ترفند اعتصاب غذا، تکلیف دیگری برای حذف اعضاء در فرقه رجوی
سرمایه گذاری سازمان در افزایش تعداد اعتصاب غذا کنندگان زن لیبرتی نیز صرفاً بخاطر ماهیت تسریع در اثرات بدحالی و حتی فوت آنها بوده و حتی در فضای فیس بوک نیز از هر 10 عکس، تعداد هشت عکس مربوط به زنان گروه بوده است که این سوای افشای ماهیت استثمارگرایانه رهبری سازمان بر صادق بودن استفاده ابزاری از عنصر زن دلالت می نماید.
چرا نفرات لیبرتی اعتصاب کردند؟
با اینکه رجوی حدود دوماه است درکمپ لیبرتی توانسته است تناقضات نفرات را درسینه هاشان حبس کند ولی روشن است که دراین مدت نتوانسته نفرات دیگری را هم به این اعتصاب اضافه کند واین خود یک شکست برای رجوی است که آن فرقه را رهبری می کند و نشانگر این است که نفرات یک صدا نیستند واین همان فعال شدن مشکلات درون تشکیلاتی است که ما بعداز اشرف ارزیابی کرده بودیم.
پیام مسعود به مریدان خود بعد از ۱۷ روز؟
قبل از اینکه به متن پیام مسعود وارد شوم باید این جمله را بگویم که مسعود درهمه جا در هر سر فصل خودش را کنار می کشد و بعد از چند روز یا شاید چند ماه موضع گیری می کند این شگرد مسعود و مریم رجوی درتشکیلات فرقه ای می باشد اما چرا مسعود همیشه از حضور لحظه ای فرار می کند؟ به دو علت: گام اول ایشان نمی داند چه موضعی بگیرد منتظر می ماند تا واکنش ها را با هم جمع بندی کرده و به مریدان خودعرضه کند
حمله انتفاضه شعبانیه عراق به اشرف و تعادل قوای اجتناب ناپذیر
سازمان چرا این ترکیب 100 نفره را با این میانگین سابقه عضویت و سرسپاری در اشرف مستقر کرده بود. بنظر میرسد سازمان در اتخاذ قبول استراتژی انتقال ساکنان به لیبرتی به هدف رابطه زدن با ایالات متحده امریکا و بنوعی موازی کاری و فرمان پذیر نشان دادن تشکیلات بیشتر اهمیت می داد ولی از سویی دیگر هم، سعی داشت بقول خود این قلعه را برای بهره برداری های نامشخص و یا نمایان بعدی برای خود جهت تحت فشار قراردادن دولتهای عراق و ایران نگه دارد.
نامه انجمن نجات استان آذربایجان شرقی به آقای بان کی مون
آقای رئیس سران مجاهدین دوست دارند تمام نفرات در عراق سر به نیست شوند که فردا بعد از خارج شدن دردسر جدیدی برای رهبران این گروه به وجود نیاورند. قبلاً هم گفتیم که این گروه تلاش خواهد کرد خودش را در عراق حفظ کند و این آرزوی رجوی می باشد و در این چند سال هم روشن شده است که خواسته رهبران فرقه چه می باشد اما باید تلاش کنید که نگذاریم رهبران فرقه (سازمان مجاهدین) به هدف خود برسند
مجاهدین و عبور از ۵ مرحله حساس که به همدیگر ربط دارند
امروز اگر چه درعراق امنیت به یک مشکل تبدیل شده است وریشه این هم حضور چند گروه خارجی درعراق است ویکی از آنها گروه تروریستی سازمان مجاهدین است که با حمایت بعضی از بعثی های سابق می خواهد عمر خود را درعراق بیشتر کند ونیروهای تحت امر خود را نیز از عراق می باید خارج می کرد نکرد وفقط برای وقت کشی چند نفر را به خارج اعزام کرده وچند روز پیش دولت عراق رسماً خواسته است که هر چه سریعتر نفرات خود را از اشرف خارج کنند
مصاحبه با آقای سیروس غضنفری درباره درگیری و تخلیه اشرف
ممکن است رجوی درنشست ها این تخلیه را به پیروزی تبدیل کند ودراین زمینه ایشان هنر دارند وچنانکه درعملیات فروغ جاویدان آن شکست را به پیروزی تبدیل کرد اما بعدآً مقصر اصلی شکست، نفرات شدند که با بحث تنگه و توحید همه قبول کردند که ما مقصر هستیم وما بودیم که شکست خوردیم و امروز هم ایشان این را پیروزی می داند ولی چطور در درون تشکیلات می گوید ما پیروز شدیم چون کشته داشتیم
اشرف، سمبل و نماد فرقه رجوی بسته شد
امروز بسته شدن کمپ اشرف پیامی دیگر دارد که مقر یک فرقه به لحاظ استراتژیک، ایدئولوژیک ونماد آن درعراق به پایان رسید و دیگر رهبران این گروه برای احیای آن نماد شعاری ندارند چون دیگر حرفی برای گفتن ندارند چنانکه قبل از تعطیلی این پایگاه، رهبران فرقه تلاش می کردند بگویند که ما را از لیبرتی به اشرف برگردانید ومی خواستند برای حفظ خود آن نماد را حفظ کنند وبتواند آن تشکیلات شکست خورده را درآینده مجدداً احیا کنند ولی امروز دیگر همان رهبران آن شعار را با خود به گور بردند
ضربه سهمگین و عملیات فروغ
این عملیات نشان داد حتی سازمان با وجود دو روز برخورداری کامل از توپخانه ارتش عراق برای جلو راندن ادوات سازمان در جاده , توانایی حداقلی حتی برای مقابله هرفرد مسلح اش در قبال یک نفر از افراد ارتش ایران را هم ندارد. این حرف را به این جهت گفتم که مسعود رجوی در اسفند 81 در سالن اجتماعات مطرح می کرد ما باید هر فرد مان 250 نفر ارتش ایران را در مقابله فروغ 2 به زمین بزند؟!!!.
عملیات فروغ جاویدان و نشست های توجیهی آن
اما چراهای نشست که هرگز جواب داده نشد و هرگز هم سران این گروه جواب نخواهند داد: مسعود رجوی در آن زمان هم بین دو چیز مانده بود و در سر داشت بعد از آتش بس کاری کند که از دست نیروهای ناراضی خلاص شود وآن نیروها که علناً مخالف رجوی بودند مثل علی زرکش ؛ باید کاری می کرد تا آن مخالف ها خاموش شوند وهمان کار را کرد ودرهمان میدان علی زرکش کشته می شود آن هم به دست خودی و این نشانگر یک واقعیت بود باید رجوی تمام نفرات را به صحنه می فرستاد تا کشته شوند
تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی
تبریک بعدی به خود علی است که امروز خودش را از آن غل و زنجیر ساخته ذهنی که سالها آن را درآن اسارتگاه نگه داشته آن را پاره کرده وخودش را نجات داده است. اما علی آن زمان که باهم برای رهایی صحبت می کردیم و قرار گذاشتیم که آن نامه را امضاء نکنیم واز دست مجاهدین خلاص شویم از آن تاریخ حدود 9سال می گذرد ویادم است که درآن زمان پدر و مادرت و همچنین برادر کوچک ات برای دیدن تو به عراق آمده بودند
اشاراتی به نتایج نامه آقای ایرج مصداقی
آیا برای این اظهار ایرج مصداقی که می گوید:” شما (رجوی) ترجیح میدهید فرد جداشده از سازمان که منتقد شما گشته به رژیم بپیوندد تا موضع ضد رژیم اتخاذ نماید” چه جوابی دارید؟ آیا به جز این است که تاکنون و علی الخصوص بعد از حضورتان در عراق (سال 1365) نتوانستید به رغم ادعاهای واهی پیروزی در نبردهای کوچک و بی حاصل مرزی تان به خود بقبولانید که می بایست شما نیز باید خود را و رفتارسیاسی سازمان تحت هژمونی خود را به نقد بکشانید.