محاکمه « ایوبونه » و سران باند رجوی در دادگاه پاریس – قسمت دوم

ساعت 2 بعد ازظهرروز پنجشنبه 19 اسفند 1389 شمسی برابر با 10 مارس 2011 میلادی، دادگاه سیته پاریس برای دومین بار "ایوبونه" رئیس سابق سازمان ضد جاسوسی فرانسه را پای میز محاکمه کشید.این دادگاه که مرحله اول آن در 17 و 18 دسامبر 2009 در همین محل برگزار شده بود منجر به محکومیت شدید ایوبونه، سران سازمان مجاهدین و رئیس انتشاراتی "تیمه"شد. در پی انتشار کتاب جعلی "واواک در خدمت آیت الله ها" که توسط سازمان مجاهدین گردآوری شده و بنام"ایوبونه" ثبت نموده و توسط انتشارات "تیمه" نشر و توزیع گردیده بود،سه تن از ایرانیان آزاده ساکن پاریس به شکایت از آنها برخاستند.که در دور اول دادگاه، "ایوبونه " و شرکت انتشاراتی"تیمه "محکوم شده و علاوه بر آن به شاکیان جزای نقدی پرداخت گردید.در پی اعلام حکم دادگاه،محکومین خواستار استیناف شده تا حکم صادر شده لغو شود.از طرف دیگر شاکیان نیز استیناف خواستند چرا که از نظر آنان میزان محکومیت کم بوده و دادگاه پاریس می بایست شدیدتر محکوم می کرد. مرحله دوم این دادگاه از ساعت 1400 عصر روز پنجشنبه 19 اسفند شروع شده و در ساعت 2200 شب به پایان رسید.در منطقه سیته پاریس و مقابل دادگاه، توضیحات مختصری هست از شاکی "ایوبونه" آقای مهندس جهانگیر شادانلو: متن پیاده شده از ویدئو:
امروز 10 مارس 2011 است.ما اپل (استیناف) داده بودیم برای دادگاه قبلی چون دادگاه به اندازه کافی توجیه نشده نبود و رای که داده بودند بنظر ما قابل قبول نبود.در کتابی(واواک در خدمت آیت الله ها) که آقای "ایوبونه" نوشته بود،کتابی هست که درست 2 تا 3 سال قبل، تمام آن در سایت های مجاهدین نوشته شده و توی مجلات،روزنامه ها و همه اینها هست.این رو برداشته بودند کپی کرده بودند و آقای "ایوبونه" اسم اش رو گذاشته بود روی این کتاب و پس از انتشار پخش کرده بودند. خب این کتاب مشکلات زیادی برای او ببار آورد.چون یک شخص شناخته شده ای است که قبلا در سرویس اطلاعاتی فرانسه کار می کرد.ما از طریق وکیلمون خواستیم که اقدام بکنه و تقاضای این رو بکنه که دوباره به دادگاه بریم و ایشان جواب قانع کننده ای(در برابر اتهامات ناروایی که زده) به ما بدهد. امروز خیلی کمتر ازدفعه قبل (17 دسامبر 2009) تقریبا 25 نفر از افراد مجاهدین آمده بودند.4 نفر هم گفته بودند که شاهد می آوریم تا به نفع "ایوبونه " شهادت بدهد.یکی از این شاهدین آقای "فریدون ژورک"(همسر مرجان خواننده) غایب بودند و نیامدند.3 نفر دیگر یکی برادر زاده خود من بود(پیمان)،که عضو سازمان مجاهدین است و 2 نفر دیگر یکی را از لندن آورده بودند(رضا غفاری) که گفت من توده ای (عضو حزب توده ایران) هستم و یکی دیگر هم از افراد خود مجاهدین بود. در دادگاه علاوه بر صحبتی که وکلا و شاهدین داشتند من هم صحبت کردم.من سئوالاتی از آقای "ایوبونه" کردم و خواستم که جواب بدهد.که ایشان طبق نظر همه جواب درست و حسابی نداشتند که بدهند. سئوالات:
آقای ایوبونه شما تقریبا 25 سال است که از یک سازمان تروریستی حمایت کرده و همراهشان هستید.چندین بار به مقر آنها در کمپ اشرف رفتید و بر اساس فیلمی که وجود دارد و صحبتی که با مجاهدین داشتید گفته اید که مریم و مسعود از دوستان صمیمی و نزدیک من هستند.کار ما از دوستی گذشته.یعنی خیلی نزدیک تریم.آیا شما با اینها کار میکنید؟آیا حقوقی از آنها دریافت میکنید؟که ایشان تکذیب کرد.ولی برای رفتنش به عراق اول گفت که یک بار رفته ام.من گفتم نه چندین بار رفته ای و مدارک آن هم وجود دارد و به دادگاه ارائه شده است."ایوبونه" در اینجا رو به من کرده و گفت شما نسبت به آدم معمولی خیلی اطلاعات دارید.جواب دادم بله من یک فرد سیاسی هستم و سال ها است که دنبال میکنم این مسائل را و اطلاع داریم که شما چکار میکنید! بعد پرسیدم؛ به چه دلیل تمام شاهدین شما از سازمان مجاهدین هستند؟این کتاب را هم که سازمان نوشته.شما هم که پشتیبان اینها هستید.و چرا یک نفر از بقیه اوپوزیسیون رژیم ایران نیامده اینجا؟نه از این کتاب استفاده کرده و نه به این دادگاه آمده.که جوابی برای این سئوال نداشت. در قسمت بعدی پرسیدم از مسائلی که در این کتاب نوشتید مثل موردی که گفتید 450 تا عملیات تروریستی انجام شده.یک مورد از آن را شما نام ببرید با اسم که کجا بوده و چه کاری من کرده ام؟که متاسفانه این را هم نتوانست جواب بدهد. در سئوال دیگر پرسیدم که آقای نراقی یک نامه برای آقای احمدی نژاد فرستاده بوده و تلفنی هم به ایران زده بوده.شما هر دوی اینها را در دادگاه قبلی(دسامبر2009) نشان دادید.نامه را آوردید و آن نوار را هم ضبط کردید و آوردید.چطور هست که شما هیچ نوع مدرکی از خودتان برای گفته هایتان ندارید و فقط از آدم های مجاهدین استفاده میکنید؟!آیا چیزی غیر از این هست که اینها ساخته و پرداخته دست مجاهدین است؟و از آنجا ناشی میشه که من به یکسری از افراد جداشده از مجاهدین کمک کردم.همین!این همه هزینه چند سال گذشته و خرج و نوشتن و انتشار کتاب و… بر علیه من بخاطر این بوده که من به این افراد کمک کرده ام. در مورد اون 2 نفر هم که یکیشون برادرزاده خودم بود.متاسفانه ایشان ازایران با سازمان مجاهدین بود.مجروح شد(سال 60 در ایران)،کمک اش کردم بعد دستگیر شد و 5 سال زندانی شد و آمد بیرون.حالا آمده بود و شهادت داده بود که من مامور هستم.دلیل اش رو ازش پرسیدم که گفتند شما بدنبال جاه و مقام و پول هستی و رفتی طرف اونها!گفتم مدرک.گفت همه فامیل میگن و همه جا روی سایت های مجاهدین هست و شورای ملی مقاومت اعلام کرده و من از آنجا فهمیدم. یعنی تمام مطالب این 16 تا 17 نفری که در این 2 بار آمدند برای شهادت، دلایل شان از طرف سازمان مجاهدین و نوشته های آنها است.و بنظر من مشخص شد برای قاضی، دادستان و… که این مسائل ساخته و پرداخته سازمان مجاهدین است فقط به دلیل حضور"جداشده ها" در اینجا!و اینکه کسی به این "جداشده ها"کمک نکنه و نزدیک آنها نشه.و خب من که اینکار رو کرده بودم و خواستم کمکی به اینها بکنم برای اقامت شان یا کارشان در پاریس، این بلا را 3 سال است که سر من آورده اند.وکیل ما هم خیلی خوب صحبت کرد.خیلی خوب دفاع کرد و… بنظر من دادگاه خیلی خوبی بود.برای نتیجه آن باید منتظر باشیم.فکر کنم 16 آوریل 2011 نتیجه نهایی این دادگاه اعلام خواهد شد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.