پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
نامه مصطفی نوری به برادرش حمید رضا در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 10 آبان 1401

نامه مصطفی نوری به برادرش حمید رضا در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

برادرم حمید رضا سلام، امیدوارم حالت خوب باشد و به لحاظ جسمی سالم باشی . چندین سال است خبری از تو نداریم و منتظر یک تماس از جانب شما هستیم. چرا با خانواده ات تماس نمی گیری؟! خانواده نگران تو هستند. می دانی از چه افسوس می خورم! از این که خانواده به این خوبی […]

پیام تسلیت به خانواده باقرزاده 04 آبان 1401

پیام تسلیت به خانواده باقرزاده

با خبر شدیم خانم باقرزاده مادر محمد رضا و محمد حسن باقرزاده اسیر در فرقه رجوی به رحمت خدا پیوستند. انجمن نجات استان مرکزی و خانواده های مرتبط با انجمن نجات این ماتم جانگداز را به خانواده محترم‌ باقرزاده صمیمانه تسلیت عرض نموده و برای ایشان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو […]

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 03 آبان 1401

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

رضا جان سلام. حالت چطور است؟ خوبی؟! در نبود شما من حالم خوب نیست. ای کاش راهی باز می شد و می آمدم شما را می دیدم. تماسی هم نمی گیری که صدایت را بشنوم. فقط من نیستم که نگرانت هستم، تمام اعضای خانواده نگرانت هستند. وقتی ایران بودی گفتی می خواهم بروم دنبال کار […]

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 03 آبان 1401

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

سلام محمد جان، سلامی به گرمی محبت. مثل همیشه حرف های زیادی دارم. حرفهایی از جنس غربت و درد دوری. دوری شما که چندین سال است خبری از شما نداریم و هر روز به خودم می گویم برادرم محمد نمی خواهد با من تماس بگیرد؟! اگر بخواهی حال ما را جویا شوی حال همگی خوب […]

نامه علی حمزه لوئیان به برادرش محسن حمزه لوئیان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 01 آبان 1401

نامه علی حمزه لوئیان به برادرش محسن حمزه لوئیان در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

سلام برادر عزیزم از راه دور برایت سلام می فرستم. ما برادرها سالهایی که نزدیک هم بودیم با هم دورهمی داشتیم و بگو بخندهایی با هم داشتیم. ای کاش آن روزگار بر می گشت و مجددا دور هم جمع می شدیم. چندین سال است رفته ای و خبری از شما ندارم. چندین سال است که […]

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 30 مهر 1401

نامه ابوالفضل اشتری به برادرش حمید در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

سلام برادر عزیزم. امیدوارم که حالت خوب باشد. نمی دانم نامه های پیشین مرا خوانده ای یا نه؟! برادرم، خیلی حرفها دارم که بزنم. نمی دانم از کجا شروع کنم. من و تو زمانی با هم مشترکات زیادی داشتیم. اما حالا دوری تو و دل تنگی من و خانواده. تماسی با ما نمی گیری که […]

نامه منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در کمپ آلبانی 26 مهر 1401

نامه منتهی زهرایی مادر مصطفی قائدی اسیر در کمپ آلبانی

مصطفی جان سلام مصطفی چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ تماسی با من بگیر. باور کن دلم برایت پر می کشد. نمی دانم چکار کنم. نمیدانم دردم را به چه کسی بگویم! به چه کسی بگویم فرزند من اسیر یک سری خدا نشناس شده است و او را در کمپ زندانی کرده اند. به چه […]

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 24 مهر 1401

نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

برادر عزیزم فرزین جان سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. من چندین نامه برایت ارسال کردم ولی تا الان شما جوابی به من نداده ای. من نگرانت هستم. هیچ اطلاعی ندارم که در کمپی که زندگی می کنی به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستی. بعضی وقتها با خودم خلوت می کنم و به خودم […]

نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی اسیر در آلبانی 20 مهر 1401

نامه محسن یونسی به پدرش محمد هادی یونسی اسیر در آلبانی

پدر عزیزم سلام امیدوارم حالت خوب باشد. پدر عزیزم هر موقع دلم برای شما تنگ می شود تصمیم می گیرم برای شما نامه ای بنویسم. من چندین نامه برای شما نوشتم، به این امید که شاید نامه های پسرت را بخوانی و جواب پسرت را بدهی. من کم و بیش می دانم شما در کمپی […]

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی 18 مهر 1401

نامه حسین مملوکی به برادرش جعفر مملوکی در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی

سلام جعفر برادر عزیزم امیدوارم که حالت خوب باشد. من خیلی انتظار می کشم که تماسی با من بگیری و از اوضاع و احوالت با خبر شوم. نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستی! نمی دانم در کمپی که زندگی می کنی چه رفتاری با شما می کنند! من و خانواده ات نگران […]

نامه پدر حمید رضا نوری اسیر فرقه رجوی در آلبانی 17 مهر 1401

نامه پدر حمید رضا نوری اسیر فرقه رجوی در آلبانی

حمید رضاجان فرزند عزیزم سلام چه بنویسم؟! چه بگویم؟ حمید رضا پسرم من دوران پیری را سپری می کنم و همچنان چشم انتظارت هستم. تماسی با من بگیر و دل مرا شاد کن. دلم خیلی برایت تنگ شده است. خاطرات قدیم با تو را به یاد می آورم و خیلی برای من سخت است. هر […]

نامه خانواده های استان مرکزی عضو انجمن نجات به رئیس جمهور آلبانی 12 مهر 1401

نامه خانواده های استان مرکزی عضو انجمن نجات به رئیس جمهور آلبانی

رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای باجرام بیگج با سلام و احترام ما خانواده های استان مرکزی ساکن ایران چندین سال است فرزندانمان در سازمان مجاهدین هستند و چندین سال است در حسرت فرزندانمان هستیم. سازمان مجاهدین در کشور شما آلبانی، مدعی آزادی و برابری است اما فرزندان ما در کمپ سازمان آزادی ندارند. سازمان […]

blank
blank
blank