پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
فرافکنی های سریالی شورای خارجه نشین فرقه رجوی 16 اسفند 1388

فرافکنی های سریالی شورای خارجه نشین فرقه رجوی

اگر اعتراض و سرو صدا و ضربه زدن به درب آهنی قرارگاه اشرف و اعلام درخواست برای ملاقات از طریق بلندگو توسط خانواده ها را جنایت علیه بشریت می نامید، پس له کردن افراد کرد عراقی(با دست بسته و به صورت جمعی) در انتفاضه سال 1991 که در منطقه عمومی کفری و روستاهای اطراف توسط تانکها و نفربرهای مجاهدین به دستور مستقیم مسعود و مریم قجر و به فرماندهی تعدادی از همین آقایان خارج نشین شورایی را چه می نامید

پتک خانواده بر ملاج رجوی ها 12 اسفند 1388

پتک خانواده بر ملاج رجوی ها

وقتی رجوی ها دیدند که پافشاری خانواده ها دارد حسابی آنها را بی آبرو می کند، در گام بعدی لحن خود را مقداری تغییر داده و اینبار خانواده ها را «بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف که عمدتا مورد اعتماد و در ارتباط با اطلاعات هستند» معرفی می کند. آنها هنوز هم سعی می کردند تا اوضاع را از آن چه هست خرابتر نکرده و فضاحت بیشتری به بار نیاورند، به همین دلیل از کلمه «عمدتا» استفاده می‌کنند تا بگویند این چند نفر استثنا می باشند و در ضمن بستگان شمار معدودی از ساکنان اشرف هستند.

رجوی یک دجال حرفه ای است! 11 اسفند 1388

رجوی یک دجال حرفه ای است!

رجوی در سلسله افاضاتی تحت عنوان آموزش برای نسل جوان بعد از داستان عاشورا سال 88 به راه انداخته در قسمت یازدهم پیام خودش به تعریف دجال پرداخته است که حقا تعریف درستی از خود بیان داشته و کاملا خود را برای همه ترسیم نمود. او در این پیام می گوید:دجال فردی است که در آخر زمان ظهور می کند. منتهای فریب و ریا کاری و تزویر و دروغگویی است. بسیاری مردمان را می فریبد و حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهد و

خودتان قضاوت کنید رجوی در کدام جبهه قرار دارد 10 اسفند 1388

خودتان قضاوت کنید رجوی در کدام جبهه قرار دارد

رسیدگی به پرونده های برخی از مسئولین فرقه در قوه قضائیه عراق نیز به جریان افتاده است. حال اگر به این پارامترها، موضوع حذف شدن کاندیداهای حزب بعث که پشتیبان رجوی در عراق بودند را بیافزاییم، خواهیم دید که رجوی در عراق چگونه در باتلاق گیر کرده است و اصرارش بر ماندن در عراق آنهم با این وضعیت فلاکت بار، نه از موضع درک سیاسی یا استراتژیک، بلکه از این موضع است که این امر چقدر با موجودیت فرقه گره خورده و بسته شدن اسارتگاه اشرف به معنای مرگ سیاسی، استراتژیک، ایدئولوژیک رجوی نیز هست

تبریک به خلق و تسلیت به رجوی های تروریست 06 اسفند 1388

تبریک به خلق و تسلیت به رجوی های تروریست

چه چیزی باعث این می شود که رجوی خبیث خبر دستگیری ریگی را که تاکنون باعث شهادت دهها نفر از مردم شریف سیستان و بلوچستان و هم چنین افراد بی گناهی شده اند که جرمشان فقط و فقط ایرانی بودن بوده است را این قدر بی مقدار و کم اهمیت جلوه دهد و هیچ موضع مشخصی تا به حال در رابطه با این موضوع نگیرد؟ راستی چرا فرقه و رهبری آن در چنین مقاطعه ای هرگز موضع گیری روشن و شفافی ندارند؟

پا فشاری و سماجت خانواده ها برای ملاقات با عزیزانشان 05 اسفند 1388

پا فشاری و سماجت خانواده ها برای ملاقات با عزیزانشان

این پدر و مادران پیر از خودشان چه اشعه ای صادر می کنند که این گونه مجاهدان بی بدیل انقلاب تان را چون یخ آب نموده و بعضا بدون خدا حافظی و جمع کردن وسایل فردیش به دست پدر پیر چسبیده و مستقیم به تهران پرواز می نمایند؟! این چه انقلابی بود که فقط به درد داخل سیم خاردار های چند لایه اشرف کار آیی دارد و به محض خروج افراد از آن تاثیرات آن از اذهان اعضایت محو می شود و امروز برای ما قابل فهم است که این خانواده ها چه ضرری برای تشکیلات فرقه داشته است که آنرا کانون فساد می دانسته است.

رجوی دست به دامان چهارشنبه سوری 03 اسفند 1388

رجوی دست به دامان چهارشنبه سوری

رجوی در کنج خلوت گاه خودش به دور از خلق و جامعه تحلیل های رنگارنگی داشته است که هر کدام در جا و نوع خودش بی نظیر!! بوده است و در یک کلام می توان گفت که تحلیل های رجوی غالبا بر روی اما و اگرها است که تا کنون نیز باعث مرگ هزاران نفر از اعضای فرقه و مردم ایران شده است. او یک روز در جنگ ایران و عراق تحلیل می کرد اگر حکومت ایران با عراق صلح کند کارش تمام است و سرنگون خواهد شد و چنین نشد. یک روز مسئله اغتشاشات بعد از انتخابات را دامن زدند که بله کار حکومت ایران تمام است و حتی این قدر حول شدند که مریم قجر پا به صحنه گذاشته و تاریخ برای سرنگونی حکومت ایران می دهد!!!

منطق رجوی: هر کس با من نیست علیه من است 01 اسفند 1388

منطق رجوی: هر کس با من نیست علیه من است

رجوی با ممانعت از دیدار اسیران فرقه با خانواده هایشان باز هم برگ دیگری از فرقه گرایی و اندیشه فرقه ای را رو کرد. کاری که حتی در مخوف ترین زندان ها نیز کمتر دیده می شود.او نه تنها اجازه نداد اسیران گرفتار در اشرف از آن خارج شده و در بیرون از این زندان (حتی در فاصله چند ده یا چند صد متری از آن) با خانواده هایشان ملاقات کنند، بلکه با وقاحت تمام و طبق معمول همیشگی اش کلیه خانواده ها، دولت عراق، ارتش عراق، خبرنگاران و… را مزدور و دست نشانده وزارت اطلاعات و دولت ایران خواند.

بن بست رجوی و پایان خط انقلابی نمایی 25 بهمن 1388

بن بست رجوی و پایان خط انقلابی نمایی

رجوی در قسمت نهم از خاطره نویسی خود ابتدا با بیان اینکه جبهه خلق شامل کسانی است که با حکومت ایران مخالف باشند، برای عقب نشینی ها و غلط کردم گویی های بعدی خود زمینه سازی کرد و با بیان برخی قوانین مربوط به سلطنت، با توجه به اینکه مطمئن است مردم ایران سلطنت را برای همیشه به گور سپرده اند برای آنکه با سلطنت طلبان به نوائی برسد، یک رهنمود هم به سلطنت طلبان می دهد تا به آنها بفهماند که بهتر است بجای بیان صریح حمایت از سلطنت، ظاهر را حفظ کرده و همان محتوا را دنبال کنند.

هر کس علیه فرفه رجوی حرفی بزند، خائن است 20 بهمن 1388

هر کس علیه فرفه رجوی حرفی بزند، خائن است

رجوی سعی می کرد با حمایت تلویحی یا صریح از آقای موسوی او را در جبهه خودش بکشاند اما بعد از وقایع روز عاشورا و پیامدهای آن و موضعگیری های آقای موسوی علیه خودش و فرقه اش کف به دهان آورده و تمام آرزوهایش را بر باد رفته دید. او در حالیکه تا پیش از آن کمترین توهینی هم به آقای موسوی نمی کرد، شروع کرد به حمله و او را زیر ضرب گرفت و دق و دلی هایش را خالی کرد تا از این طریق از او انتقام بگیرد.هایتا از تمام حرفهایش این نتیجه را گرفت که هر کس علیه او، فرقه اش و اسارتگاه اشرف حرفی بزند، خائن است.

رجوی و دروغی دیگر 19 بهمن 1388

رجوی و دروغی دیگر

کافی است به این نکته توجه کنیم که رجوی بیش از 8 سال است ادعا می کند ایران به مرحله ساخت بمب اتمی نزدیک شده!!! و به زودی آنرا تولید خواهد کرد. اگر چند سال دیگر هم به اطلاعیه های او و فرقه اش نگاه کنید همین عبارت را خواهید دید، همانطور که از سال 60 او گفت که حکومت ایران در حال سرنگون شدن است و وارد مرحله سرنگونی شده و… و هنوز هم با گذشت نزدیک به سه دهه باز همان حرف را با رنگ دیگری به خورد افرادش داده

رجوی و درماندگی باز هم بیشتر 13 بهمن 1388

رجوی و درماندگی باز هم بیشتر

بنظر می رسد استراتژی جدید رجوی بعد از شکست خوردن تمام استراتژی های قبلی او اعم از «جنگ چریک شهری»، «زدن سر انگشتان رژیم»، «واحد های آزادیبخش» و آخرین آن یعنی «ارتش آزادیبخش» باشد. یعنی بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی از نیروها و کشتن بسیاری از افراد در طرف مقابل و همکاری با صدام، تمام استراتژی هایش در گل نشستند و البته او هیچگاه و به هیچ کس پاسخ نداد که چرا چنین خطوطی را تعیین و چرا آن خطوط جواب نداشته و چرا آنها را تغییر داده است

blank
blank
blank