چرا رجوی در سراب سوریه و عراق هزینه می کند؟
به جای این همه هزینه برای یکسری تبلیغات واهی، برای خروج نیروهایش از عراق هزینه نمی کند؟چرا با توجه به اینکه 6 ماه است که آلبانی 210 نفر را پذیرفته است، هنوز یک نفر هم از لیبرتی به آن جا نرفته است؟چرا بعد از این که آلمان پیشنهاد پذیرش 100 نفر را داد. در پی انتقال اعضا به آلمان بر نیامد؟چرا اعضای نگون بخت در لیبرتی باید مورد هجوم قرار گیرند؟ چرا این هزینه ها صرف مداوای حمید ربیع قرار نگرفت؟
کتاب «زنان علیه بنیادگرایی»!!
مسعود رجوی که پایهگذار این فکر بود به قول خودش سازمان را از آبشار به پایین انداخت. شاید همه در ابتدا موضوع آزادی زن را واقعا شعاری مترقی میدیدند و به نوعی خواهان تحقق بخشیدن به آن بودند. ولی به تدریج روشن شد که اصل ماجرا در کنار و یا در پشت موضوع زن، خود مسعود است که میخواهد رهبری و قدرتش را بیدغدغهتر اعمال کند و هیچکس هم جیکی نزند. اگر قبلا یک دفتر سیاسی در راس فرقه عمل میکرد و تصمیم میگرفت و تمام نفرات از جمله مسعود هم مجبور بودند به طور مساوی نظرات بقیه همقطارانش را بشنوند، دیگر الان فاصله مسعود با بقیه آن قدر زیاد شده است که آن دفتر سیاسی و کمیته مرکزی دیگر موضوعیتی پیدا نمیکنند
اوباما و «تروریسم خوب – تروریسم بد»
این سیاستی است که آمریکا در کوتاه مدت مشکلش را حل میکند ولی برای آینده خودش مار در آستین میپروراند. همانطور که رجوی برای جلب حمایت آمریکا دست به هر انعطافی میزند و این در جهان سیاست ظاهراً نامش چیزی جر منافع مشترک کوتاهمدت یا سازشهای تاکتیکی نیست. چرا که وزارت خارجه آمریکا به خوبی از روابط درونی سازمان با خبر است و دقیقاً کارکردهای فرقهای سازمان و رهبریوجودی درون آنرا میداند. ولی مصالح سیاسی و تاکتیکی همواره در اولویت است.
تلخ کامی باز شدن دفتر فرقه رجوی در آمریکا با انفجارهای تروریستی بوستون
ولی هنوز سئوالی که بی جواب می ماند این است که چطور شده است که آمریکا تروریستها را در خانه خود به رسمیت شناخته است؟البته بعید نیست، در پشت این داستان و با توجه به خبرهایی که قبلا از آموزش دادن این تروریست ها درصحرای نوادا داشتیم، حضور فرقه رجوی درآمریکا را سهل تر نموده است که بتواند از آنها در راستای سیاست های تروریستی اش در کشورهای ایران و سوریه و عراق راحت تر بهره ببرد.
رجوی فمینیست بود یا هوسباز؟
رجوی به دلیل نقش رهبری و اختیار تامی که داشت هر گونه ملاطفت جنسی ارتباط و… آزاد بود و هیچ قانونی نیز نمی توانست حرمسرای این مرد کوچک اندیش را جمع آوری کند و بقدری حسود بود که نمی توانست کسی را ببیند که با این زنان در سازمان رابطه داشته یا حتی سلام کنند! سلام را ارتباط نامشروع می پنداشت! بعد ها هم نگاه کردن به آنان جرم بود حتی اگر طرف به همسر سابق خود نگاه می کرد. می گویند کافر همه را به کیش خود پندارد مصداق این است.
تشکیلات فرقه رجوی جان حسین برزمهری را نیز گرفت
حسین برزمهری به واسطه فوت حمید ربیعی در جریان چه اطلاعاتی قرار گرفت که، بازخوردی چون سکته قلبی را برایش به همراه داشت؟ و البته نکته مهم همین است که حسین برزمهری چشمش به چه واقعیت هایی باز شد که جسمش تاب تحمل آنرا نیاورد و فوت کرد؟آری، حسین برزمهری در جریان فوت حمید ربیعی، چشمش به این واقعیت باز شد که در عین اینکه تمامی شرایط برای خروج حمید ربیعی از عراق و انتقال وی به آلمان فراهم بود، اتفاقا اصرار سران فرقه بر ماندن حمید در عراق را می دید که با لابی گریها یشان و رشوه دادن هایشان جلوی این انتقال را می گرفتند.
باز شدن دفتر فرقه رجوی در آمریکا به چه قیمت؟
واقعیتی که همواره وجود داشته است و رجوی خائن آن را مخفی نگهداشته است این است که، جان اعضا تا جایی ارزش دارد که در مسیر منافع فرقه باشد. دقیقا همانگونه که اکثر فرقه ها به آن عمل می کنند. بنابراین حمله موشکی اخیر به لیبرتی و کشته و مجروح شدن اعضا، چه با اطلاع و برنامه ریزی خود فرقه بوده باشد و چه عکس العمل گروه های عراقی ای که خواستار اخراج فرقه از عراق اند، باشد. نتیجه آن برای فرقه، به نتیجه رسیدن لابی گری هایش در آمریکا و باز شدن مجدد دفترش در آمریکا شده است.
رفتن به آلبانی آری یا خیر؟
شعار بازگشت به اشرف را رجوی خیلی غلیظتر مطرح میکند. اگر چه قرارگاه اشرف هم در نهایت امنیت ندارد و در سال 1390 بیش از 50نفر در تهاجم ارتش عراق به آنجا جان خود را از دست دادند، ولی برای رجوی عزیز است چون در خاک عراق و مجاور ایران است. و با استراتژیش همخوانی دارد. و برای همین است که رجوی مطرح میکند ماندن در لیبرتی و اشرف عین مبارزه مرحله آخر است.
برای نجات اسرا, سازمان ملل آلبانی را به کمک گرفت
. واضح است که سازمان همانگونه که خبرگزاری اشاره کرده حاضر به ترک عراق نیست و می خواهد به اشرف باز گردد در سخنرانی اخیر مریم رجوی هیچ تاکیدی بر خروج این اسرا از عراق نشده و تمامی حرفهای قبلی مبنی بر انتقال به امریکا که آنهم برای عوام فریبی تنها یکبار توسط مریم رجوی زده شد دیگر از ترس اینکه مورد موافقت قرار گیرد حرف دیگری از آن نیست و تمام سازمان متمرکز رفتن به اشرف شده اند تا در آنجا دوباره بساط فرقه ای سازمان رجوی را گسترده تر سازند.
پاسخ رجوی به آلبانی برای پذیرش ۲۱۰ نفر از لیبرتی
حمله موشکی به کمپ در تاریخ گرفتاری فرقه را در تله لیبرتی از حالت منطقهای به سطح بینالمللی ارتقا داد. حرف رجوی در نهایت این بود که یا همه ما را به آمریکا ببرید ولو موقت و یا به کمپ اشرف برگردانید. شق دوم بسیار بعید است چرا که این مسئله به رضایت دولت مالکی بستگی داشت. مالکی با توجه به مسائل داخلی خود و تنشهای زیادی که در این چند سال با رجوی داشت طوریکه او را دشمن مردم عراق معرفی میکرد و همواره خواهان سرنگونیش بود، کاملا رابطهاش خصمانه بود و بنابراین برای او برگشت به عقب عملی نیست.
دیوانه چون طغیان کند زنجیر و زندان بشکند!
اگر قرار بود سبزه ها چیده شوند پس چرا خدا در دامان طبیعت سبزه ها را گستراند اگر زن و بچه و زندگی بد هستند چرا خدا از هر موجودی اینچنین خلق کرد؟ اینها برای اینند که بدانیم خدا زندگی به ما داد و این چیزی است که رجوی ضد آن است. او از زندگی میترسد با تمام وجودش تبلیغ تباهی است! از تمام نمادهای زندگی خصوصا عشق می ترسد. اگر در دو دستگاه مریم رجوی نگاه کنید تمام معانی باید ضد آن یکی باشد! در مقابل زندگی باید, مرگ را قرار داد و برای اثبات آن نوشت میخواهم مرده بمانم!
چرا رجوی سر عقل نمی آید؟
رجوی به همین خاطر حتی یک منتقد را هم در سازمان نمی پذیرفت شاید این شیوه دیکتاتورهایست که سر قدرت هستند اما رجوی در سازمانش ثابت کرد که اگر به قدرت برسد فردی چنین است دستی که بالجبار رو شد. در این میان برای رو شدن دست این دیکتاتور کوچک چه جوانها و خانواده ها که فدای خود خواهی های این فرد شدند واقعا اگر قدرت بدست رجوی میرسید چه بسا بیشتر از این قربانی می شدند به هر حال تاریخ و گذشت زمان و مقاومت و افشاگری جدا شدگان راه را بر خودخواهی و خود محوری این فرد شرور بست