فرقه گرایی مجاهدین

این فرقه خطرناک شما را به یاد مجاهدین نمی اندازد؟

اسم این فرقه اوم شینریکو Aum Shinrikyoاست. یک فرقه خطرناک ژاپنی که رهبر آن شخصی بود به اسم گیزو ماتسوموتو که حدودا در سال 1354 این فرقه را تاسیس کرد. گیزو نابینا بود. شاید این بی دلیل نباشد که تقریبا همه رهبران فرقه های خطرناک در جهان یک ضعف بزرگ جسمی و روحی در زندگی خود داشته و با آن بزرگ شده اند ضعف هایی مثل نابینایی ؛ لنگیدن ؛ مشکلات اخلاقی در کودکی ؛ اخراج از محیط کار یا کلیسا و ……داشته اند.(بهتر است نمایشنامه دماغ، اثر ریونوسکه آکتاگاوا ترجمه احمد شاملو را در این رابطه بخوانید). اسم این فرقه “ آموزش حقیقت برتر “ معنی میدهد و مدعی است که همه حقیقت را در اختیار دارد بازهم دقیقا مثل همه فرقه ها که مدعی در اختیار داشتن تمام حقیقت هستند و با اسامی خاصی عقیده خود را متمایز میکنند مثلا اگر مسلمان هستند با اسم اسلام ناب یا اسلام انقلابی و همینطور فرقه های بقیه مذاهب. این فرقه هم بودایی است و مدعی اصل پیام بوداست. مثل بقیه رهبران فرقه ها ؛گیزو نیز تا قبل از شناخته شدن پا در رکاب و مجیز گوی رهبران بودایی شناخته شده بود. و بعد از معروف شدن و کسب قدرت نسبی منتقد همه آنها و خواهان همه قدرت مذهب بودایی شد. این فرقه هم مثل همه فرقه ها برای مغزشویی اعضا و هوادارانش نیاز به یک قلعه ؛ پادگان ؛ مخفیگاه و یک جای جدا از مردم و شهر داشت تا بدون جریان زندگی عادی بتواند به کنترل ذهن و جسم اعضایش دست پیدا کند. چون در ژاپن این گروه ممنوع نبود نمیتوانست اقدام به تهیه خانه های تیمی مخفی کند و از آنجا که هیچ کشوری با ژاپن هم جنگ نداشت نمیتوانست مخفیگاهش را در خاک دشمن برپا کند برای همین رهبر این گروه با یک ادعا مدعی شد که آرماگدون یا آخر الزمان نزدیک است آن هم از نوع اتمی و باید پناهگاههای اتمی ایجاد کرد و این شد همان محل و پادگان وشهر فرقه.عضوگیری فرقه ای کم کم خانواده ها را نگران کرد. سی وسه مورد خبر از کشته شدن اعضای ناراضی توسط مسئولین فرقه گزارش شد و چندین مورد خودکشی. دهها نفر از اعضا توانستند فرارکرده و مشاهدات خود را از اجبار و مغزشویی بیان کنند. این اعضای جداشده و فراری به شدت موردتنفر فرقه قرار گرفته و دشمن تلقی میشدند تعدادی از آنها توسط فرقه به قتل رسیده و حتی تعدای را در روز روشن به زور ربوده و به همان مقر فرقه منتقل کردند.رهبری خداگونه این فرقه باید توسط اعضا ستوده میشد. این فرقه به شدت جنگ طلب بوده و جنگ جهانی بزرگی را پیش بینی میکرد که با حملات اتمی همراه است و بعد از آن فرقه میتواند قدرتش را در جهان گسترش دهد. تجمع خانواده ها ی نگران فرزندانشان و شکایت های آنان بالاخره موجب شد که پلیس اقدام به دستگیری رهبر این فرقه کند. خودسوزی و حمله با گاز سارین به مترویی در ژاپن تلاشهایی بود برای آزادی رهبر این فرقه که منجر به نتیجه نشد. بقیه اعضای فرقه و مسئولین آن همان راه و روش فرقه ای را کماکان ادامه دادند اما همین دستیگری رهبر فرقه باعث شد که یکجا فرار شصت مخالف از درون مخفیگاههای فرقه اس گزارش شود. اعضایی که هنوز فرزندان بعضی از آنها درکنترل فرقه بودند و مجبور بودند پدران و مادران خود را دشمن خطاب کرده و تهدید به مرگ کنند. این فرقه مدعی بود که منبع در آمدش اعانه های مردمی شرکتهای تجاری وابسته به آن است ولی شواهد نشان میداد که تمام شرکت های وابست به این فرقه نه تنها در آمد زا نیستند بلکه برای جذب اعضای جدید مقادیر زیادی بودجه دریافت میکنند. این شرکت‌ها تنها برای عضوگیری و ایجاد پوشش برای عملیات غیرقانونی به کار گرفته می‌شدند. اوم ماهیانه 118 هزار دلار نیز صرف عملیات خود در خارج از ژاپن می‌کرد. بنابراین، در طول شش سال صدها میلیون دلار و شاید میلیاردها دلار به‌وسیله فرقه خرج شده است. این ادعا که پول هنگفت فوق از طریق اعانه هواداران به‌دست آمده به‌کلی مضحک است. روشن است که اوم منبع درآمد دیگری داشته است.زمانی‌که پلیس مقر فرقه را جستجو کرد 700 میلیون ین (24/ 8 میلیون دلار) پول نقد و ده شمش طلا به‌دست آورد. این شمش‌ها فاقد برچسب دولتی بوده که عیار و وزن آن را مشخص می‌کند. روشن است که اوم این شمش‌ها را خریداری نکرده زیرا طلای خریداری شده حتماً با برچسب فوق و تعیین وزن و عیار عرضه می‌شد. بهرحال، هیچگاه منبع ثروت فراوان فرقه اوم روشن نشده است.این فرقه هنوز به کار خود ادامه میدهدبا تعداد کمی هوادار که رهبرشان را میستایند والبته بدون هیچ عضو جدیدو گویا پلیس منتظر خشک شدن تدریجی این فرقه نشسته است و نمیخواهد باعث شروع هیچ خشونت و یا به سر زبان افتدن دوباره نام آنها با هر اقدامی شود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا