پیام بهزاد علیشاهی خطاب به اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق

سلام به همه شما اعم از اعضا، هواداران تشکیلاتی و در ارتباط و یا هواداران ساده سازمان مجاهدین خلق. حتمأ همه شما مرا میشناسید چه زمانی که برنامه های مرا در سیمای آزادی تماشا میکردید و خنده برلبانتان مینشست و چه زمانی که خبر عملیاتهایم در ایران را میخواندید و چه امروز که فحش میدهید و تهدیدم میکنید.همه پیام من به شما در چهارکلمه این است که” فکر کنید آنگاه بپرسید” سازمان مجاهدین با بسیاری ترفندها نمیگذارد شما فکر کنید با عمده کردن تضادتان با جمهوری اسلامی، با تهمت به بقیه و مزدور خواندن آنها و بامظلوم نمایی وبه رخ کشیدن شهیدان و اسیرانش، با رابطه های عاطفی با تحریک احساساتتان و صدها شیوه دیگر ؛ فارغ از اینهمه شما باید بیندیشید و فکر کنید به همه چیز حتی به سازمان و رهبریش. سازمان مجاهدین و رهبریش از شما در خارج کشور برای اسارت و به مرگ کشاندن دوستانتان و دوستانمان در اشرف سواستفاده میکند ؛ از نظر رهبری سازمان نقطه مثبت شما این است که از نزدیک اشرف را ندیده اید و یا بسیار کم دیده اید و با جنایات و فجایعی که سازمان در آنجا پدید آورده آشنایی کامل ندارید، قبول کنید که کسی از نزدیک با قربانی در تماس نیست راحت تر میتواند عامل دست جنایتکاران شود، کما اینکه کسی که بمباران میکند در برابر فرمان بکش مطیع تراست از کسی که چاقو به دست دارد. شما در خارج کشور در خانه و خانواده خودتان با امکانات کشوری که در آن هستید ؛ زندگی میکنید، دوستان خودتان را دارید و تفریحات و علاقه مندی های خودتان، با وابستگانتان در تماسید و تلفن و اینترنت و رادیو و نشریه در اختیار دارید، چیزی که اسرای اشرف نشین از آن محرومند و شما با کمک به این سازمان عملا به اسارت آنها کمک میکنید. هیچوقت به خودتان جرأت داده اید که بپرسید چرا سازمان به اشرف نیاز دارد؟ آیا واقعا برای جان اشرف نشینها ارزشی قائل است؟ چرا هیچوقت تلاش نکرده آنها را به اروپا و آمریکا انتقال دهد؟ یا لااقل درخواستی در این باره نکرده؟ هیچوقت از خودتان پرسیده اید که چرا مسعود رجوی مخفی شده است؟ مگر مسعود رجوی نبود که موقع آزادی از زندان شاه گفته بود: بعنوان یک مجاهد ناچیز و به اقتضای وظیفه انقلابی و انظباط تشکیلاتی خود را آماده کرده بودم تا ناچیزترین سرمایه خود را یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ تقدیم کنم تا پیرو صدیقی برای قهرمانان ملی و رزمندگان بزرگواری باشم که با جانبازی و نثارخون خود ثابت کرده اند که خلق ما تصمیم قطعی را برای نجات خویش گرفته است.حالا چه شده که برای حفظ این سرمایه ناچیز مخفی شده؟ البته ناگفته نماند آن حرفها هم مربوط به زمان آزادی وگرنه درزندان چه گذشته بماند. دوستان اگر مخفی شدن مسعود رجوی برای حفظ جان نیست برای چیست؟لااقل این را بپرسید! چرا مریم رجوی اشرف را ترک کرد و فرار را بر ماندن در اشرف به همراه رزمندگانش ترجیح داد؟ البته که شما اخلاقأ نمیتوانید این سئوال را از مریم رجوی بپرسید چرا که خودتان هم در دنیای آزاد به سر میبرید و تمایل ندارید به اشرف بروید. مگر مسعود رجوی در پیامش به اشرف نشین ها در آخر فروردین هشتاد و نه، نگفت که هر نفسی که از مرگ بگریزد حرام است؟ نمیخواهید بپرسید مسعود رجوی چند بار از مرگ گریخته؟ زندان شاه، فرارش از ایران وفرارش به کرات از اشرف و مخفی شدن امروزش؟. چرا هیچوقت نمیپرسید سازمان مخارج اینهمه تبلیغات وپروپاگاندا را ازکجا میاورد؟ مگر نه اینکه پول گرفتن وابستگی هم دارد؟ شما باور میکنید اینهمه خرج از پول جمع کردنهای سیمای آزادی باشد؟ اگر پولی به شما میرسد و نمیخواهید بپرسید و خوب نیست که بپرسید پولها از کجا میایند، لااقل بپرسید چطور تا بحال نشده با این همه پول یک تظاهرات یا یک آکسیون یا حتی یک شعار نویسی درست و حسابی نه فتوشاپ یا یک برگه چسبانده شده توی باجه تلفن در ایران ترتیب دهند. چرا برای نشان دادن حمایت مردمی در ایران یک روز را به اسم روز مجاهدین یا روز ریاست جمهوری مریم رجوی اعلام نمیکنند که مردم به تظاهرات بیایند، باور کنید اگر یک عصر تابستانی اعلام کنند که مردم برای حمایت از مجاهدین در تهران در خیابان ولی عصر قدم بزنند، آنروز و آن عصر خیابان ولی عصر خالی ترین خیابان جهان خواهد شد اگر فکر میکنید اینطور نیست چرا به سازمان این پیشنهاد را نمیدهید؟ تا لااقل من یکی شرمسار سازمانتان شوم چرا از سازمان نمیپرسید اینهمه که از مردمسالاری دم میزنند چرا هیچکدام از سایت ها و وبلاگهای این سازمان بخش نظرات باز و آزاد ندارند؟ چرا با هیچکس حاضر به بحث و مناظره نیستند؟ چرا همه را با تهمت و تهدید سرکوب میکنند؟ چرا به کسی جواب نمیدهند؟ چرا پاسخگو نیستند؟ میشود از این اعمال و سکنات دمکراسی زاده شود؟ بقول خودشان افعی کبوتر میزاید؟ چرا از سازمان نمیپرسید اگر اینهمه عاشق جدایی دین از دولت هستند، چرا اسم دولت آینده را که جمهوری دمکراتیک اسلامی گذاشته اند رسمأ تغییر نمیدهند و پسوند اسلامی را برنمیدارند؟ چرا سازمان گذشته اش را تا بحال نقد نکرده است؟ چرا حاضر به تعامل و همکاری با هیچکس و هیچگروهی نیست مگر اینکه آن شخص و آنگروه مثل قصیم و سامع و هزارخانی صدبار مجیز مسعود و مریم را بگویند و زیر چتر سازمان فقط مواضع سازمان را تائید و تبلیغ کنند و بقول مهوش سپهری قبل از هرکاری در اشرف برقصند. اینکه مهوش سپهری کجاست را هم میتوانید جزء سئوالاتتان بپرسید. چرا نمیپرسید چطور است سازمان همه جداشدگانش را مزدور جمهوری اسلامی مینامد؟ با کدام مدرک و سند؟ چطور کسی که بیست سال با جمهوری اسلامی جنگیده یکشبه میتواند مزدور جمهوری اسلامی شود و مامور وزارت اطلاعات؟ وزارت اطلاعات خود سازمان آیا کسی را که نه بیست سال بلکه فقط چند مقاله علیه سازمان نوشته باشد حاضر است بعنوان مامور و مزدور استخدام کند؟ چرا از سازمان نمیپرسید البته شاید مصالح شما اجازه ندهد که بپرسید که اگر طلاق اجباری و ممنوعیت رابطه جنسی و غسل هفتگی و عملیات جاری درست است و شایسته چرا فقط برای اشرف نشینان است ونه برای همه هواداران و شما که سئوال میکنید؟ سازمان مجاهدین اشرف نشین ها را با فعالیت های شما و شما را با سخنرانان خارجی و سخنرانان خارجی را با پول فریب میدهد و پول را با به نمایش گذاشتن شما و اشرف نشین ها و سخنرانان خارجی از طرف حسابهایش میگیرد. پرسیدن حق شماست. بپرسید! اگر سازمان و رهبری سازمان پاسخ دادند و قانع شدید ایمان شما به سازمان محکم تر خواهد شد و اگر در مقابل این پرسش ها و کمتر از آن شما را هم مزدور و مامور خواندند،یقین حاصل خواهید کرد که از این سازمان و رهبریش کبوتر زاده نخواهد شد و هر تلاشی در این راه بر علیه دمکراسی و مردمسالاری و پیشرفت است. امتحان کنید.بپرسید!

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.