کمپ اشرف

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و یک

سعید باقری دربندی: همانطور که خانم مرضیه قرصی گفتند در آن نشست عمومی موضوعی را مطرح کردند احتمالا قادر شما به یاد داشته باشید آن موقعی که مریم به فرانسه رفت مسعود رجوی در باره ی سفر مریم به فرانسه گفت: بچه ها ببینید مریم تو دل بورژوازی می رود با مردها دست نمی دهد و اصول ایدئولوژیک خود را حفظ می کند.
آرش رضایی: مسعود در نشست باقرزاده این حرف را زد سال هفتاد و پنج و پس از بازگشت مریم از پاریس به اشرف بود.
قادر رحمانی: بله ؛ سال هفتاد و پنج در نشست عمومی مسعود گفت: مریم تو دل بورژووازی رفت با هیچ کس هم دست نداد و حتی گفت:اگر با مردی (سیاستمدار خارجی) دست ندهیم ممکن است به ما پول ندهند و کمک نکنند به جهنم دست نمی دهیم از ما حمایت نکنند ما از اصولمان کوتاه نخواهیم آمد. سعید باقری دربندی: اما سال هشتاد و دو وقتی مریم از بازداشتگاه بیرون آمد در مراسمی جشنی ترتیب دادند و مریم بر خلاف ادعای مسعود با شهردار اوور که تصاویرش را می دیدیم دست داد و به این جهت خیلی از بچه های اشرف مسئله دار شدند. بچه ها تو محفل ها به این تناقض اشاره داشتند. ناصر سید بابایی: در سالن ستاد نشستی گذاشتند بعد خواهر زهره پای نشست آمد او مسئول نشست بود نفرات لایه ی ما در آن نشست حاضر بودند. یکی از بچه ها به عنوان طرح تناقض بلند شد و گفت: خواهر مریم اگر با شهردار اووِر دست می دهد پس اینجا (اشرف) هم بگذارید ما با خواهرانمان دست بدهیم. سکوت بر سالن حاکم شد اما زهره چیزی نگفت.
قادر رحمانی: به یاد دارم که در نشست ما نیز همین تناقض گفته شد. اما حرفی برای پاسخ نداشتند.
آرش رضایی: چرا به حرف مسعود استناد نکردید منظورم موضوع کوتاه آمدن از اصول ایدئولوژیک است؟
ناصر سید بابایی: چون می ترسیدیم.
قادر رحمانی: اگر من به عنوان تناقض به این موضوع اشاره می کردم تناقضی که بر میگشت به مسعود و مریم بعدا به من گیر می دادند حتی اگر به اصطلاح کوتاه هم میامدم عواقب بدی برای من داشت.
ناصر سید بابایی: به این مسائل حریم رهبری می گفتند و نباید داخل می شدیم!!
قادر رحمانی: بله و گرنه من در مورد آدام ارلی تناقض داشتم و اگر پافشاری می کردم شک برانگیز می شد. مسئولین سازمان می گفتند این ریگی تو کفشش هست
حتی اگر من ادامه نمی دادم آنها ادامه می دادند با من بد تا می کردند. این دلیل ترس من و امثال من بود که خیلی در باره تناقض های ذهنی مان مانور ندهیم آرش رضایی: در حقیقت سازمان خط قرمزهایی داشت که به افراد تحت هیچ شرایطی اجازه نمی دادند از آن عبور کرده و در مورد رهبری انتقاد کنند.
قادر رحمانی: بله , به همین خاطر من می توانستم با سعید یا با ناصر محفل بزنم و تناقض هایمان را با هم در میان بگذاریم و از رهبری انتقاد کنیم ولی جرئت نداشتیم این جور انتقادها را در نشست غسل هفتگی یا عملیات جاری طرح کنیم. قبل از شرکت در نشست غسل هفتگی یکی از بچه ها که در حال حاضر هم در اشرف است برای اینکه مشکلی برای او پیش نیاید اسمش را نمی گویم به من گفت تناقضی را در رابطه با خواهر مریم دارد و می خواهد مطرح کند به او گفتم اگر میخواهی فردا سر به نیست بشوی تناقض ات را بنویس و بخوان. او منصرف شد. با اینکه مسئولین سازمان گفته بودند هر تناقضی را دارید طرح کنید اما واقعا آنها می خواستند ما را چک کنند و اصلا ظرفیت شنیدن انتقاد یا تناقض را نداشتند خیلی از بچه ها را پس از طرح انتقادها و تناقض ها به زیر تیغ کشیدند و تحت فشار گذاشتند.
ادامه دارد…
مکان گفتگو: دفتر انجمن نجات آذربایجانغربی
تنظیم از آرش رضایی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا