مرصاد، پاسخی به فروغ جاویدان رجوی
قبل از عملیات فروغ جاویدان از سوی فرقه رجوی، ارتش عراق در روز ۳۱ تیر ماه ۱۳۶۷ همچنین چندین روستای ایران در اطراف کرمانشاه شامل روستاهای زرده، روستاهای نساردیره، نساردیره سفلی و شاه مار دیره از توابع شهرستان گیلان غرب، شیخ صله از توابع شهرستان ثلاث باباجانی، دودان از توابع شهرستان پاوه و روستای باباجانی از توابع شهرستان دالاهو را با بمبهای گاز خردل و گاز اعصاب بمباران کرد.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت هفتم
مسعود و مریم رجوی! خانم توکلی کاری به مسائل سیاسی ندارد. خواست طبیعی و منطقی خانم توکلی مانند هر مادری در دنیا است که می خواهد پسر اسیرش را ملاقات کند. خواسته به حق و انسانی خانم توکلی که تا به امروز با بی رحمی مسعود و مریم رجوی سنگدل مواجه گردیده این کوچکترین و ابتدایی ترین خواسته هر انسانی است که بتواند با اعضای خانواده اش ملاقات نماید. در مستبدترین کشورهای دنیا این حق را برای افراد قائل می شوند و حتی جانیان خطرناک حق ملاقات با خانواده شان را دارند.
مرصاد، آخرین تکاپوی سازمان برای حمایت از عراق
دو روز پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط جمهوری اسلامی ایران، محمود عطایی از اعضای مرکزیت سازمان منافقین در یک نشست توجیهی با سایر اعضای کادر مرکزی سازمان، در پاسخ به چند تن از اعضای رده بالای این گروه که به رغم اطمینان های داده شده هنوز هم نسبت به موفقیت آمیز!! بودن حرکتی که قرار بود هفته بعد انجام پذیرد، تردید داشته و آن را”انهدام وسیع نیروهای سازمان” می دانستند، گفت:”مسعود می گوید که صاحبخانه به ما فشار می آورد”
فرازهائی از کتاب”فرقه های تروریستی و مخرب – نوعی برده داری نوین” – قسمت دوم
رهبران فرقه ها نمی توانند بعد از تغییر یک عقیده در فرد تازه جذب شده، احساسات وابسته به آن عقیده را هم از ذهن او پاک کنند، همین احساسات مثل علاقه به خانواده و دوستان قدیم اگر به خاطر آورده شوند و برای مدتی طولانی فعال باشند، می توانند عقیده ی گذشته را در فرد احیا نمایند. در نتیجه رهبران فرقه ها بعد از تغییر یک عقیده مجبورند راهی برای خاموش کردن احساسات گذشته و یا به خاطر نیاوردن آن ها توسط فرد تازه جذب شده پیدا کنند. یکی از مؤثرترین راه های رسیدن به این هدف منزوی کردن فرد از گذشته است.
فرقه رجوی و مجاب سازی روانی اعضا
فرقه ها تلاش می کنند تا تحت عناوینی همچون پروسه خوانی و نشست های انتقادی به تجربه های قبلی زندگی اعضا، امیال و افکار سرکوب شده آنان به منظور سوءاستفاده از فرد و حفظ و کنترل وی دست بیابند. آنان سعی می کنند با سلب اختیارات شخصی، از بین بردن اعتماد به نفس اعضا و ایجاد حس گناه و ترس در آنها، طوری آنان را مسلوب الاراده نمایند که از رهبر اطاعت محض و کورکورانه داشته باشند.
روش های مقابله با فرقه ها
معضل فرقه چیزی نیست که بتوان همچون بیماری های جسمی برای مقابله با آن و جلوگیری از صدماتش به راحتی به واکسیانسیون و یا درمان های دارویی اقدام نمود، بلکه برای فائق آمدن بر این مشکل نیاز به برنامه ریزی در سطح کلان جامعه و اطلاع رسانی و آگاه سازی هست و باید افراد به گونه ای در برابر این آفت مقاوم باشند که فریب ها و ترفند های رهبران فرقه ای بر آن ها کارگر نباشد. مقاوم سازی افراد جامعه نیازمند توجه ویژه مسئولان، نهاد های دولتی، مؤسسات فرهنگی و اجتماعی و اقبال عمومی آحاد جامعه می باشد. برای جلوگیری از رشد و پیشرفت فرقه ها باید برنامه ریزی های درازمدت و همه جانبه داشت.
فرازهائی از کتاب”فرقه های تروریستی و مخرب – نوعی برده داری نوین” – قسمت اول
در سازمان مجاهدین خلق در سال های بین 1357 تا 1360، وقتی که هنوز مراحل فرقه شدن را کامل نکرده بود، جدایی افراد رده پایین از خانواده و دوستان حرکتی نا معقول بود؛ به ویژه این که این افراد می توانستند دوستان و نزدیکان خود را هم به سمت مجاهدین خلق کشانده و می توانستند امکانات مادی و معنوی خود و خانواده خود را در اختیار سازمان قرار دهند. در نتیجه سازمان نه تنها هواداران را تشویق به ترک خانواده نمی کرد
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت ششم
بماند که در آن لحظات چه برمن گذشت، وقتی پسرم وارد اطاق شد به همراه دو نفر بود. زمانی که او را در آغوشم گرفتم، باورم نمی شد. چون که من ۱۸سال علی را ندیده بودم. باورم نمی شد که این فرزندم علی است! بعد از حدود ۲۰ دقیقه کم کم علی مرا بر روی صندلی نشاند. گریه امانم نمی داد.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت پنجم
دخترم سمیه در سال 1998 به عراق رفت که در آن زمان در سن نوجوانی بود و فهمیدم که به سبب تبلیغات و شایعات دروغی که سازمان در کانادا پخش کرده بود به طرف سازمان گرایش پیدا کرده است. بعد از آن فهمیدم که سازمان اقدام به جذب دختران و پسران جوان بین 12 تا 20 سال کرده است و با فریب و نیرنگ ویزای آن ها را گرفته و سمیه و جمعی از دوستانش در بین این فریب خوردگان از سال 1998 بودند.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت چهارم
“از ذوق دیدار فقط گریه می کردم، اول شهاب را نشناختم، با قدی رعنا و صورتی سرخ آمد و خود را شاد و سرحال نشان می داد ولی چهره غمگینش، گواه ریز و درشت سختی هایش بود. شهاب تحت نظر کامل و شدید با ما صحبت می کرد و با ما راه می رفت. ما مجبور بودیم علی رغم میل قلبی مان، بعد از دو روز جگر گوشه مان را در ناکجا آباد رها کنیم و برگردیم.”
بحث ۳۱۳، شگرد جدید رجوی در محاق فرقه گرایی
رجوی شعائر را به بازی می گرفت. در نشست ماه رمضان تلویحا خودش را جای امام زمان قرار می داد. به عنوان مثال بحث 313: این بحث مربوط به امام زمان است،یکی از شرایط ظهور این است که 313 یار مخلص داشته باشد. مسعود رجوی تلویحا این بحث را به خودش نسبت می داد و می گفت من فقط 313 نفر بیشتر نیاز ندارم و به این شیوه می خواست که تقدس امام زمان را تداعی کرده و افراد را مبهوت خود گرداند