سازمان مجاهدین خلق و سردرگمی ایدئولوژیک همیشگی
شباهت های دیگر رجوی و شهرام را می توان در اظهارات سعید شاهسوندی درک کرد. شاهسوندی که از همفکران حنیف نژاد و لباف بود و بر حسب تصادف در زمان تصفیه ها در زندان رژیم شاه بود نیز در همین پرونده ی مجله مهرنامه در گفتگویی از دیکتاتوری تقی شهرام می گوید:” وقتی کسی خودرا سازمان و حزب خود را حق مطلق و معیار حقیقت دانست، تمام آنچه را که پیش ازاین گفتم، کم و بیش انجام خواهد داد. منتها شاید با نام و عنوانی دیگر؛ نمونه ها فراوانند. شهرام همه این کارها را نه به نام منافع خود، بلکه به نام «منافع طبقه کارگر» و «جهت اعتلای مبارزه و تکامل مبارزه اجتماعی» انجام داد.
شادی مجاهدین از پیروزی جمهوری خواهان کنگره
به نظر می رسد که تلاش های تبلیغاتی مجاهدین خلق و هزینه های سرسام آور لابی هایشان به این سادگی به ثمر نخواهد نشست. به هر روی اگر توافقی که با ایران می شود، از سوی اوباما و مجموعه ی حزب دمکرات قابل دفاع باشد، اکثریت جمهوری خواه هرگز یارای مقابله با آن را نخواهد داشت. به علاوه افکار عمومی امریکا به شدت مخالف جنگ است.
الگو برداری گروه تروریستی داعش از پیشکسوت خود فرقه رجوی
هر چه زمان میگذرد شباهت گروه های فرقه ای بیشتر و خودش را به مردم نشان میدهد! شاید اگر سال گذشته در خصوص یکی بودن ماهیت داعش و مجاهدین سخنی گفته میشد پذیرش آن برای بعضی ها سخت میبود اما اکنون که زمان گذشته و هرکس ماهیت خودش را واضح تر نشان داده است دیگر ادعای اینکه همگی اینها از یک قماش هستند کار سختی نیست! بخوبی بیاد دارم که رجوی هم طرز تفکرش مانند گروه داعش بود. یعنی در صحبتهایش میگفت که ما بایستی خودمان را در شرایطی قرار دهیم که وارد ایران شویم و منطقه ای که بتوانیم از آنجا برای خودمان درآمد زایی داشته باشیم را تحت تصرف بگیریم!
دجالگری مریم رجوی سر اعدام ریحانه جباری
بحث من اصلا بر سر ریحانه جباری نیست چراکه بنده نه صلاحیت نظر دادن در این خصوص را دارم نه علمش را دارم و نه اطلاع دقیقی از کم و کیف داستان ایشان داشته ام. وانگهی مملکت ما هم مانند همه کشورهای دیگر قوه قضاییه دارد و مسئولین ذیربط پرونده هر جرمی را بررسی میکنند و متناسب بآن حکم میدهند بحث من برسر خانم رجوی است چون بعد از نزدیک به دو دهه اسارت کشیدن در این فرقه هم صلاحیت نظردادن دارم هم علم و اشراف کامل به این فرقه دارم و هم وظیفه خود میدانم که تمام حرکات این فرقه را زیر نظر داشته باشم و برسر آن اطلاع رسانی کنم!! خدمت خانم رجوی بگویم که شما نیاز نیست که ژست آدمهای حقوق بشری بخود بگیری و دل بسوزانی!
اراجیف جدید فرقه رجوی
برای افشاگری واقعیات شما نیاز به همکاری با رژیم یا وزارت اطلاعات و… کسی نیست. شما چون خودتان در چاه زندگی میکنید و فکر میکنید که ایران مانند سال 1360 است تصور دارید که برای نوشتن مقاله نیاز به امکانات وزارت خانه است. نه خیر اشتباه میکنید الان دنیا پیشرفت کرده است و ایران هم از این داستان جدا نیست! هرکسی در خانه اش یا در کافی نت سر کوچه به کامپیوتر و اینترنت و… و تمامی دنیا دسترسی دارد اما شما چون در عصر حجر بسر میبرید و نیروهایتان را هم در غار نگه داری میکنید بر این تصور هستید که همه جا مانند محل شماست که البته سخت دراشتباه هستید!
نقض سیستماتیک حقوق کودکان در مناسبات فرقه ی مجاهدین
اوج خشونت بر علیه کودکان در زمان انقلاب ایدئولوژیک پایه گذاری شد. زمانی که رجوی مستقیما کانون خانواده را هدف گرفت و بنا را به تلاشی کامل خانواده ها قرار داد. این بار نیز کودکان که سد ومانع رسیدن به این مهم بودند از سر راه برداشته شدند و بهانه اش هم شد جنگ خلیج فارس.
داستان اسید پاشی های اصفهان و مواضع فرقه رجوی
حالا این وسط فرقه رجوی که از هول حلیم به درون دیگ افتاده و با اجیر کردن یکی از نیروهایش بنام محسن دیانت سعی براین داشته که جو را خیلی متشنج و اوضاع را خیلی بحرانی نشان دهد. آمده بطور خیلی ناشیانه به محسن دیانت که لهجه اصفهانی هم دارد گفته تو بیا یک جوری صحبت کن که انگار داری از اصفهان خبر مخابره میکنی!
مینو فتحعلی یا ریحانه جباری، کدامیک مستحق اعدام بودند؟
مینو دیگر در مناسبات دیده نمی شود تا پس از سرنگونی صدام حسین که او و چند تن دیگر از اعضای مسئله دار شورای رهبری ازدیگران جدا می شوند. سلطانی می نویسد:” به ما گفتند که آنها را بردیم محلی که بتوانند راحت تر باشند. اما من هفته بعد که یکی از اون خانم ها را دیدم گفت که مینو را بردند کشتند و او را همان شب بتول رجائی با یک نفر دیگر آمدند برد و دیگر هیچ خبری از او نشد
تشکیل شورای مرکزی هزار نفره از میان نهصد زن ساکن در لیبرتی!
واقعیتی که امروز جهان درباره ی مناسبات درونی فرقه ی رجوی به ویژه درباره ی وضعیت زنان گرفتار در این فرقه می داند چیزی نیست جز نقض اساسی حقوق زنان. ” هزار زن قهرمان” اگر همه به” رأی صلاحیت” عضو شورای مرکزی شوند و رجوی روزی هزاربار به آن ها درود فرستد، باز هم از کوچکترین حقوق یک زن عادی در یک جامعه ی عادی – و نه حتی دموکراتیک – محروم هستند.
حمایت مستقیم، عمدی و بی چون و چرا از تروریست های مجاهدین خلق
دقیقاً همین مسئله در مورد مجاهدین خلق هم صدق می کند. رجوی ها نیز معتقدند به اندیشه ی ماکیاولیستی که بر اساس ان هدف وسیله را توجیه می کند. آن ها تاکنون به هر نوع حربه ای چون خشونت، خیانت، دروغ و تاکتیک های فریب کارانه توسل جسته اند تا هژمونی خود بر فرقه شان – نه در ایران – را حفظ کنند. درست چنان که کارتالوچی هیچ آینده ای برای سیاست امپراطوری پروری امریکا نمیبیند، هیچ چشم اندازی هم برای تلاش های مذبوحانه ی مجاهدین برای دستیابی به قدرت در ایران دیده نمی شود.
مریم رجوی یک تناقض بی انتهاست!
مریم رجوی بعد از مسئول اول شدنش در فرقه مجاهدین و بدنبال آن رئیس جمهوری او که برای همگان واضح است که کاملا پوشالی و بی اساس بود کلا خودش هم باورش شده بود که نکنه واقعا چیزی بارم است و خودم خبر نداشتم. از این رو کلا (توحس) بود و بقول بچه ها (تیریپ) آزادی خواهی و روشنفکری وحشتناک برمیداشت!! بطوریکه سعی داشت با خواندن کتابهای فلسفی یا حتی فمینیستی از محققین و نویسندگان غربی و بعضا ایرانی و تکرار آنها برای ما طوری وانمود میکرد که پنداری اینها همه حرفها و کشفیات خودش است!!
مجاهدین خلق، وکیل غرب علیه ایران؟
به نظر نمی رسد که حمایت امریکا از مجاهدین خلق برای هردو طرف ماجرا یعنی امریکا و سازمان مثمر ثمر باشد به دلیل آن که این گروه در ایران پایگاه مردمی ندارد. کارتالوچی می نویسد که” تفنگداران مخفی” غرب در کمپ لیبرتی عراق، لیبی، سوریه، مصر، اکراین، تایلند و اکنون هنگ کنگ، یافت می شوند. اما در واقع، باید مد نظر داشته باشد که احتمالاً درمورد مجاهدین خلق همان الگو، جواب نمی دهد چرا که اکثریت ملت ایران اگر از مجاهدین خلق متنفر نباشند به آن ها اهمیتی نمی دهند.