، در ادامه میشد به تناقضهای بسیاری در پاسخگویی رسید. برای نمونه درباره علت پنهان شدن مسعود رجوی که مصاحبه شونده ادعا میکند برای “حفظ امنیت” اوست، میشد به مریم رجوی و چرایی پنهان نشدنش با وجود شرایط مشابه اشاره کرد و چنین مطرح کرد که آیا امنیت مریم رجوی در خطر نیست؟ اگر بله، چرا او پنهان نشده است؟ و حتی در تنگنای وقت با ذکر یک جمله، تناقض شعارهای رجوی درباره برابرای زنان و مردان، هژمونی زنان و فمینیسم را مطرح کرد.
محمد محدثین،عضو ارشد سازمان مجاهدین خلق در این مصاحبه بار دیگر نشان داد که چرا اتهامات به مجاهدین خلق دور از واقعیت نیست. هیچ پرسشی پاسخ روشن و شفاف نگرفت. پاسخها همانهایی بودند که هواداران و عوامل تشکیلات همواره با ادبیات مشابه در همه جا تکرار میکنند.
تکرار همیشگی این ادعاها: “مسعود رجوی به دلایل امنیتی ناپدید شده است. تصویرش نیست ولی صدایش که هست! ما خیلی دمکراتیک هستیم! ورود به سازمان سخت و خروج از آن ساده است! همه اعضای پیشین که نقدی بر سازمان دارند، با حکومت ایران همکاری میکنند. در جنگ ایران و عراق با صدام همکاری نکردیم و هیچ کمک مالی و لجستیکی دریافت نکردیم!”
محمد محدثین یک ساعت فرصت سخن راندن در یک رسانه بزرگ را پیدا کرد و موفق شد هیچ چیز تازهای نگوید. برای کسانی که تاریخ مجاهدین خلق را مطالعه کردهاند و نگاه بیطرفانهای به این تشکیلات دارند هم هیچ چیز جدیدی در این گفتگو وجود نداشت. اما این مصاحبه برای اعضای پیشین تشکیلات که با پوست و گوشت خود نقض حقوق بشر را در آن تجربه کردهاند، محرکی تازه برای خشم درونی شان از سران مجاهدین خلق بود. با این حال، برای کسانی که هرگز یک عضو پیشین سازمان مجاهدین یا یک کودک سرباز پیشین این تشکیلات را از نزدیک ندیدهاند، گپی با او نزدهاند، خاطراتش را نخواندهاند، شاید دروغهای محدثین حرف تازهای باشد که از جنبه روزنامه نگاری مستقل لازم است در فرصتهای دیگر به دقت راستی آزمایی و کالبدشکافی شود.
مزدا پارسی

