مجاهدین بازیچه ای برای غرب

چرا مجاهدین از لیست سیاه خلق قهرمان ایران خارج نمی شوند؟

وقتی عراق در اشغال امریکا بود ومجاهدین هم توسط آنها خلع سلاح شده بودند یک مجله خارجی بنام بست باکس کام عکسی از یک سرباز امریکا که سوار بر الاغی بود واز روی آن سلاح خود را روی دیواری قرار داده و بسمتی نشانه رفته بود درج کرده بود درزیر آن جمله ی با مسمایی نوشته بود (می گویند امریکا در عراق از مجاهدین استفاده می کند).

در واقع خروج ازلیست امریکا وهرگونه استمالت و این قبیل تاکتیک های امریکا درقبال مجاهدین در راستای تصویر فوق است این را خود مجاهدین از هر کسی بهتر می دانند.
و اما امریکا هم خوب می داند و تلویحا هم در روشنگری پیرامون خارج ساختن نام فرقه ی رجوی از لیست سیاه توسط اعضای وزارت خارجه اش گفته بود که امریکا صرفا در راستای منافع خودش به شکل صوری مجاهدین را از لیست بیرون آورده. و درادامه به شکل غیر مستقیم گفته بود سگ هار را هم اگر زنجیرش کنید مجبور به کف کردن درجا وزمین کندن بی حاصل می شود.
واین ده سال هم مجاهدین بلاجبار و چون درمکانی محصور وحبس شده بودند مجبور به ترک اجباری ترور شده ولا غیر…
برای نمونه به محض خارج شدن از لیست، سگ های هار به دیپلماتهای ایران در نیویورک حمله ور شدند.
اما خلق قهرمان همان مردمی هستند که اکنون درایران هستند. یک روز رجوی مست قدرت، سلاح – زیر سایه ی ولی نعمت صدام – محیط وامکانات عراق می گفت، گل وگیاهی که درایران می روید هرچند زیبا و خوش بو باشد از نظر مجاهدین خیلی زشت و بدبو است چون درچهارچوب حاکمیت ایران است تا چه رسد به آدمهایی که درایران هستند وچون این آدمها به مجاهدین نپیوسته و رهبری مجاهدین را لبیک نگفته اند همه مزدور و خائن و مستحق مجازات انقلابی هستند.
رجوی با این دیدگاه مرزبندی و خط سرخ بین خود و مردم (خلق قهرمان) کشید و دشمنی را عملا درزیر چتر صدام رفتن با خلق قهرمان بنیاد گذاشت هرچند از قبل از سی خرداد 60 و قبل تر از آن هم مردم کشی را عملا انجام داده بود.
مردم دیدند که رجوی به صدام پیشنهاد بمباران و موشک باران شهرهای ایران را میداد وآدرس ها وکروکی های مناطق پرجمعیت را می داد تا مردم را به زیر فشار برده و از جنگ و عواقب آن به ستوه آورد و سپس با پیشنهاد دوم از صدام درخواست قطع موشک بارانها را میکرد تا اینگونه تمایلات غریضی مردم را به سمت خودش کانالیزه کند. اینها را خودش درنشست 5 روزه ی عید نوروز سال 1369 درجمع کل فرقه اش بیان کرد.
این استراتژی وتاکتیک از کسی برمی آید که چند قدم فراتر از صدام با ملت ایران ضدیت وخصومت داشته باشد. رجوی هرگز پشیمان دشمنی با خلق نیست، اما کادرها و اعضای قدیمی فرقه ی رجوی شب و روز حسرت می خوردند که چرا وارد این فاز شدند و راه بازگشتی برای خود باقی نگذاشتند.
کادرهای قدیمی فرقه ی رجوی براین باورند که هنگام پیوستن به این تشکیلات شاید حتی از رنگ قرمز هم می ترسیدند و وقتی از کنار جنگ و دعواهای طبیعی در جامعه عبور می کردند و چشمشان به چاقو و خون می افتاد تا مدتها شب درخواب کابوس می دیدند.
اما رجوی روز به روز و مقطع به مقطع آنها را به وادی های خطیر و برگشت ناپذیر برده و با سناریوها و تاکتیک های ضد انسانی دست آنها را به خون هم وطنانشان آغشته کرد و در یک نقطه ی دیگر هر عضو کادر تشکیلات به موجودی خونخوار تبدیل می شود واین برخلاف خواسته ی خود و از نقطه ی بیرون از او یعنی رهبری به وی تحمیل شده.
اکنون این افراد که لایه ی اولیه حول رهبری را تشکیل می دهند بین خود و خلق قهرمان یعنی ملت ایران فقط دریایی از خون می بینند ولا غیر. واین سیستم که سیستم حاکم و رهبری کننده ی فرقه ی رجوی است حمایت یک خارجی ولو فرد ناکارآمد وروانی هم که باشد بالاتر از حمایت ملت ایران می داند واین تئوری ذهنی از استراتژی تروریزم تراوش می کند چون آنها خودشان می دانند با خلق چه کرده اند وخوب هم می دانند هیچ موقع وهرگز از لیست سیاه خلق خارج نمی شوند.
رجوی دقیقا می داند که از هیچ لیستی خارج نشده بلکه تن به ذلت دیگری داده وخود را از ذلت صدام به ذلت امریکا انداخته وهمه ی این بوق و کرناها و جوسازی های توخالی حول خروج از لیست و جشن و سم برزمین کوبیدن برای سرپوش گذاشتن برشکست خفت بار ازدست دادن کانون تاریخی تروریزم وکانون استراتژی همه چیزشان یعنی اشرف است آنها می خواهند با این سروصداها فضایی را ایجاد کنند که نیروهای خودشان از این عقب نشینی و شکست استراتژیک 25 ساله غافل شوند و از طرفی هم به بقیه ی مدعیان وسیاسیون در خارج کشور تاوان پس ندهند چون رجوی گفته بود تنها نقطه ای که می شود علیه رژیم مبارزه کرد اشرف است و بقیه ول معطلند. حالا این استراتژی شکست خورده برای رجوی تاوان پس دادن دارد و بایستی پاسخ بقیه ی گروه های سیاسی را بدهد که طی دو دهه و اندی آنها را سوزانده و برمبارزه ی مسلحانه وآنهم فقط دراشرف، اصرار داشته.
فرجام سازمان تروریستی مجاهدین از حزب توده بد تر خواهد بود و روزی شاهد اعتراف علنی وحضوری رهبری فرقه خواهیم بود.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا