پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
حضور مجدد رضا رجب زاده درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک – قسمت اول 01 مهر 1393

حضور مجدد رضا رجب زاده درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک – قسمت اول

بعدازمعارفه فی مابین آقا رضا وخانواده های حاضردرجلسه که اشک وشادی خانواده های دردمند ازظلم وجوررجوی درهم آمیخته بود ؛ یکایک حاضرین ازبابت جدایی آقا رضا ازفرقه بدنام رجوی وبازگشتش به نزد خانواده خود به ایشان تبریک گفتند وشجاعت ایشان را ستودند که برغم موانع فیزیکی دیوارقطورسیم خارداروخاکریزوکنترل فکروذهن افراد اسیردردستگاه مغزشویی سراپا دروغ ونیرنگ توانستند به سلامت ازآن جهنم فرارکرده وبرای همیشه نجات پیدا کنند.

حضور داعش در شمال عراق خاطرات تلخی را برایم زنده کرد 20 شهریور 1393

حضور داعش در شمال عراق خاطرات تلخی را برایم زنده کرد

بخوبی بخاطردارم که چون فرمانده مستقیم خودم کریم گرگان نتوانست مرا متقاعد کند که با نیروها وامکانات مین مهندسی بخواهم حوزه استحفاظی مقرلشکر65 که ازقضا حوزه تردد اهالی کفری بود را مین کاری کنم ؛ اسفندیار(محمدعلی محتسبی) فرمانده لشکر65 مرا به سنگرحفاظت شده اش احضارکرد وبا عصبانیت تمام گفت” مواظب باش که داری درصحنه جنگ ازدستورسرپیچی میکنی! وبدان درصورت عدم اجرای ماموریت قیمتی را که خواهی داد سنگین است!” با این حال هرچند ته خط تنبیه تشکیلاتی را خوانده بودم ولیکن ازموضع عدم انجام ماموریت ضدانسانی مین کاری حوزه تردد اهالی تن به تمارض دادم و48 ساعت خود را درسنگرحبس نمودم.

بغلش کردم و بوسیدمش آن جانباز چشم انتظار را 20 شهریور 1393

بغلش کردم و بوسیدمش آن جانباز چشم انتظار را

آقا پرویزکه خود برادرش جمشید را دراسارت رجوی دارد از بدو تاسیس انجمن نجات گیلان مصرانه برآن بود که به اتفاق سایرخانواده های چشم انتظار برای رهایی برادرش وحداقل برقراری یک دیدار ولو چند دقیقه ای به عراق ناامن سفرکرده ودرمقابل اسارتگاه اشرف تحصن کند و اسم جمشیدعزیزش را فریاد کند شاید که این فریاد به ثمرنشسته وایشان بتواند گمشده اش را برای خانواده چشم انتظار و رنجکشیده گلیک خود به ارمغان بیاورد. حقیقت تنها موردی بود که شخصا با وجود عزم جزم وی با اعزامش به عراق ناامن ومشکلاتی که فرقه رجوی برای خانواده ها درپشت سیم خاردارها ایجاد میکند مخالفت کردم.

رجوی عمروجوانی برادرم را مفت گرفت 19 شهریور 1393

رجوی عمروجوانی برادرم را مفت گرفت

عضوجدید رها شده ازتشکیلات مافیایی رجوی درادامه گفتند:”من شکی ندارم که باهمت تحسین برانگیز شما وسایرخانواده های اعضای گرفتاردرفرقه رجوی برادرشما وسایراسرا انگیزه دوچندان برای گسستن ازجهنم رجوی را خواهند داشت وامیدوارم به زودی زود دوستان سابقم ازجمله داود بتوانند با تامل بیشتربرای همیشه خود را ازچنگال رجوی رهانیده وبه دنیای آزاد وکانون پرمهرخانواده که این روزها خودم دارم پس از27 اسارت شیرینی آنرا تجربه میکنم ؛ بازگردند.”

رجوی می خواهد فاجعه دهم شهریورماه ۱۳۹۲ تکرار شود 16 شهریور 1393

رجوی می خواهد فاجعه دهم شهریورماه ۱۳۹۲ تکرار شود

حال نگرانیم اینست که امثال برادرم بسا برای رجوی بی اهمیت هستند ودرشرایطی که رجوی احساس نیازبکند حتما به بهانه هایی آنان را قربانی خودش خواهد کرد وبه کشتن خواهد داد. شخصا سرموضعگیری مریم رجوی خیلی حساس شدم واحساس میکنم که برخلاف قبل که داعش را عشایرانقلابی قلمداد میکرد الان دارد علیه آنان شدیدا موضعگیری میکند تا آنان را تحریک وجری کند که به لیبرتی حمله کنند واعضای لیبرتی را کشتارکند وبعد همین مریم رجوی خوش گذران با به نمایش گذاشتن عکسهایشان درانظارجهانی مظلوم نمایی کند و بدنبال کسب وکار و تجارت خودش باشد

بیاد بیاور که آن روزها چه روزهای خوبی بود 15 شهریور 1393

بیاد بیاور که آن روزها چه روزهای خوبی بود

خانواده این عضواسیربه سرپرستی خواهربزرگترخود بنام سکینه نیکزاد رودسری به مجرد اطلاع ازاسارت عزیزشان دراسارتگاه رجوی پی درپی وبا تمام قوا بدنبال رهایی اسماعیل قیمت میدهند وبارها بارها به عراق ناامن سفرمیکنند وبه کرات به سازمانهای حقوق بشری و وجدانهای آگاه نامه نوشته واستمداد می طلبند وهمچنین ازنامه نگاری به عزیزشان هم نمی گذرند.

استمداد شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک برای رهایی عزیزانشان از تشکیلات مافیایی رجوی 13 شهریور 1393

استمداد شماری ازخانواده های چشم انتظار گیلک برای رهایی عزیزانشان از تشکیلات مافیایی رجوی

ما شماری ازخانواده های چشم انتظارگیلک که هریک عضوی ازخود دراسارتگاه فرقه رجوی داریم بخصوص با توجه به بحران عراق وشروع فعالیتهای تروریستی داعش نگران سلامت عزیزانمان درکمپ لیبرتی هستیم ودراین خصوص ازسازمان ملل ونماینده آن خانم ناوی پیلای درامورعراق خواستارانجام یک عمل خیرخواهانه و انساندوستانه جهت خروج اضطراری عزیزانمان ازعراق به دنیای آزاد هستیم.

حضور خانواده نیکزاد رودسری در انجمن نجات گیلان 03 شهریور 1393

حضور خانواده نیکزاد رودسری در انجمن نجات گیلان

این اواخریک دهه پیشتر که صدام سرنگون شد وشماری ازاعضای ناراضی از رجوی کنده شدند و به ایران بازگشتند ما توانستیم خوشبختانه با انجمن نجات آشنا شویم وبا این واسطه برایش نامه بنویسیم که بارها درسایت نجات هم اطلاع رسانی شده است وایضا توانستیم همچنانکه اشاره کردم چندباربه عراق مسافرت بکنیم ولیکن هربارازمجاهدین فحش می خوردیم وبا چشمانی اشکباربه ایران برمیگشتیم. پدرومادرمان که طاقت دوری اسماعیل را نداشتند وعمرخود را به شما دادند.

امروزبه انجمن نجات آمدم و حامل چندنامه هستم 03 شهریور 1393

امروزبه انجمن نجات آمدم و حامل چندنامه هستم

امروز به انجمن نجات آمدم و حامل چند نامه به فرزندانم وایضا خانم ناوی پیلای کمیسرعالی حقوق بشرسازمان ملل متحد هستم و از شما عضوجدید انجمن نجات میخواهم که عین نامه هایم درسایت نجات اطلاع رسانی شود وهمچنین یک نسخه ازآن به دست مخاطبان نامه ام برسد. من دیگرتاب وتوان وانرژی ندارم هرچه بوده این رجوی لعنتی ازمن گرفته

یک فرزندم را درراه خدا دادم ولی فرزند دیگرم را ازاسارت رجوی خواهم گرفت 30 مرداد 1393

یک فرزندم را درراه خدا دادم ولی فرزند دیگرم را ازاسارت رجوی خواهم گرفت

پسرم من مادرشهیدم ویک فرزندم را که دردفاع از وطن خود عازم جبهه های جنگ شده بود را درراه خدا دادم وعمیقا بدان افتخارهم میکنم ولی دیگرفرزندم نیزکه عظیم باشد اوهم برای وطنش درمقابل صدام متجاوز بسا گردن فرازی کرد وبه اسارتش درآمد ودریک معامله ننگین به رجوی وطن فروش تحویل داده شد وازچاله به چاه عمیق رجوی افتاد وبیش ازربع قرن است که اغفال شده وراه برون رفتی برای خودش نمی بیند ولیکن عزم جزم دارم که جگرگوشه ام را ازاسارت رجوی برهانم البته اگرخدا بخواهد وعمرم کفاف بدهد.

۲۵ سال از برادرم بی خبر بودیم 29 مرداد 1393

۲۵ سال از برادرم بی خبر بودیم

خانم حسن پور که گویی حامل کوله باری ازغم و اندوه بودند با کشیدن آهی بلند گفتند:” خدمتتان عرض کردم به مجرد اینکه نامه فرامرز با درخواست واصرارخودشان درسایت نجات اطلاع رسانی شد انگار که به خال خورده باشد رجوی وسران جماعتش سراسیمه فرهاد را به تلویزیون کشاندند وبرایش دیکته کردند که به خانواده اش اهانت کند و بد و بیراه بگوید وتاکید کند که اصلا نامه ای ازجانب خانواده اش نوشته نشده است بلکه اصل نامه را آقای پوراحمد نوشتند وعرض کردم همچنانکه مشخص بود فرهاد خیلی با فشارصحبت میکرد

واویلا وقتی جماعت رجوی از نوعدوستی و عواطف انسانی دم میزنند!؟ 23 مرداد 1393

واویلا وقتی جماعت رجوی از نوعدوستی و عواطف انسانی دم میزنند!؟

وقتی خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی با تحمل بسا درد و رنج و ناملایمات سفرخود را به عراق ناامن میرسانند و از رجوی درخواست میکنند که میخواهند ولو دقایقی فرزندان اسیرشان را ببینند و ملاقات کنند نه تنها پاسخ مثبت نمی گیرند و درعوض به توسط شاید همان فرزندان اغفال شده شان افترا و تهمت بشنوند و با سنگ و چماق پذیرایی شوند ؛ تکاندهنده نیست!؟

blank
blank
blank