اسیران اشرف

زندگی بدون آزادی، جسمیت بی روح در فرقه رجوی

ما به بلوغ سیاسی و اجتماعی رسیده ایم دیگر فرق بین بد و خوب را می توانیم تشخیص بدهیم. ولی رهبران مجاهدین و سران پادگان اشرف، خصوصا در هشت سال اخیربعد از سرنگونی دولت سابق عراق (صدام حسین) سعی دارند و تلاش کرده اند اعضا فریب خورده فرقه را گمراه و گمراه ترکنند تا به کشتن دادن تک تک ناراضیان و درگیر کردن انها با نیروهای عراقی باصطلاح بهره سیاسی ان را ببرند،از طرفی از دست ناراضیان راحت میشوند و از طرف دیگر خودشان را به در میبرند. وهدفشان این است که عنوان بکنند پادگان اشرف حق است و برای ازادی جامعه ایران میجنگد و دارد بهای این ازادی را میدهد و از طرف دیگر میگویند که مجاهدین دمکراتیک هستند و ازادی دارند.
ولی بنده که به مدت پانزده سال در پادگان اشرف بودم دریغ از ازادی دریغ از دمکراتیک، هر چه دیده ام تنه، بی عدالتی، و افراد انجا از کوچکترین امکان یک انسان معمولی برخوردار نبودند.
ما می دانیم که خصوصا در این هشت سال اخیربیشترین فشار بر اعضای ناراضی بوده است و ما بایستی با در میان کشیدن پای سازمانهای حقوق بشری به کمپ اشرف و درست کردن فضای دور از سران اشرف، با انها صحبت شود تا تصمیم خود را بگیرند و ازادانه و دور از تشکیلات جهنمی مجاهدین حرفشان را بزنند.
یک سوال:آیا وقتی در پادگان اشرف نفراتی خود کشی میکنند، باز هم پای عراقی ها در میان است. نه من خودم مدتها از نزدیک با ان نفرات بودم انها هیچ گناهی نداشتند فقط یک حرف داشتند اینکه بگذارید دنبال زندگی معمولی خودمان برویم،ما دیگر تحمل تشکیلات جهنمی شما را نداریم. بعد مسئولین در رسانه های خود با روی بسیاری که دارند،و با کمال بیشرمی اعلام می کنند که فلانی و فلانی بر اثر فشارهایی که بر کمپ اشرف بود از طرف دولت عراق دست به خود کشی زدند، حتما اینجا یکی از نیروهای عراقی باعث خودکشی فلانی و فلانی شده!! برای من که یکی از اعضای سابق و الان جدا شده ویک شخص معمولی که به دنبال زندگی خودم هستم و مخالف با تشکیلات و سیاست و استراتژی مجاهدین، هم خوشحال کننده است و هم دردناک؟؟!!
خوشحال کننده است، چون سران فرقه تا این حد احمق هستند، که می پندارد، مردم این چرندیات را باور می کنند و دردناک است چون دوستانی که سالیان با هم بودیم و انها هم به نحوی مثل من گول مجاهدین را خورده بودند الان دیگر وجود فیزیکی ندارند.
وقتی که ما مخصوصا در ماه های اخیر شاهد به کشتن دادن اعضا، با درگیر کردن انها با نیروهای عراقی، توسط سران فرقه هستیم برای ما ناراحت کننده است و هر انسان ازاده و شریف این عمل را محکوم میکند، در این مورد هم می بینیم که رهبران و مسئولین با بی کفایتی خود و با کمال پررویی این عمل را به گردن نیروهای عراقی می اندازند. یک نکته قابل توجه: من در اینجا بهتره که اشاره کنم سو تفاهمی به وجود نیاد قصد من خدای ناکرده طرفداری از نیروهای عراقی نیست بلکه با نوشتن جملات قصد دارم تناقض حرفهای گروه را که در رسانه ها اعلام میکنند برجسته بکنم. وقتی که مجاهدین با نیروهای خود این چنین می کند وبه کشتن میدهد، خدای ناکرده فردا روز پایشان به سر حکومت برسد، قطعا تمام مردم را به زندان می اندازند و عده ای هم اعدام میکنند. مشکل اصلی و اساسی رهبران فرقه و مجاهدین این است که خط مشی انها و شعاری که داده اند در قرن امروزی جوابگو نیست و خط انها با شکست مواجه شده است و انها به انتهای خط رسیده اند و در شرایط کنونی برای نجات از این بحران دست به هر خار و خاشاکی میزنند و دیگران را مقصر به حساب میاورند و مشکلات را به گردن دیگران میاندازند. اصلا به این موضوع فکر کرده اید که مسعود رجوی، یک شب ایشان به این فکر بیفتد که مطرح کند که به من وحی شده که باید دولت فعلی عراق را سرنگون کنم، چه می شود؟؟
چون ایشان خود را جانشین امام زمان می داند و در هر کجا که به نفعش باشد، خرافه هم می گویند و در نشستهای درونی هم برای اعضا خط سرنگونی دولت عراق را ترسیم کرد. در مقوله ی تروریسم، جامعه جهانی مجاهدین را شناخته کما اینکه در لیست سازمانهای تروریستی قرار دارند، اگر بیش از این دست به حماقت بزنند، سند نابودی خود را توسط دولت وقت، امضا کرده و جان تمام اعضا را به خطر می اندازد و انها را به کشتن میدهد. وقتی رهبری مجاهدین دستور به کشتن دادن اعضا را غیر مستقیم و با حرفهای شیک توسط ستونهای باصطلاح تشکیلات به گوش انها میرساند و انها را به کشتن میدهد، دیگر مردم و دیگر اعضا برایش ارزشی قائل نمی شود و مردم و دیگر اعضا می دانند که هر چه می گوید دروغ و یاوه است. زندگی بدون آزادی، جسمیست بی روح و آزادی بدون اندیشه، روحیست سرگردان تا هست نفس، تلاش باید کرد. مردیم! چرا تابع نامرد شویم؟ سعید ناصری

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا