مریم رجوی، قاصدک جنگ در گشت و گذار به اسپانیا!

طی هفته گذشته مهمترین خبر سایتهای مجاهدین سیر و سیاحت مریم عضدانلو به اسپانیا بود. یادآوری کنم که پس از خارج کردن مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا، مهمترین کار مریم گشت و گذار به کشورهای اروپایی و ترغیب سیاستمداران این کشورها به تشدید تحریم و تشویق جنگ علیه مردم ایران است. این بانوی جنگ و آشوب که تنها چاره برون رفت از بحران عمیق تشکیلاتی-استراتژیکی و همچنین ایدئولوژیک خود و فرقه اش را در برپایی یک جنگ خونین بین کشورهای استعماری و ایران یافته است، با تمام وجود می کوشد تا در این فرصت کوتاه باقیمانده (برای تخلیه کامل اشرف)، به هر شکل ممکن شکافی برای جا دادن ارتش بی دندان و لباس خود پیدا و از یک فاجعه (که سالها پیش هشدار آنرا داده بود و چیزی جز فروپاشی فرقه و به محاکمه کشیده شدن سران آن نیست) جلوگیری نماید. ماه گذشته وی با کمک تعدادی از لابیهای خویش که با دریافت رشوه های کلان راه سفرهای اروپایی او را باز می گشایند به بلژیک رفت و اینک نوبت به اسپانیا رسیده که سیاستبازان فرتوتی چون آلخو کوادراس راه باز کن آن هستند. در این سفر چندین شخصیت رشوه خوار جاده صاف کن این بانوی جنگ و کشتار می باشند که می توان به اسامی زیر اشاره نمود: سناتور خوزه ماریو چیکیو، جوردی شوکلا، ایرن لوزانو، فرانسیسکو خوزه آلونسو رودریگز، دکتر خوآن گارسه، پائولو کازاکا، و همچنین پاتریک کندی که یار همیشگی پولهای توجیبی مریم قجر است. و اما همانطور که ذکر شد مهمترین عنصر برای اجرای این سفر آلخو ویدال کوادراس نایب رئیس پارلمان اروپاست که سالهای طولانی است از هدایای نجومی مریم قجر بی بهره نمانده است و در این سفر ریاست برگزاری کنفرانسهای اسپانیا را بر دوش مبارک داشته است. گذری به خلاصه سخنان مریم قجر می تواند راهگشای یافتن علت این تلاشهای دیپلماتیک! که می توان «سفرهای اروپایی رئیس جمهور» نامید باشد. بگذریم که این تلاشها «دیپلماتیک» نیست بلکه دقیقاً «تروریستی-نظامی» است. دلیل آنرا می تواند در متن و محتوای سخنرانی وی جستجو نمود: (((مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت ایران به خبرگزاری اسپانیا گفت: قیام مردم ایران هم چون تحولات و قیامهای بهار عرب که در کشورهایی مثل مصر یا سوریه به وقوع پیوست، می تواند به رژیم حاکم در وطنش خاتمه بدهد. رجوی هفته جاری به اسپانیا سفر کرده است تا حمایت سیاستمداران و رسانه ها در اسپانیا را نسبت به مقاومت مردم ایران جلب کند تا از به رسمیت شناخته شدن شورای ملی مقاومت ایران به عنوان طرف گفتگوی رسمی برای ایران، همانند شناسایی بین المللی مخالفان حکومت بشار اسد در سوریه حمایت کنند. مریم رجوی گفت: مذاکرات با چنین رژیمی بی معنی هستند… پایان این رژیم نه تنها برای مردم ایران خوب است بلکه علاوه بر این به ثبات منطقه و آرامش جهانی کمک خواهد کرد. زیرا که به معنی خاتمه تهدید اتمی رژیم ایران و حمایت از تروریستم در منطقه خواهد بود. رهبر اپوزیسیون ایران شباهتهایی بین اوضاع در سوریه و ایران می بیند و می گوید که رژیمهای حاکم در هر دو کشور به شدت در درون کشور به چالش کشیده می شوند. اما از حمایتهای بین المللی توسط کشورهایی مثل چین یا روسیه برخوردارند که به آنها کمک می کنند تا در قدرت بمانند. مریم رجوی همچنین بر این باور است که تصمیم رژیم ایران برای حمایت از سوریه به این خاطر است که سران این رژیم معتقدند اگر بشار اسد سقوط کند این تحولی است که به فروپاشی رژیم ایران منجر خواهد شد.))) کافی است به جملات فوق نگاهی گذرا بیندازیم، تمام جملات مریم آغشته به واژه های «سوریه-ارتش آزادی» می باشد و قیاس کردن ایران با سوریه و در نتیجه قیاس کردن ارتش آزاد سوریه (متشکل از مزدوران عربستان و آمریکا و اروپا) با ارتش بی یال و کوپال خودش!. البته در مشابهت ارتش و فرقه ی ایشان با ارتش آزاد سوریه در مزدوری و وابستگی به عربستان و اسرائیل و آمریکا جای تردیدی نیست و برای همگان کاملاً جا افتاده و نیازی به شرح جداگانه نیست، آنچه مریم قجر می خواهد به در اینگونه سیر و سیاحتها به سیاستمداران غربی بقبولاند پذیرش مجاهدین به عنوان آلترناتیو است در برابر جمهوری اسلامی همانطور که ارتش آزاد سوری مورد قبول قرار گرفته است و این نکته را ایشان به صراحت بیان نموده و نیازی به تفسیر هم ندارد. بانوی جنگ به هر دری می زند که ارتش بی جانش را حداقل در حد شورشیان سوری و تروریستهای تحت الحمایه عربستان به رسمیت بشناسند که نتیجه ی آن کمکهای مالی بیشتر و به رسمیت شناختن لیبرتی به عنوان اشرف ثانی است که در این صورت شاید بتواند چشم انداز جنگ را نمایان سازد. سراسر درخواست و تمناهای مستمر مریم از غربیها همین است که به جنگ راضی شوند و به تحریم بسنده نکنند. این تنها نقطه امید مریم قجر است که از یکسو حمایتهای مالی خود را افزایش دهد و از طرفی با دست باز به سرکوب دوباره باقیماندگان اشرف و لیبرتی بپردازد. اگر به دیگر نمونه خبرهای انتشار یافته از سوی فرقه نگاه کنیم، مشاهده خواهیم کرد که با کمترین خبری در مورد تشدید تحریمها به وجد آمده و با شور و شوق آن خبر منتشر می نمایند. برخی از تیترهای خبری مهم سایتهای مجاهدین را می توان در زیر مشاهده نمود: (تحریمهای جدید۲۷ کشور اتحادیه اروپا علیه رژیم ایرن تصویب شد) (تحریمهای شدیدتر اتحادیه اروپا علیه ایران به اجرا درآمد) (تصویب تحریمها علیه رژیم ایران در سنای آمریکا) (تشدید تحریمها، هماهنگی میان آمریکا و اتحادیه اروپا) البته بایستی توجه نمود که مریم در هر کنفرانس و سخنرانی ضمن ابراز خشنودی از شدت گرفتن تحریمها اعلام می کند که تحریمها به تنهایی کافی نیست. برای نمونه می توان به سخنان سال گذشته میلادی وی اشاره نمود. بدین ترتیب، ایشان به کمتر از جنگ رضایت نمی دهد چرا که جنگ و خونریزی و کشتار و ترور بخشی جدایی ناپذیر از هویت فرقه رجوی است و آنرا می توان در همه سرودها و شعارهای چند دهه گذشته مشاهده نمود همانطور که در آرم و نام و همه اقدامات سی ساله ی این فرقه هم به چشم می خورد. و اینک، باز هم مشاهده می کنیم که قاصدک جنگ به سفر خود ادامه می دهد تا برای ادامه خیات خویش بذر کشتار و نفرت را تا حد ممکن در هرگوشه ای بیفشاند و خون مردم ایران را بر زمین بریزد. ولی باید دید محصول او در این سفر چه بود؟ مریم در طول این سفر به جز سلسله گردشهایی که در مکانهای تفریحی و تاریخی داشت، تنها کاری که توانست انجام دهد برگزاری چند کنفرانس با همان هدف برسمیت شمرده شدن به عنوان آلترناتیو در حد شورشیان سوریه بود. تمامی عکسها و اخباری که از وی انتشار یافته است او را جز در سالن برگزاری کنفرانس و چند عکس تفریحی دیگر نشان نمی دهد که هوادارانش در فیسبوک انتشار داده اند. علاوه بر آن، با وجود تلاشهای بسیاری که مجاهدین در راستای گسترش انتشار خبر بکار بردند، هیچ خبرگزاری در این رابطه چیزی منتشر ننمود جز چند سایت خبری آنهم با هزینه خود مجاهدین که خبر را برایشان ارسال نموده بودند (این در حالی است که حتا خبر مسافرت رضا پهلوی که نه فعالیت چندان سیاسی دارد و نه تشکلی که بتوان روی آن حساب باز کرد و اعتبار خود را از پدرش و مجموعه ثروتهایی که در اختیار دارد گرفته است در خبرگزاریها انعکاس می یابد و تفسیر و تحلیلهای زیادی هم حول آن شکل می گیرد). بی اهمیت تلقی شدن سفر مریم توسط خبرگزاریها و مجامع سیاسی نشانگر بی اعتباری وی در عرصه سیاسی است. بی شک اگر ثروتهای نجومی مریم و مسعود در میان نبود همان چند سناتور و وکیل و ارتشی بازنشسته و جنایتکار هم حاضر نمی شدند حتا از پشت میزکار خود بیانیه صادر کنند چه رسد به دعوت از وی برای سفر به این و آن کشور اروپایی. اما آنچه در این شرایط بحرانی برای مریم قجر مهم است تدارک سفر به آمریکا و برگزاری یک کنفرانس برای پارلمانترهای آمریکایی است. وی سال گذشته هرچه تقلا نمود نتوانست ویزای سفر به آنجا را تهیه و به خانه کدخدا راه بیابد چون کدخدا وی را به اندازه کافی مصرف نموده بود، و در نتیجه فعلاً خود را با سفر به کشورهای کوچک اروپایی سرگرم نموده تا شاید با جلب حمایت تعداد بیشتری رشوه خوار اروپایی بتواند به دریوزگی خانه کدخدا بنشیند چرا که بخوبی می داند فقط ارباب آمریکایی و لابی های اسرائیلی می توانند ارتش فروپاشیده او را به سامان برسانند، کاری که اربابان آمریکایی هم بدان باور ندارند و مدتهاست پی برده اند که این اسب دست و پا شکسته دیگر قابلیت بازگشت به مسابقه را ندارد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.