نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در آلبانی
سلام دخترم، حالت چطور است؟ نمی دانم در وضعیت کرونایی در محلی که زندگی می کنی خوب هستی یا خیر . چرا تماسی با من و مادرت نمی گیری؟ پدر و مادرت را فراموش کردی یا به شما اجازه نمی دهند . نمی دانم از کجا شروع کنم . چند روز پیش تلویزیون مربوط به […]
نامه محمد رضا فروغی به برادرش مصطفی در آلبانی
مصطفی جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. چندین نامه برای شما نوشته ام ولی هیچ جوابی به من نداده اید و تماسی هم با من نگرفتید. نمی دانم اوضاع جسمی شما در چه وضعیتی است. از یکی از دوستانت که قبلا با شما بود شنیدم که شماره عینکت بالا رفته و سیگار هم […]
نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ فرقه رجوی در آلبانی
فرزین جان سلام ، امیدوارم که حالت خوب باشد. وقتی مادرمان از دنیا رفت من منتظر شما بودم، انتظار داشتم تماسی با من بگیری ولی متاسفانه این کار را انجام ندادی . تا آنجایی که من خبر دارم دست شما به لحاظ دسترسی به فضای مجازی بازتر است تا ما بقی نفراتی که در کمپ […]
این زن از قربانیان نقشه شوم مسعود رجوی بود
چند روز پیش تلویزیون فرقه را مشاهده می کردم، زنی را دیدم که چهره اش برای من آشنا بود البته نسبت به دورانی که در یک یگان بودیم، خیلی شکسته شده بود. داستان جفایی که به او شده بود در خاطرم زنده شد. زمانی که رجوی تصمیم گرفت کودکان را از والدین جدا کند، صحنه […]
پیام تعدادی از مادران استان مرکزی به مناسبت تاسیس انجمن آسیلا در آلبانی
مطلع شدیم که اخیراً به همت اعضای جداشده در آلبانی، انجمنی برای حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی تأسیس شده است. از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شدیم و خبر بسیار مسرت بخشی برای ما بود از این جهت که خیالمان آسوده شد که اگر فرزندان و عزیزانمان از فرقه رجوی جدا شوند، مورد حمایت انجمن […]
انجمن نجات اراک نشستی با حضور اعضای جداشده برگزار کرد
روز چهارشنبه، دهم آذرماه تعدادی از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق در دفتر انجمن نجات استان مرکزی حضور به هم رساندندو در رابطه با وضعیت فعلی فرقه رجوی در آلبانی و تاسیس انجمن آسیلا با هم به بحث و گفتگو پرداختند. آقایان طاها حسینی، سعید فیروزی، فاضل فرهادی و مسئول انجمن نجات اراک آقای […]
نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی مجاهدین
حمید رضا سلام . حالت خوب است؟ پدرم چند روز پیش نامه ای برایت نوشت. من در ادامه همان نامه می خواهم بگویم چرا با پدر تماس نمیگیری و دل پدرت را می شکنی ؟ می دانی برادر جان بعد از فوت مادر پدرمان تنهاست. پدر پیر شده است و دل تنگ شماست و همیشه […]
نامه مرتضی بلالی به برادرش رضا بلالی در کمپ آلبانی
رضا جان سلام، نمی دانم در کمپی که زندگی می کنی اوضاع و احوال جسمی ات چگونه است؟ این را از شما سئوال می کنم چون قبلا مشکل جسمی داشتی و خیلی وقت است از شما خبری ندارم! شما هم با من تماسی نمی گیری و من هم که شماره تماسی از شما ندارم. و […]
نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در کمپ آلبانی مجاهدین
مصطفی جان سلام . من مادرت هستم چرا این همه سال مرا ترک کردی؟ من به سختی تو را بزرگ کردم جواب من این است؟! جواب من این است که چندین سال تماسی با من نمی گیری که از حال و احوال من با خبر شوی؟ من چه بدی به تو کردم. من مادرت هستم […]
تبریک فواد بصری به حسن حیرانی به مناسبت آغاز فعالیت انجمن آسیلا
دوست عزیز با سلام و خسته نباشید. تلاشهای شما و دوستان کمک کار شما در کشور آلبانی چشم گیر است. انجمن آسیلا ( انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی) ضربه بزرگی برای رجوی و زنش و دار و دسته اش است . انجمن آسیلا راه را برای کسانی که می خواهند از فرقه رجوی جدا […]
نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در آلبانی
حمید رضا فرزندم سلام من تا به حال چندین نامه برای شما نوشتم. با خودم می گویم که شاید حمید رضا نامه های پدر دل شکسته را بخواند و تماسی با من بگیرد. یک پدر چقدر می تواند دوری فرزندش را تحمل کند؟! بعضی وقتها به خودم می گویم اگر حمید رضا در زندان ایران […]
در نشست طعمه چه می گذشت – قسمت سوم و پایانی
در قسمت قبل خواندیم: نسرین مرا صدا کرد و گفت تو از جان سازمان چه می خواهی؟ چرا این همه خراب کاری می کنی؟ محفل می زنی، به شورای رهبری با عینک جنسیت نگاه می کنی. چرا حرف نمی زنی؟! *** وقتی گزارشم را دادم منتظر بودم مرا صدا کنند. همین هم شد و مرا […]