اسیران اشرف

کشتن یا به کشته دادن اسیران اشرف

توضیحی در باب وقایع اخیر اردوگاه مجاهدین خلق در عراق

مجاهدین خلق میدانند که خیلی ها دوست دارند ژست حقوق بشری بگیرند و خشونت و کشتار را محکوم کنند تا چهره خوب و موجه ای از خود نشان دهند ؛ پس صحنه را برای این گروه طوری میچینند که به راحتی آنها را فریب داده و از آنها سوءاستفاده کنند. نشان دادن صحنه های دلخراش از زخم و خون و زجه و زاری کافی است که خیلی ها بدون اینکه زحمت کنکاش و بررسی وقایع اتفاق افتاده را بخود بدهند ؛صرفأ محکوم کنند.صحنه ها به اندازه ای دلخراش انتخاب شده که محکوم کنندگان و منتقل کنندگان خبر؛ ناخواسته از ادبیات مجاهدین استفاده کرده وخبر را با تیتر" حمله ارتش عراق به پناهندگان بی دفاع کمپ اشرف " منتشر میکنند. سابقه حضور نیروهای مسلح در اطراف کمپ اشرف به زمان صدام برمیگردد همیشه در اطراف قرارگاه و در بخشهایی از داخل قراگاه نیروی نظامی وجود داشته است و همیشه هم مجاهدین نسبت به این نیروها با کمال احترام برخورد میکردند. و البته آنها هم از مجاهدین حمایت میکردند و یکی از اهداف حضورشان ممانعت از فرار ناراضیان بود ؛ نیروهای آمریکایی هم به همین منوال حضور داشتند و بعد از خروج آمریکایی ها نیروهای عراق آزاد شده از دیکتاتوری و استبداد درهمان محل مستقر شدند ؛ دولت عراق از آنجا که خواهان جنگ با همسایه هایش و یا شیوه های کثیف ترور در کشورهمسایه برای باج گیری نبود،لاجرم نیازی نیز به گروههای مثل مجاهدین نداشت.مجاهدین هم که یخ استراتژی خیالیشان نگرفته بود و امکان کسب قدرت در ایران با حمایت صدام یا آمریکا را از دست داده بودند. عملا تنها راه مطرح شدن خود در صحنه سیاسی و بین المللی را خلاصه کردند به خوشخدمتی و مزدوری برای بیگانه و درخواست کمک از آنها و به کشتن دادن اعضایشان که حالا مصرف دیگری نداشتند.در مورد مزدوری و جاسوسی البته خدمات مجاهدین برای غرب و شرق مسبوق به سابقه است والبته در به کشتن دادن اعضایشان هم یدطولایی دارند ؛ بارها مسعود رجوی بعد از عملیاتها یا تهاجمات نافرجام این گروه اعلام کرده بود که ما پذیرفته بودیم سه برابر این کشته بدهیم و در آنصورت بازهم برای ما صرف داشت؛ و البته صرف و سود این کشته ها آنموقع حمایت بیشتر صدام بود. اما امروز مجاهدین مدعی هستند که ارتش عراق به آنها حمله کرده ؛ ساعت سه یا چهار نیمه شب به وقت محلی ؛ ادعایی عجیب که حتی شواهد هم آن را تایید نمیکند ؛ محل درگیری بین دو تا سه کیلومتر با محل استقرار و استراحت اعضای کمپ اشرف فاصله دارد و اگر آنها بقول مجاهدین با زرهی حمله کرده بودند این فاصله را میتوانستند در چند دقیقه طی کنند، مجاهدین همه کلاه خود و دوربین فیلم برداری و ساچمه زن دارند یعنی همان نیمه شب برای درگیری آماده بوده اند. ترتیبات پخش برنامه ماهواره ای از اروپا و انتقال فیل که حداقل همیشه در این موارد از یک روز قبل باید اتخاذ میشد به خوبی اتخاذ شده بود و فیلمها تقریبا بلافاصله برای پخش آماده شده بود. باوجود همه ملاحظات در فیلم برداری بازهم سنگ پرانی آنها و حمله با بیل و ساچمه زن در همان فیلم هایی که خودشان از صحنه تهیه کرده اند قابل مشاهده است ؛ در این درگیری ها مجاهدین مجروحینشان را نه برای درمان که برای تبلیغات و فیلم برداری منتقل میکنند. صحنه تنفس مصنوعی خفه کننده به مجروحی که ازناحیه پا مجروح شده است و پشت وانت در حال انتقال است بخوبی نشان میدهد که صحنه فقط برای فیلم برداری آماده شده حتی اگر منجر به کشته شدن زخمی ها بشود ؛ لابد به قول مسعود رجوی صرف و سودی برایشان دارد. همزمان مجاهدین صحنه دیگری را هم برای فیلم برداری و مطرح شدن تدارک دیده اند ؛ کنفرانس مطبوعاتی برای غالب کردن یک مرکز صنایع تهیه و برش قطعات بعنوان سایت هسته ای ؛ و البته هواداران رو به افول این گروه هم دستور گرفته اند که بلافاصله در شهرهای مختلف اروپا در اعتراض به کشته شدن افراد کمپ اشرف اقدام به تظاهرات و جلب توجه نمایند و البته سازمان مجاهدین امید بسته بود که خون این اعضا برای به خیابان کشاندن هواداران و بیشتر کردن آنها انگیزه کافی را ایجاد کند. بررسی نحوه مرگ افراد و کالبد شکافی پزشکی قانونی بررسی و تحقیق از تک تک افراد مستقر در این کمپ بدون شک به روشن شدن حقیقت کمک زیادی خواهد کرد. چیزی که سازمان از آن وحشت دارد جمع شدن سیاح و سیم های خاردار اطراف قرارگاه است یعنی یکی از عواملی که مجاهدین توانسته اند با آن فرقه خودشان را شکل بدهند. بجای چشم و گوش بسته محکوم کردن بیایید برای کشتار و قتل عامی که مجاهدین تدارک دیده اند فکری بکنیم. چرا مجاهدین اصرار دارند سه هزار نفر را در عراق نگاه دارند و با تمام قوا مانع خروج آنها به کشورهای آزاد می شود. مجاهدین میدانند که خروج این افراد مساوی با لو رفتن جنایات و نابودی کامل آنها خواهد بود. آنها ترجیح میدهند که با به کشتن دادن آنها (همه آنها) پرونده اشرف را راز آلود و غم بار و البته مظلومانه ببندند تا خود بتوانند بر جنازه آنهایی که به کشتن داده اند بگریند.کاری که با درگیریهای اخیر و تحریک نیروهای عراقی مقدمه اش را چیده اند. این چیزی است که باید محکوم کرد.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا