پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
تبریک سال جدید خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی اسیر در فرقه رجوی 07 اردیبهشت 1399

تبریک سال جدید خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی اسیر در فرقه رجوی

پروانه سلام ! سال نو را به شما تبریک می گویم .. من تا به حال چندین نامه برای شما ارسال کردم. هر سال قبل از فرا رسیدن سال جدید …. سال جدید را به شما تبریک می گفتم .. منتظر بودم از جانب شما تماسی با من گرفته شود و دل من مادر را […]

هر کاری دلت خواست انجام بده ولی تو را خدا محفل نزن 03 اسفند 1398

هر کاری دلت خواست انجام بده ولی تو را خدا محفل نزن

محفل ، خوره تشکیلات فرقه رجوی بود. هر فردی در تشکیلات فرقه محفل می زد سران فرقه به آن می گفتند شعبه سپاه پاسداران در مناسبات ما باز کرده! قرار بود بعد از پروژه زندان کردن اعضای مخالف در سال 73 تحت عنوان نفوذی، همه کسانی که محفل می زنند را جمع کنند و تصفیه […]

حرف بزنی همین جا دفنت می کنیم… 01 اسفند 1398

حرف بزنی همین جا دفنت می کنیم…

حضور جداشدگان از فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات استان مورخ 12 بهمن آقای سعید فیروزی و آقای طاها حسینی در دفتر انجمن نجات استان مرکزی حضور یافتند. مسئول انجمن یک سری خبرها مربوط به فرقه رجوی در آلبانی را برای آنها تشریح کرد. بعد از تشریح خبرها توسط مسئول انجمن نجات آقای طاها حسینی […]

روزی که تو را در آغوش بگیرم .. 30 بهمن 1398

روزی که تو را در آغوش بگیرم ..

سلام فرزندم ! سال 1398 رو به اتمام است و سال جدید بزودی فرا می رسد. گفتم چند خطی برای شما ارسال کنم که شاید بدستت برسد. شماره تلفنی از شما ندارم که با شما تماس بگیرم و صدایت بعد از چندین سال به گوشم برسد . نمی دانم از چه راهی می توانم با […]

اگر مادر هستید؛ یک هفته به دور از فرزندانتان چه می کنید؟ 29 بهمن 1398

اگر مادر هستید؛ یک هفته به دور از فرزندانتان چه می کنید؟

خانم مونیکا کروئه مازی همسر رئیس جمهور کشور آلبانی با احترام ! خبر دار شدیم شما در تاریخ 9/بهمن/1398 ( 29 ژانویه 2020 ) با رهبر سازمان تروریستی مجاهدین خانم مریم رجوی ملاقات کردید. وقتی این خبر بدستمان رسید ما مادران متاسف شدیم . مریم رجوی رهبر سازمان تروریستی مجاهدین دروغگو و فریب کار است […]

داریوش نه اهل سیاست بود و نه عضو گروهی 21 بهمن 1398

داریوش نه اهل سیاست بود و نه عضو گروهی

سلام ! برادر من داریوش رستمی نه اهل سیاست بود و نه عضو گروهی! برای کار به ترکیه رفته بود. آن اوایل که به ترکیه رفته بود مستمر با من در تماس بود. و از اوضاع و احوال او با خبر بودم. در یک مقطعی تماس او با من قطع شد و هر چه به […]

اگر آزادید یک تماس یک دقیقه ای با مادرت بگیر 20 بهمن 1398

اگر آزادید یک تماس یک دقیقه ای با مادرت بگیر

سلام ! حسن جان امیدوارم که حالت خوب باشد. قبلا که در عراق بودی به عراق سفر می کردم و امید داشتم که با شما دیداری داشته باشم. با این وجود هر چه به عراق سفر می کردم خسته نمی شدم و هر بار که سفری به عراق داشتم امیدوار بودم. از زمانی که از […]

نامه چند تن ازجدا شدگان اراک به مریم رجوی 20 بهمن 1398

نامه چند تن ازجدا شدگان اراک به مریم رجوی

سلام ! ما جدا شدگان از فرقه شما هستیم . هر کدام از ما چندین سال در فرقه شما بهترین دوران زندگی خودمان را برای هیچ هدفی تلف کردیم. نه به خواسته خودمان بلکه با دروغگویی و فریب شما! در یک حصار بسته شما و شوهرتان در عراق خدایی می کردید. اگر یادتان باشد شوهر […]

آلبانی گورستان فرقه مجاهدین خواهد شد 20 بهمن 1398

آلبانی گورستان فرقه مجاهدین خواهد شد

– با سلام خدمت آقای فواد بصری ضمن خسته نباشید می خواهیم گفتگوی مختصر و مفیدی با شما داشته باشیم. حتما فیلم دیدار همسر رئیس جمهور آلبانی خانم کروئه مازی با مریم عضدانلو را مشاهده کرده اید . نظر شما در رابطه این دیدار چیست ؟ – من هم خدمت شما سلام عرض می کنم […]

رادیویی که مثل آوار ،بر سرم خراب شد 19 بهمن 1398

رادیویی که مثل آوار ،بر سرم خراب شد

در فرقه رجوی، دوست شدن، آزادی فردی و هر چیزی که به اراده فردی مربوط باشد و تفکر و تعقلی بخواهد ممنوع بود. از جمله رادیو . رادیو ممنوع بود و جُرم سنگینی داشت . در آن زمان فرقه رجوی هوادارهای خودش را با هزینه های هنگفت از اروپا به عراق منتقل می کرد و […]

ما آدم های سیاسی نیستیم. به دنبال دیدار فرزندان مان هستیم 19 بهمن 1398

ما آدم های سیاسی نیستیم. به دنبال دیدار فرزندان مان هستیم

آقای جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر در سازمان ملل با عرض سلام و احترام ! ما پدران و مادرانی هستیم که چندین سال است فرزندان مان در سازمان تروریستی مجاهدین اسیر هستند. ما قبلا با شما نامه نگاری کردیم و وضعیت خودمان و فرزندانمان را برای شما تشریح کرده ایم . زمانی که سازمان […]

اینجا نه کارخانه ای در کار است و نه رفتن به اروپا 15 بهمن 1398

اینجا نه کارخانه ای در کار است و نه رفتن به اروپا

یاران شیطان همانطور که در قسمت اول گفتم در فرودگاه بغداد مرا سوار یک خودرو کردند و حرکت کردیم. در مسیر از یکی از نفرات در خودرو سئوال کردم کارخانه شما خیلی بزرگ است؟! در جواب به من گفت: کارخانه؟! مقداری مکث کرد و به راننده نگاهی کرد و گفت بله .. بله .. خیلی […]

blank
blank
blank