انجمن نجات خوزستان

نامه خانواده جلیلیان به برادر اسیرشان

نامه خانواده دردمند آذرجلیلیان خطاب به برادر اسیرش درفرقه رجوی مهدی (منت علی) که پس ازچندین بارمراجعه به کمپ اشرف وعدم ملاقات با اونوشته است. به نام خداوند جان وخرد کزین برتراندیشه برنگذرد.
برادرعزیزم مهدی گلم، سلامی به گرمی آفتاب سوزان خوزستان به روی ماه توعزیزم.
امیدوارم که در پناه پروردگار یگانه در کمال سلامتی و تندرستی و شادکامی باشی. مهدی گلم، من خواهرت هستم. خواهری که روزگاری بی نهایت به او وابسته بودی، ولی حالا سالهاست که خواهرت را فراموش کردی وسراغی از او نمی گیری. ولی من در تمام این سالها حتی یک لحظه از یاد تو غافل نبودم. و با خاطرات خوش دوران کودکی و نوجوانی که با تو برادرعزیزم داشتم روزها و سالهای سخت و دردناک دوریت را سپری میکنم.
برادرم به خاطرداری که بخاطر ولخرجی های زیادم به من لقب پول آشام داده بودی؟ دلم برای پول اشام گفتنت تنگ شده. حتما با توجه به نکاتی که گفتم و همینطورخطم را که به خوبی می شناسی می دانی من، کدام یک از خواهرانت هستم. حتما خوب بخاطر داری که سالهای 83 تا 85 به اتفاق فردی به نام مهناز طاهری اصرار داشتید به اشرف بیایم و شمارا از نزدیک ببینم. حالا طی دوسال گذشته من برای دومین بار و مادرمان برای چهارمین بار به عراق و اشرف برای دیدنت آمدیم. ولی دوستانت اجازه دیدار با تو را، به ما نمی دهند و می گویند من خواهر تو نیستم.
تو را به امام حسین قسم،خودت به کنار سیاج بیا و ببین من خواهرت هستم یا نه؟ برادرگلم، به خدا قسم دلم برای دیدن گل رویت پرپرمی زند و تشنه صدا و نفس گرمت هستم. برادرم عاجزانه التماس میکنم برای چند دقیقه هم که شده به کنار سیاج بیا تا چشمان من و مادربه دیدنت روشن شود. برادرعزیزم راضی نشو که دیدارمان به قیامت بیفتد. بیا که مشتاقانه در انتظارت هستم. بیا که خانه بدون عطر وجودت سرد و بی روح است. برادرم، داداش نازم، مهدی عزیزم، بیا که منتظرت هستم. بیا که شب فراق به سرآید و صبح پرامید از راه برسد.
خواهرچشم انتظارت

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا