نامه مصطفی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی مجاهدین
حمید رضا برادرم سلام . حالت چطور است خوبی . خوشی؟ سال 1402 رو به اتمام است و چند روز دیگر سال جدید از راه می رسد. ما همچنان چشم انتظار تو هستیم. پدر خیلی نگران شماست. مدام منتظر است تا با او تماس بگیری. تمام خانواده نگرانت هستند. مدتهاست که هیچ اطلاعی از تو […]
چرا به مجاهدین خلق پیوستم و چگونه جدا شدم؟
رجوی و سران فرقه اش در فریب کاری و دروغگویی استاد هستند. مدتی بود که به عنوان اسیر جنگی در اردوگاه های عراق بودم. تجربه های سخت و طاقت فرسایی را در آن دوران سپری می کردیم. شرایط برای همه سخت بود و روزگار به سختی سپری می شد. امیدی به آینده و رهایی از […]
نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ مجاهدین
مصطفی جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. بعضی وقتها با خودم فکر می کنم که در این چندین سال که در کنار من نبودی، بر من چگونه گذشت؟! بعضی شبها خواب تو را می بینم و تا چند روزی ذهنم درگیر شماست. مصطفی جان، من مادرت به تو نیاز دارم. فکر نمی کردم روزی مرا […]
کشتی به گل نشسته رجوی
رجوی همیشه در نشست های عمومی و لایه ای، پادگان اشرف را کشتی نجات مردم ایران می نامید! در نشست ها می گفت که فقط همین کشتی است که می تواند به مردم ایران کمک کند. این کشتی در دوران پدر خوانده رجوی (صدام) دورانی داشت. مثل کشتی های دُزدان دریایی برای خودش می تازید […]
نامه محمد سلامی به برادرش رضا سلامی در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام برادر عزیزم . سالهاست که از درد دوری تو غصه می خورم. یادت می آید زمانی که با هم بودیم زمستان که می شد در شهر ما برف می بارید و با هم بازی می کردیم. زمستان امسال در شهر ما برف بارید و خاطرات آن زمان را در ذهنم تدایی کرد و حسرت […]
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
دخترم شکوه جان سلام حالت چطور است؟ خوبی؟ دخترم من پدر شما هستم . بزرگت کرده ام. می خواستم در کنارم باشی. . آیا حق پدر و فرزندی اینگونه است؟ شکوه جان چرا جواب نامه های مرا نمی دهی چرا با من تماس نمی گیری؟ زمانی که پیش من بودی خوش شانس و خوشبخت بودم […]
نامه شهین نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی مجاهدین
محمد جعفر برادر عزیزم سلام . چقدر دوست داشتم می توانستم از نزدیک ببینمت و با هم خاطرات گذشته را مرورکنیم. و داستان این سالها که کنارم نبودی را برایت بازگو کنم. سالهای زیادی است که در حسرت دیدنت هستم. غم دوریت سالهاست که با من است. امسال برف زیادی آمد و خدا را شکر […]
رفتارهای ضد بشری فهیمه اروانی به روایت اعضای جدا شده از تشکیلات رجوی
جلسات دادگاه علنی سران سازمان مجاهدین خلق از 21 آذرماه سال جاری شروع شد و تا 17 بهمن ماه ادامه داشت. در این مدت ده جلسه از این دادگاه برگزار شد و کیفرخواست 104 متهم پرونده قرائت شد. اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، از جمله شاهدان عینی جنایات این متهمان هستند. کسانی که از نزدیک […]
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه یگانه در کمپ آلبانی
خواهر عزیزم طیبه سلام، امیدوارم که خوب باشی. امروز قصد نوشتن نامه برای شما را داشتم و به این فکر می کردم که چرا در طی این همه سال از خانواده ات دور شدی. ما همیشه به یاد تو هستیم و خاطرات گذشته را مرور می کنیم. ما حتی نگران دختر تو فاطمه هستیم. نمی […]
نامه علیرضا قادری به برادرش غلامرضا قادری در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
برادر عزیزم غلام رضا سلام امیدوارم حالت خوب باشد، مدت زیادی است که از شما خبری ندارم و خیلی دوست دارم تو را ببینم. برادر عزیزم نمی دانم در حال حاضر در چه وضعیتی هستی؟! آیا از نظر وضعیت جسمی سالم هستی؟ من نگران تو هستم. تو برادر من هستی و این نگرانی طبیعی است […]
گلایه پدر حمید رضا نوری از سازمان های حقوق بشری
من شمس الله نوری هستم پدری که چندین سال فرزندش را به چشم ندیده است. فرزندم در سازمان مجاهدین خلق در کشور آلبانی است و در کمپ مجاهدین زندگی می کند، کمپی که درب های آن بسته است. سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی فرزندم را از هر گونه آزادی محروم کرده است و تماس […]
خانواده عباس گلریزان در دفتر انجمن نجات استان مرکزی حضور یافتند
چهارشنبه 25 بهمن ماه 1402 آقای عبدالرضا قلعه ای و فرزندش علی رضا قلعه ای داماد و خواهر زاده عباس گل ریزان اسیر در کمپ آلبانی در دفتر انجمن نجات استان مرکزی حضور یافتند. مسئول انجمن نجات ضمن خوش آمد گویی به آنها وضیت کمپ اشرف 3 در آلبانی را برای آنها تشریح کرد و […]