فرقه گرایی مجاهدین

گروه مجاهدین یک فرقه است

برگرفته از کتاب مجاهدین خلق در آیینه تاریخ ضرب المثلی فرانسوی می گوید:چیزی طاقت فرساتر از راز نیست. آیا این طنز می تواند توضیح دهدچرا ما از آگاه شدن از رازی به هیجان می آییم.اما نگه داشتن همین راز برایمان عذابی دردناک است؟!
طی قرون متمادی افراد بسیاری به شوق رازداری و به دنبال هدفی مشترک و گاها بر اساس گمانه زنی، خود را در دامن گروه هائی زیرزمینی و سری انداخته اند.
حفظ اسرار برای اعضای این جریان ها حالتی هیجان انگیز دارد. مراسم عضویت با ماهیت اسرار آمیز خود، حالت عاطفی شدیدی در اعضاء به وجود می آورد و حلقه رفاقت و وحدت را بین ایشان تقویت می کند.در اعضای گروه این احساس به وجود می آید که به گروهی تعلق دارند و زندگیشان هدفی پیدا گرده است.
این گروه ها از نظر سری بودنشای درجات مختلفی دارند.همانطور که دایره المعارف بریتانیکا اشاره می کند، گروه هایی “رازی در راز دیگر”نهفته دارند، بخصوص خطرناک هستند. این دایره المعارف در ادامه توضیح می دهد که اعضای رتبه بالا با استفاده از اسامی مستعار ویژه آزمایشات سخت ویا افشای اطلاعات می خواهند خودرا در طبقه ممتاز قرار دهند وبدین ترتیب افراد رتبه پایین را برای رسیدن به چنین مقامی تشویق به انجام کارهای ویژه ای می کنند.
واضح است که عضویت درچنین گروههایی خالی از خطر نیست.افراد رتبه پایین ممکن است پیش از رسیدن به مقامی که به آنان اجازه دسترسی به اطلاعات سازمان را میدهد، کاملا از اهداف اصلی ان سازمان غافل باشند اشخاص براحتی در تله گروههایی می افتند که تنها بخشی از اهداف و یا خط مشی آنها مشخص است وشاید همان بخش کوچک راهم کاملا برای شخص توضیح نمی دهند.اما افرادی که درگیر چنین گروه هایی شده اند، بعدها آزاد شدن ازبند آنها، برایشان مشکلات بسیاری به همراه می اورد، چون درواقع به صورت حلقه ای از زنجیر اسرار سازمان در آمده اند.
خطر سازمانهای سری بویژه وقتی جدی تر می شود که به دنبال اهدافی غیر قانونی وجنایتکارانه حتی موجودیت خود را هم مخفی نگه می دارند.یا اگر وجود سازمانی مخفی و اهداف کلی آن شناخته شده باشد. این سازمانها تاحد ممکن می کوشند اعضاء و یا اهداف سری کوتاه مدت خودرا مخفی نگه دارند.این موضوع بخصوص درموردگروههای سرسخت تروریستی که گهگاه با اقدامات تروریستی خود رعب و وحشت در دل جهانیان می اندازند، بهتر وبیشتر قابل لمس است.
در ماه مارس 1995گازی سمی در متروی شهر توکیوی ژاپن 12تن راکشت و هزاران نفر رامسموم کرد. فرقه ای مذهبی بنام ام شیزیکو(حقیقت اعلی) به صورت پنهانی گازی سمی به نام سارین را انبار کرده بود و سپس از آن گاز برای مقاصد مرموز خود استفاده کرد.
یک ماه بعد نیز انفجار بمبی یکی از ساختمانهای شهر اوکلاهامای امریکارا منهدم کرد که مرگ 167نفر را به دنبال داشت.شواهد امر نشان می داد که این حادثه به انتقام کشته شدن بیش از 80 تن از افراد فرقه مذهبی “برنج دویدین” در سال 1993بود که توسط پلیس امریکا انجام شده بود.
در اواخر سال 1995 در جنگلی نزدیک شهر گرنوبل فرانسه 17 جسد سوخته پیدا شد.این افراد از اعضای دسته “معبد خورشید”بودند. فرقه کوچکی که حتی در اکتبر 1994 به دنبال خود کشی ویا قتل 53 نفر از اعضای آن گروه اخبارشان در سویس و کانادا شنیده شده بود.
این فرقه های مذهبی به فراوانی در کشورهای جهان سوم نیز یافت می شوند. اهداف بعضی از این فرقه ها سیاسی است.به تعبیری ایشان تغییر نظام حاکم بر کشورشان را در برنامه دارند.شکل روابط درونی این فرقه ها شبیه بهم است.
درمقوله رهبری نیز این فرقه ها وجوه مشترکی دارند. البته برای رهبری این جریان ها مقوله سن و سال چندان تعیین کننده نیست. یک رهبر می تواند12 ساله باشد یا حتی 50 ساله!!
به عنوان نمونه می توان از دو برادر دوقلوی دوازده ساله نام برد که رهبر فرقه مذهبی/چریکی “ارتش خدا”در کشور برمه هستند. این فرقه شاخه ای ازگروه چریکی/ مسیحی “اتحاد ملی گارن” است که از ده ها سال پیش برای تشکیل حکومت خودمختار در این کشور با حکومت مرکزی می جنگد.
با وجود این که این دوبرادر”جانی “و”لوتر”قدشان از یک تفنگ ام 16 بلند تر نیست.ولی همه افراد این گروه که بالغ بر صد نفر هستند، هژمونی انها رادر بست قبول دارند.جنگجویان”ارتش خدا “به رحمت خدا وبعثت دوقلوها ایمان دارند. بخاطر موفقیت های نظامی ای که این گروه اخیرا کسب کرده است.افراد آن عقیده دارندکه با رهبری دوقلو ها آنها بدون تحمل شکستی پیش خواهند رفت.حتی چریکهای کهنه کار گروه “اتحاد ملی کارن”نیز دسته دسته به آنها می پیوندند.یکی از اعضای این این فرقه به نام “سوبیا” می گوید، “خدا این رهبران را فرستاده است تا کارنها نجات پیدا کنند. ”
این دو برادر دوقلو بر این فرقه رهبری(آتوریته) بلا منازع دارند. آنها به تنهایی در مورد زمان خوردن وخوابیدن و جنگیدن افراد فرقه شان تصمیم می گیرند.آنها مخالف شدید مصرف الکل و مواد مخدر در گروهشان هستند.هیچ کس اجازه ندارد با کسی دعوا کند.رابطه خواهر برادری بین همه آنها برقرار است. در مراسم مذهبی روزهای یکشنبه از این دوبرادر به عنوان مسیح دوباره زنده شده ویا فرستادگان خداوند نام برده شده. برایشان هورا کشیده می شود.
سازمان مجاهدین نیز ازاین قاعده مستثنی نیست.دردوران رهبری مطلق العنان رجوی،سازمان مجاهدین تبدیل به یک فرقه مذهبی/مافیایی شد که تمام ویژگی های این گونه فرقه ها را داراست. چند ویژگی عمومی این فرقه ها و ازجمله سازمان مجاهدین ازاین قرار است:
1 – این جریان دارای “رهبری “ای است که به کسی پاسخگو نیست وبه قوای ماوراءاطبیعه وصل است.
2 – تشکیلات فرقه تحت سیطره این رهبری،ویژگی ای بکلی سری دارد که درآن دیسیپلین بسیارشدید نظامی وسلسله مراتب ازبالا به پایین حاکم است.فرامین ازبالا بدون هیچگونه چون وچرایی صادر ودر پایین به همین نحو اجرا می شود.
3 – فرقه دارای ایدئولوژی ای است که به راحتی قادر است ماست سفید را سیاه جلوه دهد. درواقع دراین دستگاه امکان هرگونه دستکاری ای در بدیهیات وجود دارد.
این فرقه مذهبی،نقطه الهام فعالیت های خودرا خداورهبری سازمان میداند.رهبری را محور می شناسد.بقیه پدیده ها و ارزش ها و به ویژه انسان ها را با نزدیکی ودوری از رهبری خودش اندازه می گیرد.در همین راستاست که هر روز بیش ازروز پیش از خودش آغاز می کند و به خودش ختم می شود. به بنیادها وارزشهای کاذب دست می یازد.حقیقت را،حقیقت اعلی کشف بزرگ وبزرگترین دست آورد رهبری خود قلمداد می کند. انسان های خارج ازفرقه را موجوداتی گمراه که در دنیایی حیوانی اسیرند، تعریف میکند.
در فرقه مذهبی مسعود رجوی پنهان کاری سیاسی به صورت ضرورت حفظ خود شناخته میشود.وشوق راز داری،یک هنر و ارزش سازمانی تلقی می شود.اعضای فرقه جهت تشویق زیردستان خوداز نامهای مستعار استفاده میکنند.
آزمایشهای سخت ایدئولوژیک، کلید دوام این فرقه است. اعضای فرقه بنابه فتوای مذهبی رهبری خود حق ازدواج ویا ارتباط احساسی و عاطفی با والدین خود را ندارند. هر فرد به تنهایی بارهبر عقیدتی سازمان ارتباط ایدئولوژیک دارد. افراد باید اوامر رهبری را بدون فوت وقت وچون وچرا انجام دهند.
جوانان پرشور با احساس و ناآگاه ایرانی که بسیاری از اهداف و مقاصد پشت پرده فرقه برایشان روشن نیست.فرقه رجوی به دلیل شرایط نظامی به خود اجازه می دهد بسیاری از مسایل مالی سیاسی تشکیلاتی و… را به صورت اسرار سازمانی جلوه دهد ومدام در جعل اطلاعات بکوشد و در خفا زندگی کند. ازآنجا که این فرقه مذهبی معتقد به ولایت رجوی است به اعضای خود می قبولاند که رهبری فرقه هرشب با خدا راز و نیاز دارد و دستورات خدا را اجرا می کند و فقط به او آن هم در روز قیامت پاسخگوست.
فرقه جهت ایجاد ترس و وحشت در اعضاء و در همین راستا کنترل اعضای وفادار مراسم دادگاه های فرمایشی وتنفر اجباری از اعضای ناراضی را شب و روز تبلیغ می کند.این فرقه مذهبی بر خلاف فرقه های خطرناک دیگر مانند کوکلوس کلانها که به برتری نژادی معتقدند به برتری ایدئولوژیک بهایی فوق العاده می دهد.به همین دلیل افراد بیرون از فرقه را گمراه وقابل سرزنش و شماتت می داند. حتی در تبلیغات خود جهت ایجاد هراس دردل نیروها وبرای حفظ این نیروها منتقدین خود را خائن قلمداد می کند.که اگر در روزی روزگاری به قدرت سیاسی در ایران دست یافت (و این چشم انداز را بسیار نزدیک و روشن می بیند)ایشان را به اشد مجازات خواهد رساند.
با توجه به موارد بالا روابط درونی سازمان مجاهدین یعنی شیوه و نوع تنظیم رابطه بین افراد این تشکیلات با یکدیگرهمچنین با رهبری سازمان با روابط شناخته شده درونی فرقه های اکسترمیست دیگر تفاوتی ندارد.
تبدیل سازمان مجاهدین به یک فرقه خطرناک مذهبی طی یک پروسه طولانی انجام پذیرفت.با این پرانتز که پتانسیل این تبدیل و تبدل ها دردیدگاه جزم اسلامی / مارکسیستی این جریان ازهمان آغاز هم وجود داشت.اگر این وضعیت به شدت کنونی قابل دیدن نبود به دلیل عدم امکان ایجاد چنین روابطی در سالهای آغازین شکل گیری این جریان بود و نه بری بودن کلیت این جریان از این ایدئولوژی! در پروسه تا سیس این سازمان در نیمه اول دهه چهل خورشیدی این سازمان ابتدا اصل سانترالیزم دموکراتیک را با تاثیرگرفتن از سازمانهای رادیکال موجود در آن دوران به عنوان اصل اساسی حاکم بر روابط درونی خود بر گزید.
آگاهی زیادی در دست نیست که آیا این اصل تشکیلاتی در دوران مبارزه سازمان مجاهدین برعلیه رژیم شاه در درون سازمان واقعا اجرا میشده یا نه، ولی از سرفصل تلاشی سازمان در سال 1354 انشعاب این جریان به دو بخش مذهبی و مارکسیستی، چنین بر می آید که اصل “سانترالیسم دموکراتیک” تا این تاریخ یعنی ده سال پس از شکل گرفتن سازمان، هیچگاه در سازمان اجرا نمی شده است، به گونه ای که حتی اعضای انگشت شمار آن زمان سازمان هم درجریان درگیری های عقیدنی درون گروهی که منجر به تغییر ایدئولوژی سازمان شد، قرار نداشتند.!

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا