رجوی های خونریز کماکان راه را بر خروج مسالمت آمیز اسیران از اشرف می بندند

رجوی های پلید که همچون ضحاک مار بدوش فقط بدنبال خونریزی، خانه خرابی، جنگ و خونخواری هستند بعد از صحبت های اخیر سفیر آمریکا در عراق مبنی بر زمینه سازی جهت خروج بدون خونریزی اسیران اشرف از آنجا و انحلال فرقه، وقتی دیدند موضعگیری به نفع شان نیست برخلاف عادت همیشگی خود که برای هر کاهی آنقدر اطلاعیه می دهند که کوه بشود، ابتدا چند روزی را در سکوت گذراندند تا ببینند فرجی می شود یا نه و وقتی دیدند که تمام طرف های ذیربط اعم از خانواده های اسیران اشرف، دولت عراق، دولت آمریکا، صلیب سرخ و… یک صدا شده اند که باید اشرف تخلیه شود در اطلاعیه شورای باصطلاح ملی مقاومت خود و از زبان مریم قجر بعد از چند روز به نوعی جواب صحبت های سفیر آمریکا را دادند. البته آسمان به ریسمان بافتن های آنها همانطور که انتظار می رفت چیزی جز این را در بر نداشت که می خواهند راه را بر هر نوع همکاری بسته و کار را به خونریزی بکشانند اما چون از آمریکا می ترسند، تمام تلاش خود را بخرج دادند تا در این اطلاعیه به ساحت مقدس این امپریالیسم و سمبل استثمار دیروز که امروز بدلیل وطن فروشی و جاسوسی های خود انتظار ناجی گری از او را دارند برنخورد.
مریم قجر که با روشی من در آوردی و خارج از هر چارچوب دمکراتیکی خود را باصطلاح رئیس جمهور مادام العمر می داند!!! در قسمتی از پیام خود با تکبر رجوی گونه خود را به حداکثر رسانده و می گوید:
« مسأله اشرف…، آزمایشگاه همان ارزشهای جهانشمولی است که پرزیدنت اوباما خود را به آن متعهد کرده است. اشرف یک شاخص است که مردم ایران با آن قضاوت می‌کنند آمریکا در طرف کیست؟»
اولا باید گفت که اشرف یک نقطه تاریک در تاریخ ایران و عراق است.
دوما مگر آقای اوباما رئیس جمهور همان آمریکا نیست که آنرا قبلا با عنوان « امپریالیسم جهانخوار » نام برده و می گفتید « جز اسارت یا نبرد هیچ رابطه ای بین خلق و امپریالیسم وجود ندارد » حالا چطور شد که رئیس جمهور آمریکا مبشر ارزشهای جهان شمول شده است؟ رابطه فرقه با آمریکا چیست؟ در نبرد با آن هستید یا با ذلت اسیر آن شده اید؟
سوما در جریان مسائل بوجود آمده در انتخابات 1388 بهتر از همیشه مشخص شد که فرقه رجوی جائی در بین مخالفان نداشت چه رسد به اینکه در بین تمام مردم ایران جایی داشته باشد و اشرف شاخصی باشد که با آن آمریکا را بسنجند!!! مردم ایران شما را با جاسوسی ها و وطن فروشی هایتان می شناسند.
وی در بخش دیگری از این پیام چنین گفت:
« نیروهای آمریکایی با تک‌تک ساکنان اشرف توافقنامه امضا کردند که تا تعیین‌تکلیف نهایی، حفاظت آنها را برعهده خواهند داشت.»
این تعیین تکلیف نهایی کی و چگونه اتفاق می افتد؟ منظور او از این کلمه غیر از این نیست که هر وقت و به هر شکل که او و شوهر جلادش مشخص کنند؟ وگرنه تمام طرف های درگیر در این موضوع زمان و چگونگی کلی این تعیین تکلیف را مشخص کرده اند. علاوه بر این شما اگر نگران حفاظت جان ساکنان اشرف هستید پس چرا به آنها اجازه نمی دهید بصورت انفرادی درخواست پناهندگی بدهند تا مشکل برای همیشه حل شود؟
چرا مانع از تعیین تکلیف نهایی برای اشرف می شوید؟
چرا همیشه راه را بر تعیین تکلیف شدن می بندید و به بهانه های واهی هر مذاکره ای با دولت عراق را به بن بست می کشانید؟ غیر از این است که قصد دارید تا همه اسیران اشرف را به کشتن بدهید؟
وی در بخش دیگری از این پیام به زنان اسیر در اشرف اشاره می کند:
« نزدیک به ۱۰۰۰زن از ساکنان اشرف بارها طی نامه‌ها و طومارهای جداگانه… فقدان امنیت… را با وزیر خارجه و دیگر مقامهای آمریکایی در میان گذاشته‌اند. »
باید گفت بدلایل مختلف رجوی ها خود نابود کننده امنیت و آسایش زنان هستند.
اولا وضعیت زنان در مناسبات فرقه ای در اشرف اسفبار تر از مردان است اگرچه در ظاهر مسئول ترند و ریاست با آنهاست اما به همین دلایل، کنترلی که از جانب رجوی ها و سران بالای فرقه به آنان اعمال می شود بسیار بیشتر است.
دوما چگونه است که هنگام ننه من غریبم بازی جان این زنان عزیز می شود اما در درون مناسبات فرقه آنها را تهدید می کنید که اگر جدا شوند حکم شان مرگ است؟ افشاگری های خانم ها بتول سلطانی، مریم سنجابی و زهرا میر باقری که اعضای شورای رهبری مجاهدین بودند را بخوانید. هر زنی از شورای رهبری که بخواهد از فرقه جدا شود مورد شدیدترین آزارهای روانی و حتی شکنجه شدید جسمی قرار می گیرد.
سوما اگر این زنان و شخصیت شان و ناموس شان برای فرقه مهم هستند چرا خانواده همه آنها را از هم پاشید؟ چرا آنها را از فرزندان شان جدا کرد؟ با چه مجوزی رجوی اعلام کرده بود که همه این زنان در حریم او هستند؟! بر اساس کدام آئین و شرعی رجوی کثیف در بحث های بند ب باصطلاح انقلاب گفت که مردان باید به او امضای معاصی با همسران شان را بدهند؟!
در بخش دیگری از این پیام مریم قجر می خواهد با فریب مظلوم نمایی کند:
« نیروهای آمریکایی که در فاصله ۱۴ تا ۱۸ فروردین ۹۰ در اشرف حضور داشتند، در شبانگاه ۱۸ فروردین ساعتی قبل از حمله‌یی که در ساعت ۴ و ۴۵دقیقه بامداد ۱۹فروردین شروع شد، اشرف را ترک کردند. »
البته او عامدانه فراموش کرده که در همین پیام گفته است که عراقی ها حفاظت اشرف را در تاریخ 2 اسفند 1387 از آمریکایی ها تحویل گرفته اند و بنابراین حضور آمریکایی ها دیگر موضوعیتی نداشت. او همچنین به این موضوع هم اشاره نمی کند که چرا نیروهای آمریکایی در تاریخ 14 فروردین به اشرف رفته اند تا دلیل خروج شان در تاریخ 18 فروردین مشخص شود. آنچه از اطلاعیه های قبلی خود فرقه بر می آید گویا در این تاریخ آمریکایی ها به همراه هیاتی از دولت عراق مشغول مذاکره با فرقه بوده اند اما چون فرقه مذاکرات را به بن بست کشاند، حضور آنها در اشرف دیگر موضوعیت نداشته و از آنجا خارج شدند.
و باز فریبکارانه چنین ادامه می دهد:
« همسایگان اشرف و کارگران محلی که بیش از ۲۰سال به اشرف رفت‌وآمد داشتند، از ورود به اشرف و حتی نماز خواندن در مسجد اشرف ممنوعند »
اولا او باز هم فراموش کرده که اشرف یک پادگان نظامی بود که تا شعاع چند کیلومتری آن هیچ کس حق تردد نداشت. در فاصله تقریبی 2 کیلومتری از غرب اشرف، جاده اصلی بغداد – کرکوک قرار دارد و فاصله بین جاده تا قرارگاه بیابان است. در شمال قرارگاه تا شعاع چند کیلومتری زاغه های مهمات قرار داشت که صدام آنها را به رجوی داد. زمین های زراعتی شرق و جنوب قرارگاه را هم صدام بدلیل وطن فروشی های رجوی، به او هدیه داد تا زرهی های فرقه در آنجا مانور کنند و در جایی که زرهی تردد دارد مشخص است که کسی زندگی نمی کند.
دوما او از جمله « بیش از 20سال » استفاده کرد تا خیانتش در زمان جنگ صدام علیه ایران و اینکه اشرف در زمان جنگ (یعنی 26 سال قبل) از طرف صدام به رجوی داده شد را بپوشاند.
سوما چگونه است دولت عراق در زمان صدام حق داشت پادگان نظامی را در اختیار یک نیروی مسلح قرار بدهد اما دولت امروز عراق حق ندارد آن را از این نیرو بگیرد؟!
چهارما در اشرف مسجدی وجود نداشت و موضوع مسجد به بعد از سرنگونی صدام و زمانی بر میگردد که رجوی ها برای ایجاد تفرقه در بین مردم عراق و سوء استفاده تبلیغاتی از برخی از آنان، آنها را با وعده های مالی و دادن غذاهای چرب و گرم به اشرف می آوردند (البته با کنترل شدید روی اعضا تا مبادا کسی غیر از افراد مشخص شده با اهالی تماس بگیرد یا در پوش اهالی از اشرف فرار کند). رجوی می دانست مردم عراق نماز خواندن در محلی که مسجد ندارد را درست نمی دانند، بنابراین برای فریب آنان یک شبه دستور برپایی مسجد را داد.
وی در بخش دیگری از پیام خود ضمن سوز و گداز از فرار پیاپی افراد از اشرف و افشاگری های کوبنده آنان بخصوص زنان شورای رهبری و همچنین نشان دادن عمق وطن فروشی و نوکری برای صدام می گوید:
« وزارت دفاع عراق که در تاریخ این کشور، کانون افسران استقلال طلب و میهن‌پرست بوده است…، به یک ویترین حقیر و نمایشگاهی برای بنجل‌ترین اجناس و مزدوران اطلاعات برای یاوه سرایی و لجن‌پراکنی علیه مجاهدین تبدیل شده است. »
وی که از افشاگری های افرادی که موفق به فرار از زندان مخوف اشرف شده اند به شدت تحت فشار است همچون همیشه با فرافکنی و دادن القابی که در شان خودش و همسر سوراخ موش نشینش است قصد دارد بر جنایت های انجام شده در اشرف سرپوش بگذارد.
وی همچنین با وقاحت تمام افسران حکومت صدام دیکتاتور را استقلال طلب و میهن پرست می نامد!!! در قاموس رجوی ها استقلال طلب یعنی نوکری برای صدام و مهین پرست یعنی کسی که جنگ طلب و سرکوبگر باشد.
اما فراتر از همه نکات گفته شده، این موضوع در این پیام عیان است که رجوی ها هرگز خواهان حل مسالمت آمیز مسئله اسیران اشرف نبوده و نیستند و حتی حالا که بهانه از دست شان گرفته شده و نیروهای غیر عراقی همچون دولت آمریکا و صلیب سرخ جهانی هم وارد موضوع شده اند باز با تمام توان دنبال کارشکنی بوده و جلوی هر راه حلی ایستاده اند و قصد دارند به هر قیمت اسیران اشرف را به کشتن بدهند.
جالب آنکه این اطلاعیه از سوی شورای باصطلاح ملی مقاومت صادره شده که متشکل از تعداد معدودی افراد پول پرستِ خارجه نشین است که در ازای دریافت مبالغ هنگفت از رجوی ها از آنها حمایت می کنند. اینان در حالی در این اطلاعیه راه را برای خروج اسیران اشرف می بندند که فرزندان خودشان با پول های اهدایی رجوی ها در بهترین شرایط در اروپا یا آمریکا مشغول زندگی یا تحصیل هستند و هیچ کدام شان در اشرف نیستند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.