اسیرانی در پس دیوارهای سرد بتونی لیبرتی

اعتصاب غذای مسخره رجوی در لیبرتی، با هدف آزادی 7 گروگان ادعا شده، شروع و بعد از مدتی در سیاه چاله های لابی های اروپایی و آمریکایی گم شد. و بعد از اینکه اشتهای آنان با پول های باد آورده فرقه رجوی کمی فرو نشست. به بهانه ای واهی، حکم دادگاه اسپانیا را نشان پیروزی  قلمداد کردند. خبری که برای آن عده که در پس دیوارهای سرد بتونی لیبرتی، افقی جز آسمان غم زده و غبار آلود مناسبات تشکیلاتی فرقه ای را نمی توانند ببینند، جلوه ای موجه به خود گرفت. و رقص پرچم های رنگارنگ و هیاهوهایی به نفس افتاده، پایان  شوی  برنامه ریزی شده رجوی بود.
حمله موشکی به لیبرتی، چهار نفر دیگر از ساکنین لیبرتی را به کام مرگ فرو کشید. بنا بر اظهار نظر فرقه رجوی،" دو نفر از آنان به دلیل سکته در جریان موشک باران، کشته شده اند ".
 این سکته ها  که به دلیل ترس بوجود آمده است، به خودی خود گویای اوضاع اسیران فرقه رجوی در لیبرتی است. برای این اشخاص شنیدن صدای موشک و خمپاره، امری جدید و تجربه نشده ای نبود!
پس سکته به چه دلیل؟
*آیا این به دلیل این نیست که ظرفیت های درونی افراد به حدی رسیده است که تاب تحمل شوک های محتمل را ندارند؟
*آیا به این دلیل نیست که این افراد با توجه به چشم اندازی که فرقه، بطور مستمر برای آنها ترسیم می کند، امید به زندگی را از دست داده باشند؟
 * آیا این سکته ها، تسویه درونی است؟
* آیا فرقه رجوی به روال گذشته، برای خلاصی از چالشهایی که افشاگریهای جداشده ها و پیگیری خانواده های اسیران در لیبرتی، برایش بوجود آوره اند، با خون و خون ریزی قصد منحرف کردن اذهان به سمت و سویی دیگر را دارد؟
شخصا، نظرم این است که تمام گزینه ها محتمل است.
به هر حال،  موضوع اول و دغدغه همیشگی خانواده هایی که اسیری را در لیبرتی دارند این است که چرا این اسیران از عراق خارج نمیشوند و پروسه نقل و انتقال آنان که زیر نظر سازمان ملل است، حرکتی ندارد؟
آیا به جای این همه هزینه برای جلسات و شخصیت های متعدد اروپایی که دور هم جمع شوند و دولت و حکومت عراق، سوریه، و… را محکوم کنند.
 بهتر نبود، این تجمعات و جلسات بر پایه فشار و راه یابی به منظور گزینش این اسیران توسط دولت های اروپایی و آمریکایی صورت می گرفت.

حسینی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.