هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت اول
اواسط سال 1380 بود که ازدواج کردم اما به دلایل متعدد زندگی مشترک موفقی نداشتم. بعد از مدتی تصمیم گرفتم به هر قیمتی که شده زندگی جدید را در خارج از ایران آغاز کنم. من تا حدی با شرایط اخذ پناهندگی از کشورهای دیگر آشنایی داشتم. می دانستم که کیس سیاسی بیشتر قابل قبول است […]
نجات در هفته ای که گذشت – شماره ۳۹
*شنبه 31 اردیبهشت در روز شنبه جمعاً 6 مطلب در سایت نجات درج گردید که در زیر مروری اجمالی بر تعدادی از آن ها انجام می شود: تلاش های آخر سازمان بی دستاورد مجاهدین خلق … به سیر تحولات و سرعت خیانت توسط مجاهدین اشاره خواهیم کرد: – پریدن مجاهدین و رجوی به دامان صدام […]
نامه مدیرعامل انجمن نجات به خانواده حمید نوری
با سلام خدمت خانواده محترم آقای حمید نوری ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات در ایران هستم. انجمن نجات متشکل از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و همچنین خانواده های اعضای فعلی می باشد که در جهت آشکار نمودن ماهیت واقعی فرقه رجوی تلاش می کند. من 23 سال از عمرم را (1359 تا 1382) […]
نسل جدید خانواده ها تمام قوا به پیکار با فرقه رجوی آمده اند
کاسه صبر خانواده های اسیران در بند فرقه رجوی لبریز شده است. خانواده هایی که عزیزانشان با فریب توسط فرقه رجوی ربوده شده اند و سالیان سال با فراق اجباری روزگار گذرانده اند. این خانواده های اسیران در فرقه رجوی بطور میانگین بین 18 تا 34 سال گذشته را منتظر عزیزان دربندشان بودند و حتی […]
ارتش آزادی بخش از ادعا تا واقعیت
روزی جوانی برای خواستگاری از دختری به خانه او رفت. پدرِ دختر از او پرسید تحصیلاتت تا چه حدی است؟ جوان گفت درس نخواندم. پدرِ دختر پرسید شغلت چیست؟ جوان گفت بیکارم. پدر دختر پرسید سرمایه چقدر داری؟ جوان پاسخ داد پولی ندارم. پدرِ دختر پرسید چه ماشینی داری؟ جوان جواب داد ماشین هم ندارم. […]
اگر سران فرقه رجوی خواهان نجات خلق هستند چرا ابتدا از شما اعضا شروع نمیکنند؟!
سلام به برادر عزیزم، امیدوارم سلامت باشید. پدر و دیگر اعضای خانواده ات خوبند و برایت سلام می رسانند. علی من! الهی درد و بلات بخوره تو سر خواهرت. من و دیگر اعضای خانواده ات خیلی خیلی برایت نگران هستیم. علی جان باید بدونی که همه اعضای خانواده ات از کوچک و بزرگ همه و […]
به دار آویخته شدن محمد گموش، جنایت دیگری از سازمان مجاهدین خلق
محمد گموش متولد 1347 اهل و زاده استان زنجان بود. در دوران تجاوز ارتش بعث عراق، برای دفاع از میهن بعنوان سرباز وظیفه در لشکر 64 ارومیه در منطقه عملیاتی کله قندی حاج عمران پیرانشهر در حال انجام وظیفه بود. سال 1366 در پی تهاجم مشترک نیروهای عراقی و عوامل رجوی در شب عملیات در […]
کنترل فکر یا ذهن – قسمت دوم
زمانی که سازمان مجاهدین خلق هنوز تبدیل به یک فرقه مخرب تمام عیار نشده بود، روابط درونی آن به گونه ای بود که بسیاری از خانواده ها احساس می کردند که به تدریج از بچه های کم سن و سال خود به دلیل هواداری از مجاهدین خلق جدا می شوند و به نوعی آن ها […]
ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت بیست و نهم
قسمت بیست و هشتم این سلسله خاطرات به بیان نحوه رسیدن به کمپ اشرف و تشریح جو عمومی حاکم بر آنجا گذشت. ما که در حوالی ظهر و در یک روز بشدت گرم روزهای اولیه مرداد 1389 به متحصنین که بعضی از آنها ماهها بود در آنجا بودند، پیوستیم. ساختمانی وجود نداشت که درآن اتراق […]
مسئولیت و عواقب مرگ تمام کشته شده ها، به عهده مسعود و مریم است
سازمان جنایتکار و تروریست رجوی ها، بصورت مستقیم و غیر مستقیم مسئول ریخته شدن بسیاری از خون های بی گناهانی است که یا روزگاری در آن مناسبات گیر افتاده بودند و یا در درون و بیرون این مناسبات به نحوی درگیر این فرقه شده اند، کسانی که راه فرار نداشتند و دست به خودکشی زدند، […]
روزی که مرا برای تماس تلفنی با خانواده ام به بغداد بردند
در زمان حضورم در فرقه رجوی و بعد از عملیات دروغ جاویدان زیر فشار روحی بودم. چند بار از سران فرقه درخواست کرده بودم مرا به خارج از عراق بفرستند که موافقت نکردند. روزها در پادگان اشرف خیلی به من سخت می گذشت. هر نقطه از پادگان اشرف را چک می کردم راه فراری برای […]
دیوار سازمان مجاهدین خلق از ابتدا بنیانش کج نهاده شد
به مناسبت چهار خرداد که سالگرد اعدام بنیان گذاران سازمان می باشد می خواهیم نگاه مختصری به اصول پایه ای سازمان داشته باشیم و اینکه اکنون سازمان به نقطه دگردیسی رسیده ناشی از چه می باشد! برای شناخت این دگردیسی باید قدری به گذشته و تاسیس مجاهدین بپردازیم تا برایمان مشخص شود که رجوی بعد […]

