مجاهدین سرخورده از توافق هسته ای، چشم امید به کنگره امریکا و اسراییل دوخته اند
به هر حال، پس از آن که توافق نهایی هسته ای منعقد شد، رسانه های تبلیغاتی مجاهدین خلق، با بی میلی تمام خبر آن را با عنوان خنثای” توافقی در وین” منتشر کرد. خبر کوتاهی که روی وب سایت مجاهدین آمد با پرسشی مغرضانه و مکارانه دنبال شد:” بعدش چه می شود؟”. این گزارش کوتاه ولی جانبدارانه پاسخ پرسش خود را با بزرگنمایی نقش کنگره در اجرایی شدن توافق با ایران، می دهد.
خاطراتی از عمر هدر رفته در فرقه رجوی – قسمت دوم
من در آن روز فکر کردم بین بد وبدتر بد را انتخاب کردم اما بعداٌ دیدم که انتخابم بدترین بود! فردای آن روز فهیمه اروانی با من ترتیب مصاحبه ی دیگری داد و آنها با موافقت اکثر نفرات حاضر در آنجا قبول کردند که من وارد پذیرش شوم و ظهر همان روز من وارد پذیرش شده و به یگان هادی لاری وارد شدم. تعدادی از بچه های قبلی را من دیدم و به اتفاق آنها منتظر روزهای نامعلومی که پیش رو داشتیم شدیم.
پیام تسلیت انجمن نجات گلستان به خانواده متکی
به یاد دارم در همین چند وقت پیش با شنیدن خبر کسالت آن مرحوم به دیدنش رفته بودم و با او مدتی را در مورد گذشته و پسرانش گفتگو نمودم و او در مورد سختی های زندگی که به اتفاق همسر مرحومش برای بزرگ نمودن فرزندانش متحمل شده بود تعریف می نمود و می گفت من و خانمم برای بزرگ کردن بچه ها از دل کوه هیزم می اوردیم و می فروختیم، ولی افسوس که این مسعود رجوی خائن تمامی آرزوهای ما را خراب کرد و بچه های ما را از ما دزدید و حتی اجازه نداد یک تماس کوچک با آنها داشته باشیم.
نامه خانواده مراد جلیلیان که در سال ۱۳۶۷ در مهران بدست فرقه رجوی اسیر شد
برادر خوب و مهربانم، این سال ها آرام ننشستیم و به هر جا سر زدیم پی گیر رد شما بودیم تا در سال 1391 توسط افراد بازگشته و در زمان جابجایی مجاهدین از اشرف به لیبرتی متوجه حضور شما در درون فرقه ننگین رجوی شدیم، از وقتی که شنیدیم زنده ای و در چنگال خون چکان رجوی اسیری هر دری را زدیم که بتوانیم به ملاقاتت بیایم اما نشد. برادرجان، وقتی که رجوی اجازه ابتدایی ترین حق شما که یک تماس تلفنی است از شما گرفته چرا خودت را مثل دوستانت از این تاری که خودت برای خودت بافتی پاره نمی کنی
عکس وارهای از فروغ جاویدان مجاهدین خلق
همان شب پدر و مادرها برای خداحافظی از بچههایشان که در محلی بصورت پانسیون نگهداشته میشدند و فقط بعد از ظهر پنجشنبه و روزهای جمعه را با پدر و مادرشان میگذراندند، میروند. بچههای کوچکتر هنوز قادر به درک قضایا نیستند، ولی آنها که بیش از ۱۲-۱۰ سال دارند خیلی خوب میفهمند که معنی این خداحافظی چه میتواند باشد و علیرغم موج تبلیغ بی امان و فضای حماسی ساخته شده، اضطراب بر چهره بچهها موج میزند. بخصوص که مسئولین از بچه های ۱۱-۱۲ سال به بالا، برای تدارکات و جابجائی جعبه های فشنگ و درست کردن ساندویچهای سفر مرگ و زندگی پدر و مادرهایشان استفاده کرده بودند.
بسته شدن شکافی دیگر، رجوی در بن بست استراتژیک
مسئولین فرقه رجوی مستقر در پادگان مریم در اوورسورواز به شدت نسبت به پیامد های این توافق در خصوص خودشان نگران هستند و همچنین بخاطر از دست دادن پادگان اشرف، آنهم صرفا به امید بوجود آمدن گشایش در غرب، پشیمان می باشند. یکی از نگرانی های مسئولین مربوطه، خصوصا بعد از اقدامات ارزشمند دو پدر دردمند یعنی آقایان مصطفی محمدی و قربانعلی حسین نژاد، در خصوص مقر این سازمان در اوورسورواز و محدودیت هائی که ممکن است اعمال گردد میباشد. حتی صحبت از مخفی شدن مریم رجوی مانند مسعود هم شده است. مسئله اخراج مریم از فرانسه را هم دور از ذهن ارزیابی نکرده اند.
مریم قجر، خوره دوربین و خودنمائی؟!
خانم مریم قجر که ضعف دوربین و انعکاس از خودش را دارد ظاهرا در این باتلاق خودش را بدجوری فرو برده است که دیگر حتی متوجه هم نمی شود این همه سوز و گداز و ادعای بی مصرف بازخوردی ندارد. او در هر دو مصاحبه به نکاتی اشاره کرده که خوب است کمی برای ببیندگان توضیح داده شود ایشان مدعی شده که شورای ملی به اصطلاح مقاومت 500عضو دارد منظور وی آن است که در خارج کشور تمامی گروههای مخالف ایران شورایی بنام مقاومت تشکیل دادند
منظورتان چای بهاره است؟!
جالب اینجاست که تمامی اعداد وامار درج شده درنوشته ی رجوی ها، ازقول مسئولین سازمان چای نقل شده که این مسئله میساند که مسئولین مربوطه از وضع موجود بازار چای درایران راضی نبوده ودرصدد ایجاد ویا ارائه ی راه کارهایی هستند که محصول خودمان را پرکیفیت تر کرده و ارز حاصله با این کار را به درد های دیگرمان بزنیم وشما رجوی های عزیز!! با نقل قول یک مطلب کاملا واضح ومورد تایید مسئولین ذیربط، شق القمی نکرده اید!
جایگاه مجاهدین درکُرنش غربی ها به حق هسته ای ایران
رسوایی دست داشتن در جنایت علیه قیامهای مردمی دهه شصت، رسوایی مشارکت همه جانبه در جنایت علیه کُردها برای دلجویی صدام، رسوایی همکاری در ترور دانشمندان هسته ای کشور، رسوایی لابی گری در لابی های اسرائیل و آمریکا برای ممانعت ایرانی ها در دستیابی به انرژی هسته ای و… و اینک رسوایی توافق هسته ای و کرنش غربی ها به حق هسته ای ملت ایران یکی پس از دیگری سیمای واقعی از نفاق جماعتی بر می دارد که تزویر و ریای سردمدارانش از انقلاب ایدئولوژیک رفته رفته سرعت گرفت و در حوض رقص رهایی به اوج رسید.
از به قتل و آوارگی سپردن کسان نزدیک خود، خسته نشده ای!
این ساکن زندان گوهردشت کرج وهمولایتی آذربایجانی ما که یک دوجین از فامیلان ودوستان خود را دررکاب مسعود رجوی به کشتن داده ویا دست بسته تحویل او داده که بنفع هوا وهوس های حقیر ومنفور خود در کلاس های مغزشوئی کمپ لیبرتی بکارگیرد وخود هم دردفاع ازاین راه ضدملی وضدانسانی، سکونت درزندان گوهر دشت رابرگزیده، بطورمرتب دررسانه های فرقه ی رجوی دست بقلم میشود تا ثابت کند هرگامی که دولت وملت ایران برمیدارند همواره به شکست میانجامد!
گفتگوی آقایان علی جهانی و شهروز تاجبخش در مورد مسائل روز
حالا این خانوادهها آمدند این طلسم فرقه گرایانه رجوی را بشکنند و این خشم رجوی را بر انگیخته است و بخاطر همین هم هست که رجوی علیه خانواده ها کتاب نوشته است و آنها را خانواده الدنگ خطاب می کند و یا مریم رجوی کانون گرم و پر از مهر عواطف خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی دیگر از سران فرقه و معاون اول رجوی در طراحی و برنامه ریزی طرح های تروریستی می گفت خانواده را باید منفجر کرد و این اوج ترس و وحشت و نگرانی عمیق رجوی و بطور –خاص دشمنی هیستریک ایشان را نسبت به خانواده ها و حضور شان در جلوی درب کمپ لیبرتی نشان می دهد
سوز و گداز”ایو بنه” از دیدار مصطفی محمدی با مشاور رئیس جمهور فرانسه
منتشر کرده بود که در قسمتی از آن نویسنده تهمتهای ناروا و مطالبی کاملا دروغ و ساختگی علیه اینجانب مصطفی محمدی شهروند کانادا نوشته است. لذا لازم دیدم توضیح زیر را جهت روشن شدن واقعیت و تصحیح ذهن خوانندگانتان برای شما بفرستم تا طبق قانون مطبوعات آن را در همان صفحه که مقالۀ مذکور در آن منتشر شده است منتشر کنید:

