دموکراسی و آزادی به روایت مریم قجر

سیمای موسوم به آزادی فرقه رجوی، طی روزهای اخیر خبر تجمع همه جانبه ای میدهند تا دوباره در ویلپنت پاریس تجمعی از افراد اجیر شده برای خود و فرقه رو به اضمحلالشان دست و پا کنند. تا بلکه به زعم خودشان آبرویی برای خود بخرند واندرباب حمایتهای مردمی خودی نشان بدهند. و برای کشورهایی مثل آمریکا و فرانسه هم عرض اندامی کرده باشند.
البته این توهمات دن کیشوتی سران فرقه، از سی سال پیش به مناسبت سی خرداد ادامه داشته است.هر بار هم با شعار مردم فریبانه ای آنرا اجرا میکنند. وجه مشترک وهمیشگی این تجمعات، سخنرانی بی محتوای مریم قجر و دعوت از یک سری نمایندگان فسیل شده مجالس و مقامات دولتی بازنشسته ای که توسط دلالان فرقه خریداری شده اند میباشد.
سالهاست که ما شاهد خیمه شب بازیهای مضحک هواداران فرقه تروریستی، درجای جای جهان هستیم.اینبار مریم قجردر ویلپنت فرانسه به صحنه آمده است. او اینبار نیز مثل همیشه شیادانه و با عنوان کردن شعار دفاع از آزادی و دموکراسی درایران و دفاع ازساکنین اشرف و ترانزیت لیبرتی با گردآوری سیاهی لشکرو مزدوران جیره خوار، جهت کسب وجهه و آبروی از دست رفته اش، سعی در وارد کردن این نیروهای وارفته به این صحنه خیمه شب بازی نموده است. مریم قجردر این گردهمایی تلاش خواهد کرد تا با سفید کاری و جعل واقعیتهای محرز درباره قربانیان اسیر درکمپ اشرف و لیبرتی بردرخواست ضدانسانی اش مبنی براختلال درروند جابجایی باقیمانده نیروهای مستقر در پادگان اشرف و به گروگان گرفتن آنان و سعی دراخاذی از مجامع بین المللی و حقوق بشری نماید و باردیگر به ناحق برای آینده این اسیران دربند تصمیم گیری کند تا همچنان سایه شوم تشکیلات جهنمی خود را بر سرقربانیانش دراشرف نگه دارد.تا مبادا قربانیان بتوانند از حقوق برحقشان که سالیان است ازآنها سلب شده برخوردارگردند. ترفند دیگرمریم قجر برای جلوگیری ازخروج اعضا اینست که آنها که سالیان درمناسبات خفقان وسرکوب وی به اسارت گرفتار شده اند، نتوانند با پا گذاشتن به دنیای آزاد با واقعیتها وماهیت فریب کارانه وی آشنا شوند و به سالها دروغ و فریب سران فرقه پی ببرند. چون از دید رجویها فضای باز و آزاد و بدون سانسور و کنترل و اطلاع از دنیای خارج برای قربانیان سمی مهلک به شمار میرود و دست خونریز و جنایتکارشان برای اعضای نگون بخت رو میشود.
غافل ازاینکه دیگر حنایشان رنگی ندارد وسخن ازآزادیخواهی و دموکراسی طلبی و حقوق بشر از زبان این عفریته مجسم تاریخ هر انسان آزاده ای را به خنده وا میدارد.
او در مورد آزادی زنان و لزوم رعایت حقوق آنها روده درازیها کرده و خواهد کرد، در حالیکه درزندان اشرف واقعیت سرسخت دیگری رقم میخورد. و اعضای قربانی آن از ابتدایی ترین حقوق انسانی و اساسی خود محرومند. به جرأت باید گفت که در زندان اشرف محرومترین اعضا،همانا زنان هستند و تشکیلات حاکم بر زنان بسا ضدانسانی تر وشدیدتر کنترل و اعمال می شود. که همه اینها ناشی از ترس سران فرقه از فرار اعضا می باشد واین دقیقا عکس شعارهایی بود که در مورد آزادی سرداده اند، وگوشها را کر کرده اند.
به یقین باید گفت که اینان هیچ اعتقادی به آزادی ودموکراسی، نداشته و ندارند. زیرا که اگر می داشتند ذره ای از آنرا در مناسبات ضدانسانی حاکم در زندان اشرف می دیدیم، که این ادعای رجویها هم مثل همه ادعاهای دیگرشان در باب دموکراسی وحقوق بشر، پوچ و عاری از واقعیت می باشد.
حال باید از مریم قجر پرسید چگونه میشود که شما، فاقد چیزی باشید واصلا اعتقادی به آن ندارید،میخواهید آنرا به دیگران عرضه کنید؟چرا این آزادی ودموکراسی را در مناسبات به غایت ضدبشری و اختناق آورتان درزندان اشرف ساری وجاری نمی کنید؟ پاسخ سربه نیست کردن معترضین به سرکوب تشکیلاتی،و ایجاد حصارهای ذهنی وعینی آنها درطی سالیان را باید چه کسی بدهد؟ محرومیت سالیان از ابتدایی ترین حقوق اساسی آنها یعنی تماس تلفنی وکسب اطلاع ازسلامت خانواده ها براساس کدام قانون توسط شما صورت می گرفته است؟ طلاق اجباری وجدایی فرزندان از پدران ومادرانشان،(به بهانه خود ساخته ای به نام، انقلاب ایدئولوژیک)، دشمنی وکینه عجیب وغریبتان با کانون گرم خانواده، شکنجه و زندان و خوراندن سیانور به کسانی که خواهان جدایی از فرقه هستند و اهرمهای ضد انسانی کیش شخصیت و تحقیرآمیز عملیات جاری و غسل هفتگی را چگونه می دهید؟؟؟
بی اختیار به یاد سالهای اسارتم در زندان اشرف، افتادم. زمانی که مریم قجر در مناسبتهای ساختگی از این دست وصحبتهای پر طمطراقی که درباره آزادی و دموکراسی میکرد و خود را سردمدار ونماینده بلامنازع و مدافع سینه چاک آن معرفی میکرد. کسانی که در تشکیلات رجویها به ماهیت این شعارهای عوامفریبانه و بیهوده و تکراری پی برده بودند،اما ازترسشان قادر به اعتراض یا حتی سئوال درباره محتوای این شعارها ازسران نبودند، فقط با حالت تعجب،نگاههای سئوال برانگیزی به همدیگر تحویل میدادند، که منظور مریم قجر از دموکراسی چیست؟ و دم ازکدام آزادی میزند؟ چرا ذره ای ازاین آزادیها و دموکراسیهای رنگارنگ دراشرف وجود ندارد؟ نگاههایی که برای هرفرد مسئله داری درمناسبات و تشکیلات قابل درک بود.
خانم قجر! همه ما میدانیم این شیادی وشارلاتان بازیهای شمادیگر هیچ دردی از دردهای لاعلاج شمارا درمان نمی کند، بلکه خیانت و جنایت درحق قداست کلمه آزادی به شمار می آید. قضاوت را به تاریخ می سپاریم وامیدواریم که هرچه سریعتر تازیانه تکامل برفرق فرقه منافق شما فرود آید و ازشمایان عبرتی بسازد که تا ابدالدهر ریشه اتان بسوزد و بخشکد. آمین
یوسف جرفی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.