چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
رجوی در مانور غرش شیر 22 مرداد 1398

رجوی در مانور غرش شیر

عجب داستانی با رجوی و زنش داشتیم! به ما ابلاغ کردند که مانور حساس و سرنوشت سازی در راه داریم و هر کسی در این مانور از انرژی خودش استفاده مفید نکند مجاهد نیست! سه روز قبل شروع مانور ما را در بیابانهای عراق مستقر کردند. همه در محل مانور کار می کردیم. ازجاده سازی […]

داریوش جان تا توان دارم برای آزادیت تلاش می کنم 20 مرداد 1398

داریوش جان تا توان دارم برای آزادیت تلاش می کنم

نامه آقای عزیز ا… رستمی به برادرش داریوش رستمی اسیر در فرقه رجوی داریوش جان سلام! امیدوارم حالت خوب باشد. چندین سال است از شما بی خبرم. تا به حال نه تماسی با من گرفته ای و نه نامه ای برای من ارسال کرده ای که از احوال شما با خبر شوم. معلوم است شما […]

چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم 19 مرداد 1398

چگونه خواهرم را از زندان مجاهدین نجات دادم

خاطره گویی خانم اعظم نوری خانم نوری یکی از خانواده های فعال انجمن نجات استان مرکزی است. هر چند که خواهرش طیبه نوری از فرقه رجوی جدا شده است ولی کماکان با دفتر انجمن فعال است و می گوید من بدنبال آزادی همه اسیران هستم و هر کاری که باعث شود اسیران از فرقه رجوی […]

با مسئول صلیب سرخ در تهران صحبت کردم اما.. 17 مرداد 1398

با مسئول صلیب سرخ در تهران صحبت کردم اما..

گلایه آقای شمس ا… نوری پدر حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی از سازمانهای حقوق بشری سلام! من شمس ا…. نوری پدر حمید رضا نوری هستم که سالهاست در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده است. من از سازمانهای حقوق بشری و صلیب سرخ گلایه دارم. تا به حال چندین بار برای سازمانهای حقوق […]

سبک زندگی سالم فقط در کمپ اشرف 13 مرداد 1398

سبک زندگی سالم فقط در کمپ اشرف

فریب کاری و دروغگویی رهبران فرقه و سرانشان انتهایی ندارد! یک حرف راست از دهان آنها بیرون نمی آید. در نشست ها سران فرقه رجوی می گفتند در کل دنیا زندگی سالم فقط در اشرف است. مردم دنیا از زندگی خودشان بی زارند ولی در مناسبات ما شما بهترین زندگی را می کنید! خیلی از […]

نیمه شب بیدار باش زدند و گفتند برادر پیام داده 13 مرداد 1398

نیمه شب بیدار باش زدند و گفتند برادر پیام داده

یکی از تاکتیکهای رجوی برای اینکه در پادگان اشرف به ما روحیه دهد این بود که وانمود کند که کمبودهای شما را به هر لحاظ تامین می کنم. وقتی رجوی پیام می داد وقت آن برای سران فرقه مهم نبود. اگر نیمه شب هم بود همه را بیدار می کردند و می گفتند بروید سالن […]

دروغی که از صلیب سرخ شنیدیم! 13 مرداد 1398

دروغی که از صلیب سرخ شنیدیم!

نامه خانواده های استان مرکزی به آقای محمد جواد ظریف وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران آقای محمد جواد ظریف با سلام و احترام! ما خانواده های استان مرکزی چندین سال است که فرزندانمان در سازمان تروریستی مجاهدین به اسارت گرفته شده اند. زمانی که سازمان تروریستی مجاهدین در عراق مستقر بود با کلی […]

رجوی گفت همه را به گلوله ببندید 10 مرداد 1398

رجوی گفت همه را به گلوله ببندید

به مناسبت سالگرد حماسه دروغ جاویدان رجوی در زمان جنگ با انجام چند عملیات تروریستی بر علیه ایران خودش را در اوج قدرت می دید. با پذیرش قطعنامه از اربابش صدام خواست چند روزی پذیرش قطعنامه را به عقب بیندازد. رجوی فکر شومی در سر داشت می خواست در عرض سه روز کل ایران را […]

نامه مادران استان مرکزی به مریم رجوی 10 مرداد 1398

نامه مادران استان مرکزی به مریم رجوی

نه سلامی می خواهیم به شما بکنیم و نه عرض ادبی! چون دل ما مادران از دست تو خون است. چندین سال است فرزندان ما را به اسارت گرفته ای، آنها را تبدیل به یک چوب خشک کردی، آنها را بی عاطفه کردی مثل برده از آنها کار کشیدی و می کشی، خدا لعنت کند […]

قرار بود با شلیک اولین موشک به سمت ایران حرکت کنیم 05 مرداد 1398

قرار بود با شلیک اولین موشک به سمت ایران حرکت کنیم

رجوی در زمانی که اربابش صدام حاکم بود عربده کشی و خالی بندی او نظیر نداشت. قبل از حمله ائتلاف به عراق رجوی نشستی گذاشت و گفت ای برادران و خواهران خوب گوش کنید اولین موشک که به هر یک از مقرهای ما اصابت کند به سمت ایران حرکت می کنیم و هر کسی که […]

این آزادی نیست این اسارت است 31 تیر 1398

این آزادی نیست این اسارت است

نامه آقای بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی از اعضای کمیسیون خارجه فرقه رجوی فرزین جان سلام! مدت زمان زیادی می گذرد که ارتباط خود را با من قطع کردی و من تا به حال چند نامه برای شما ارسال کردم اما تا به حال جوابی به من ندادی و نگران شما هستم. فقط من […]

حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد 30 تیر 1398

حمید رضا دخترت چشم به راهت می باشد

نامه اقدس بندی به فرزندش حمید رضا نوری اسیر در فرقه رجوی فرزند عزیزم سلام! من مادرت هستم. نمی دانی که چقدر دلم برای شما تنگ شده است. همیشه دعا می کنم که هر چه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی. من و پدرت سنی از ما رفته. پدرت همیشه به یاد شماست و می […]

blank
blank
blank