خانواده طاهرلو: لعنت بر رجوی که جان برادرم را قربانی مطامع خود کرد
علیرضا طاهرلو که در داخل یک خودرو در کنار فرمانده اش کیانوش صلاح پور نشسته بود به صحنه آمد. خودرو ایستاد و علیرضا که در تمام مسیر به حرفهای فرمانده اش گوش میداد از خودرو پیاده شد و خود را در مقابل نیروهای عراقی به آتش کشید و در گذشت. مشخص شد که او را از قبل به لحاظ ذهنی نسبت به این کار کاملا آماده کرده بودند
کر هماهنگ تروریست ها
شب گذشته، سایت های فرقه رجوی خبر برگزاری جلسه ای با شرکت لابی های اروپایی و آمریکایی را گزارش کردند. در جمع این عناصر به اصطلاح مدافع حقوق بشر،” که شما بخوانید” لابی های اسرائیلی”، حضور تروریست اخراج شده عراقی طارق الهاشمی به نظر جالب می رسد.در واقع وقتی به پنل سخنرانان نگاه می کنید، احساس مشمئز کننده ای از کر هماهنگ تروریست پروری قابل رویت است.
پایان اعتصاب غذا: آزادی ۷ گروگان یا باز هم فاجعهای دیگر
باید هر کس از هر موضعی که دارد چه موافق و چه مخالف به فکر حل مسئله اعتصاب غذا کنندگان باشد تا این اعتصاب غذا تبدیل به یک فاجعه در کوتاه مدت و یک سنت پایدار در درازمدت نشود. بسیاری از افراد، تصور میکنند که این اعتصاب غذا برای رجوی صرفاً یک نمایش تبلیغی و صرفاً جلب توجه اذهان عمومی است. درحالیکه مسئله بسیار جدی تر از این حرفهاست. فوت هر کدام از اعتصاب کنندگان فضا را تغییر خواهد داد.
اعتصاب غذای لیبرتی، فرایندی کورکورانه
این رسم و رسوم رجوی است. سالیان است که انسانها را از خود بیخود کرده، تحت شدیدترین شیوه های مغزشویی تشکیلاتی قرار داده، و آنان را به ماشین هایی کوکی تبدیل کرده است. که فکر نمی کنند و فقط عمل می کنند. البته در اعماق درون ذهنشان می فهمند، هجو و تهی گشته اند، ولی قدرت ابراز وجود را ندارند. رجوی قدرت ابراز وجود را در آنها کشته است.
نفرین مادر
شکسته شدن دل مادران پیر اعضای فریب خورده در فرقه رجوی نمود پیدا کرد. مادرانی که با هزار امید و آرزو و تحمل سختی راه خود را به جلوی درب قرارگاه اشرف می رساندند، تا بتوانند دیداری با جگر گوشه هایشان داشته باشند، اما با فحش و ناسزا و سنگ پراکنی روبرو می شدند. این مادران پیر و سالخورده با هزار امید و آرزو فرزندانشان را بزرگ کرده اند تا در دوران پیری عصای دستشان باشند اما از آنها جوابی شنیدند که واقعا دل هر مادری رو به در می آورد
سقوط اشرف، پایانی بر یک استراتژی یا شروعی دیگر!!
تا آنجا که به رجوی برمیگردد هیچ تغییر و انعطافی نسبت به خطوط گذشته از خود نشان نداده و بلکه بر شدت آن افزوده است. ولی این که برای پیشبرد این خط نیروها باید چه بهایی بدهند و این که این خط چگونه و به چه صورت پیاده میشود باید صبر کرد و دید که چه میشود. الان تا قفل 7زندانی، قفل لیبرتی و عراق باز نشده است، فضا بسیار غبارآلود است و نمیتوان پیشبینی روشنی نمود.
پاسخ رجوی به وضعیت کنونی چیست؟
رجوی مسلماً روی یکدندگی خود استوار خواهد بود. همان اصراری که در ماندن اشرف داشت در ماندن در عراق هم دارد. عراق نیز ظرفیت استراتژیکی مبارزه مسلحانه فرقه رجوی را دارد. آمدن رجوی از روز اول به عراق اساساً برای همین منظور بود که آتش جنگ مسلحانه را قویتر کند. بهای سنگینی هم بخاطر هم سو شدن با صدام و متحد شدن با او پرداخت. مردم او را متحد صدام پنداشتند.
دریوزگی سران فرقه رجوی و جعل خبر
رفتن آخرین ستون نیروهایش از قرارگاه اشرف به لیبرتی، موجی از انفعال تشکیلاتی را در بین تمام اعضا در لیبرتی القاء کرده است.فرقه رجوی، برای دلداری به نیروهایش نیاز به تبلیغات دارد و به دلیل اینکه واقعیتی وجود ندارد، اقدام به تبلیغات دروغین به نام مردم عراق کرده است.
رجوی با به هدر دادن خون ۵۲ نفر، اشرف را تخلیه کرد
براساس اطلاعات دقیقی که وجود دارد، اعضایی که به آلبانی منتقل شده اند، اکثرا از سازمان جدا شده اند و به دنبال زندگی عادی خود رفته اند. و این شوک عجیبی را به سران فرقه وارد کرده است. فرقه رجوی بدون انسانهای مغز شویی شده ای که دورش را احاطه کرده اند، به هیچ وجه تاب حیات نخواهد داشت، در هراس از ریزش نیروهایش، عملا انتقال آنان را به کشورهای اروپایی مختل کرده است.
مادرنماهای بی رحم در فرقه رجوی
یکی از مسئولیت هایی که نمایندگی سازمان درآلمان داشت. جمع آوری کودکانی که به زور از والدینشان جدا شده بودند و به اروپا فرستاده شده اند، بود. نمایندگان سازمان، کودکانی که به سن و سال 16 الی 20 سال رسیده بودند را به بهانه دیدار با پدر ویا مادر، یک به یک به عراق اعزام کردند. که به محض ورود به عراق، پاسپورت افراد را گرفته و می گفتند دیگر امکان بازگشت به اروپا وجود ندارد. معصومه بلورچی، یکی از دست اندر کاران این جنایت بود.
هشدار نسبت به اعتصاب غذا در لیبرتی
رجوی در ادامه سیاستهای گذشتهاش بر یکدندگی و لجاجت خود اصرار میورزد. و با به صحنه فرستان تعدادی از نفرات در لندن، ژنو، برلین از یکطرف و ساکنان لیبرتی از طرف دیگر به اعتصاب غذا مخالفت و عناد خود را آشکار میسازد. این حرکت رجوی مشابه همان خودسوزی در سال 2003 است که پس از دستگیری و زندانی کردن تعدادی از رهبران فرقه در پاریس تعدادی از نفرات خود را در اعتراض به این دستگیری، در چندین شهر اروپا و کانادا طعمه حریق ساختند.
رجوی در بزنگاه ماندن یا رفتن
به نظر میرسد رجوی باید یکبار دیگر سوای این که تمام نیروهایش از این به بعد جانشان بیشتر از گذشته در خطر قرار خواهد گرفت، روی استراتژی خود تجدید نظر کلی را در نظر بگیرد. آیا نگهداشتن پر ریسک نیروها در عراق به قیمت سرنگونی، واقعی خواهد بود و یا صرفا یک توهم و سراب.